سلام.. من سعید هستم و با بخش دوم موضوع خودشناسی میخوام که دیدگاه و نگرش خودم رو نسبت به زندگی با شما در میان بزارم و امید دارم که حتی اگر فقط و فقط این مطالب برای یک نفر مفید و کاربردی واقع بشه اونوقت منم از صمیم قلب از خودم راضی تر میشم. قبل از شروع دوست دارم که شماها هم نظرات و دیدگاههای خودتون رو در میون بزارین یا حتی اگر سوال و انتقاد و پیشنهادی هم در مورد موضوع مورد بحث دارین،شخصا خیلی خیلی خوشحال میشم که بدونم و دلیل واقعیه این خواسته ام رو هم در ادامه بهش میرسیم. در بخش اول این سوال مهمتر مطرح شد که "چرا ما باید به خودمون بگوییم انسان؟!!!".در واقع تمام بحث خودشناسی به نظر من مربوط به پاسخ و جواب این سوال میشه.واقعا چرا؟!!! برای رسیدن به جواب درست این سوال کافیه ی اول از هر چیزی به چند هزار سال قبل برگردیم.نه...بهتره بگیم به چند میلیون سال پیش.زمانی که موجودات دوپا که بعدها به نام انسان شناخته شدن سر و کله شون بر روی زمین پیدا شد. از همون ابتدای کار هم یه چیزه خیلی خیلی ویژه ی راه این موجود دوپا رو از سایر موجودات دیگه سوا کرد. شاید خیلی نیازی به فکر کردن هم نباشه که بگیم اون چیز ویژه دقیقا همین "فکر کردن" بود.درسته...فکر کردن...کاری که متاسفانه امروزه و با توجه به حجمه ی تکنولوژی و سرعت در زندگانی مردم به کاری سخت و دشوار تبدیل شده.بله...کاری سخت...شاید بگین من دیوونه ام و این ها یک مشت چرندیات ذهن بیمار منه ولی با کمی تامل و نگاهی عمیق به این نتیجه میرسیم که اکثر ماها(مخصوصا مردم جهان سوم)،اکثر اوقات در توهمات و خیالات و تخیلات پوچ و غیر واقعی و بی اساس خودمون زندگی میکنیم که در طول مطالب به چندین نمونه ی آنها اشاره میکنم. بهرحال همین کار سخت فکر کردن در آن روزهای ابتدایی پیدایش موجودات دوپا(انسانها)امری واجب و ضروری و به مرور زمان عادی و آسان شده بود و دلیلش هم خب واضح بود..."احتیاج و نیاز به بهتر و راحتتر و ایمن تر زندگی کردن" شما تصور کنین که زمانی بود که این موجود نمیدانست که از چی برای پوشش تن و بدن خود استفاده کنه. پس ابتدا از دو وسیله ی مهمی که قدرت طبیعت به صورت کاملا رایگان و مادرزادی در اختیارش قرار داده بود استفاده کرد.دو ابزاری که اگر آن ها رو نداشت قدم از قدم نمیتواست برداره و چه بسا تا الان بارها و بارها منقرض شده بود."دیدن" و "یاد گرفتن". موجود دوپا باید میدید.خوب هم میدید.اون باید میدید که چطور خیلی از حیوانات در هوای خیلی سرد نه تنها میتوانن زنده بمانند بلکه میتوانند شکار هم بکنند.پس یاد گرفت که چطور از پوست همان حیوانات برای خود لباس درست کند. میدونین تلخیه ماجرا کجاست؟!!!...جایی که امروزه حتی با وجود پول کافی هم برای خرید لباسهای آماده، گاهی نمیدانیم که چه نوع لباسی و با چه کیفیتی باید بخریم.این یعنی عدم استفاده از ابزارهای دیدن و یادگرفتن که تو وجودمونه و بیشتر وقتا ازشون غافلیم.
پس قسمتی از جواب سوال ما "درست دیدن و یاد گرفتنه"



