فاتح بلندترین قله ها، به شما نخواهد گفت چگونه اینکار را انجام داده، ناچار خواهید شد، خودتان راههای صعود را پیدا کنید، همزمان که در جستجو راه میگردید، او قله های جدیدتری را فتح میکند،،
اگر به یکباره، بارش باران در تمام روزها به پدیده متداولی تبدیل شود، ساکن شهر با کفش خیس میتواند رفتو آمد داشته باشد، اما روستانشینان باید با کفشهای گِلی در جاده های خاکی و با سرعت کمتر رفت و آمد کنند،،
در همین حال قانونی برای مسابقات فوتبال تصویب میشود که میزبان باید بالای 50 هزار هوادار روی سکوها برای برگزاری مسابقه داشته باشد، در غیر اینصورت بازنده محسوب و 3 امتیاز به تیم حریف داده میشود،،
این سه نمونه هرکدام الگوی خاص خود را دنبال میکند، منشأ ٱن میتواند طبیعی، اتفاقی و ساختگی باشد، اما در نهایت خروجی هر سه یکیست، افراد و مناطقی که زیرساختهای ضعیف دارند در مقابله خیلی سریع تر از مکانها و یا افراد قوی دارای زیرساخت محکم،ضربه پذیرند، در نتیجه علاوه بر خسارات وارد شده و بازسازی تجهیزات و زیربناها، به ناچار باید هزینه پروژه های تحقیقاتی را کاهش و یا کاملا تعطیل کنند، و این همان تارگت یا هدف نهایی سرزمینهای صنعتی، برای ایجاد فاصله بیشتر و کم کردن سرعت پیشرفت کشورهای در حال توسعه میباشد، چون دستیابی بیشتر جوامع در حال توسعه منجر به تولیدات جدید، و وابستگی تجاری کمتر به کشورهای صنعتی و متقابلا در میزان درآمدهای ناخالص آنها،اثر منفی و نه تنها مانعی برای رشد اقتصادی آنان به شمار میآید، بلکه در مواردی این وابستگی در برخی از تجارتها جابجا خواهد شد و بسیاری از منابع مالی به چالش کشیده و نهایتا از بین میروند، مشخصا در مواقعی که این حد و مرز بین صنعتیها و درحال توسعه ها، به کمترین فاصله برسد،معمولا این راهکار جوامع صنعتی برای ایجاد سرعت گیر ساختگی، و کنترل جهان در حال توسعه با نمودارهای تعریف شده،طرح پیاده سازی با استفاده از بیوتروریسم یا همان مانع تراشی و هدف قرار دادن زیرساختهای سایر کشور با توسل به هر روشی که تنها تضمین کننده بازده مورد نظرشان باشد، با نادیده گرفتن کل اصول همزیستی مسالمت آمیز و حتی به بهای قربانی شدن چند صد هزار نفر از ملتهای خودی، کار را پیش میبرند، قبلتر با لشکرکشی و استعمار این هدف محقق میشد، حال به لطف پیشرفت علمی از همچنین مکانیزمهای مشابه برای حفط منافع بهره میبرند.



