پرسپولیس اکنون دقیا مثل یه گلادیاتور هست که در وسط یک مهلکه گیر افتاده است، یارانش( که در فرصت طلبی ها همیشه در کنارش بوده اند )اکنون به کناری نشسته و زخمی شدن این گلادیاتور رو نظاره می کنند، خنجرهایی که به نامردی از پشت و پهلو به تن زخمی اش می خورد و دشمنانی که بی شمار هستند و به شمار نمی آیند، و تشنه به خون او هستند چون گله های کفتار هر کدام از پشت سر تکه ای از گوشت تن او را با دندان‌های پلید خود می کنند، اما گلادیاتور از پا نخواهد افتاد....

تا فینال داستان همین است، روزی یک حاشیه، روزی یک زخم، روزی یک کینه.... 

اما ما از این گذرگاه سخت هم عبور خواهیم کرد و تاریخ را این بار به شکلی دیگر خواهیم نوشت، به رنگ قهرمانی در acl