ایل بالیلا یا ایل جنیو، فرقی ندارد؛ همه ما جوزپه پپینو مئاتزا را میشناسیم. پدر اساطیر فوتبال ایتالیا؛ کسی که در ۳۲مین روز از ۲۳ سالگی اش صدمین گل خود را برای اینتر در ایتالیا زد؛ جوان ترین بازیکن برای این کار. یک اعجوبه عجیب و غریب تمام ناشدنی.جیامپی‌یرو کامبی قبل از یکی از بازی ها با په په شرطی میبندد؛ اول اینکه تو نمیتوانی گلی که چند هفته پیش در تمرین تیم ملی زدی را در این بازی بزنی و دوم این که نمیتوانی با روش معروف گلزنیت یعنی جا گذاشتن همه مدافعان و کوبیدن توپ به تور گلی به ثمر برسانی. بازی تمام میشود و کامبی شرط را میبازد، یک ضربه قیچی به یاد تمرین هفته پیش تیم ملی و یک امضا برای اثبات حضورش. رمی های واقعی و متعصب شاید هنوز هم از په په تنفر داشته باشند، نمایش دیوانه کننده په په در آوریل ۱۹۳۰؛ دقیقه ۴، په په ۳ گل و رم صفر و قبل از رفتن به رختکن هم چهارمین گل رم بازی را شش صفر باخت و همیشه په په را مقصر میدانست. یکی از ترفند های په په برگ مرده اش بود. توپ را به بالای سر دروازه بان مینواخت به طوری که فکر میکردی توپ میخواهد به اوت برود ولی ناگهان مانند برگی که از درخت به پایین میفتد توپ هم به درون دروازه سوق داده میشد.

 آگوست ۱۹۱۰ متولد شد، پورتا ویتورا، میلان. او هم قرار بود از هزاران کودکی باشد که پدرش در جنگ جهانی اول میمیرد، په په پدر خود را در ۱۷ سالگی از دست داد. میگویند آخرین هدیه ای که پدرش به او داد یک تفنگ بود ولی په په توپ میخواست، په په هم مانند بسیاری دیگر خون با شوت بر سر توپ در رگ هایش جریان داشت. اولین بار رفت که برای میلان بازی کند اما میلان او را نخواست، گفتند ضعیفی و لاغر مردنی. همین ضعیف لاغر مردنی برای خراب نشدن کفش ورزشی اش پا برهنه در خیابان ها بازی میکرد و کلاف های نخی شوت میکرد تا رگ خواب توپ دستش بیاید. په په اولین بار در ۱۷ سالگی برای اینتر در جام حذفی بازی کرد و دو گل زد تا شروع یک اسطوره باشد و پس از آن ۲۸۲ گل دیگر هم برایشان زد، سه اسکودتو و یک جام حذفی هم برایشان به ارمغان آورد تا نراتزوری برای همیشه مدیون او باشد و فراموشش نکند. در پاییز ۱۹۴۰ به میلان رفت و پیش از بازی در مقابل تیم قبلی به گریه افتاد و گفت نمیتوانم ولی وقتی وارد شد گل تساوی میلان را زد. پس از آن هم سری به یوونتوس و وارسه و آتلانتا زد که ماحصل آن ۶۱ بازی و ۱۹ گل بود. سرانجام ۱۹۴۶ شد. آخرین فصل او در فوتبال ایتالیا به عنوان بازیکن، تصمیم گرفت فصل را به عنوان بازیکن/مربی در خانه اصلی یعنی اینتر بگذراند و درطول ۱۷ بازی در لیگ ۲ گل برایشان به ثمر رساند. ‌‌عصر طلایی ایتالیا قبل جنگ جهانی دوم با په په معنا میشود. اولین بار ۱۹ سال داشت که پیراهن لاجوردی را به تن کرد؛ ۱۹۳۰، و دو دقیقه پس از سوت توپی را روانه گل سوئیس کرد. در دو سال به قدرت و شهرتی رسیده بود که تیمی در اروپا نبود که از مئاتزا نخورده باشد: یک گل در برابر آلمان در ۱ ماه اول حضورش در تیم ملی ان هم در فرانکفورت، بعد تر از آن ۳ گل در برابر مجار ها زد تا بازی را پنج گله ببرند، ۱۹۳۱ هم ۳ گل زد تا ایندفعه فرانسه را پنج گله ببرند و یک ماه بعد، یک ماه بعد از شروع سال ۱۹۳۱ بهترین گل دوران زندگی خود را زد، در برابر رودلف هیدن در تیم جادویی هوگو میسل؛ همه را جاگذاشت و تاخت به سوی دروازه و هیدن را در برابر خود دید، په په گاوبازی بود که صبر کرد گاو وحشی کمی جلوتر بیاید و وقتی که هیدن از دروازه فاصله گرفت با پای راست ضربه ای به توپ زد و با پای چپ آن را از بالای سر هیدن وارد دروازه کرد.

په په اسطوره شده بود؛ آن قدر بزرگ که موسولینی دیکتاتور به دیدنش رفت و آن را قهرمان ملی خواند. دو قهرمانی پیاپی برای آن ها به ارمغان اورد و دوچه قهرمانی ۱۹۳۴ را تولد دوباره ملت نامید. ۴ سال بعد باز هم هوای قهرمانی کرده بودند، نمایش په په در برابر برزیل نمایشی بود برای دوران ها. سیلویو پیولا زمین خورد و پنالتی گرفت و په په رفت پشت توپ، عقب رفت و والتر دی سوزا دروازه بان برزیل را گاو وحشی تصور کرد مردی که معروف بود به پنالتی گرفتن، سپس به سوی توپ دوید و همانجا شلوارکش از پایش افتاد؛ همه میخکوب شده بودند، هرکس که بازی را میدید، ولی مئاتزا میخکوب نشد، چون او فقط جام قهرمانی را میتوانست ببیند؛ پس درنگ نکرد و با یک دست شلوارک را گرفت و توپ را روانه دروازه کرد تا لاجوردی ها باز به فینال بروند؛ این بار در برابر مجارستان. موسولینی قبل بازی پیغام داد یا بمیرید یا ببرید و ایتالیایی ها زنده از پاریس بیرون آمدند. چهار دو به نفع ایتالیا با دو پاس گل از په په. به ایتالیا برگشتند و برابر دوچه دیکتاتور، رژه نظامی رفتند و یک سال بعد جنگ جهانی دوم آغاز شد.

جوزپه پرسیکو و جیانی بررا اعتقاد دارند که GOAT مختص په په است. ویتوریو پوتزو مربی ایتالیا میگفت: بدون په په دوبار قهرمان جام جهانی نمیشدیم، وقتی په په را دارید بازی را با یک گل زده شروع میکنید‌. آلدو الیویری دروازه بان ایتالیا میگفت: با په په دوازده نفره بازی میکردیم؛ چون همیشه دو مدافع به دنبالش میدویدند و به جایی هم نمیرسیدند. روزنامه فرانسوی پاری ماچ او را سلطان همه تمام کننده ها خواند و پس از اولین بازی اش برای اینتر گاتزتا دلواسپورت او را با سه ویژگی توصیف کرد: باهوش، با طراوت، سریع. سرانجام ایل بالیلای بزرگ در ۱۹۷۹ دو روز قبل از تولد ۶۹ سالگی اش بخاطر سرطان مرد. از خانواده اش درخواست کرد که در آرامش به قبر برود و پس از ان خبر مردنش را اعلام کنند. بازی اینتر و پسکارا، یک دقیقه سکوت، مراسم که تمام شد گوینده استادیوم اعلام کرد: این استادیوم به احترام بزرگترین بازیکن تاریخ فوتبال ایتالیا، جوزپه مئاتزا نامیده خواهد شد.