...

پای من با تو رو زمین بود پریدی زیر پاهام خالی شد، قعر سقوط واژه‌ی تلخی بود که بعد از تو متعالی شد، پَر زنده‌ام؟ خنده وسط داغ دامن، خون چکیده توی باغ من تو مسیر گیس تو، ییلاق نار پوست سفید و رخشان رگ‌های مُرصَع کِل به کمان تو دل به کمین کلام کتاب خالی، کافی، کام مُکرم کشفِ کلید معبد پوشالی نَفس سوم نقش ثلاثی عتیق، غریق عجیب، اَبلق چل بعثت انزال من از گور به گور تا به شب در چشم تو زلزله پاشید و زمین ترسید بوسه‌ی آخرِ چریک بغضِ سیانور نیشِ فشنگ خواب خیابون پرید شَلَخ بی تنهاترین غریق لای امواج نگاه مَردُم بی تو حالا حال نفس کشیدن نیست مُلتَمِسِ زهر کژدُم

...

چم شده؟؟