"ازین خانه چیزی رفت که هرگز بر نمیگیردد" . این را کشیش به یهو میگوید، در فیلم "دره ی من چه سر سبز بود" . من هم فکر میکنم چیزی از بین ما رفته : "احترام" !

گاه نباید آدم ها را از جایگاه واقعی خود بالاتر برد . شاید اگر من و شما را صدا بزنند و ناگهان بگویند شدی سردبیر طرفداری ، باد ورمان دارد و از خود بیخود شویم . حرف هایی بزنیم که در حدش نیستیم و تصمیماتی بگیریم که منفعتی جز "ضرر" برای مجموعه نداشته باشد .

شاید زمانی که رسول پناه مردم مازندران را عقده ای خطاب کرد به یاد نیاورد که این مردم بخشی از بهترین و با اخلاق ترین ورزشکاران این مرز و بوم را تقدیم کشور کرده اند . ورزشکارانی مثل امام علی حبیبی ( طلای المپیک) ، عبد ا.. موحد ( 6 طلای المپیک و جهانی ) ، حسن رنگرز (طلای جهانی ) ، رضا یزدانی ( طلای جهانی ) ، حسن یزدانی ( طلای المپیک ) ، بهداد سلیمی ( طلای المپیک ) ، کمیل قاسمی ( طلای المپیک ) ، قاسم رضایی ( طلای المپیک ) و ... . شاید واقعا فراموش کرده که یکی از همین مردم مازندران با مصدومیت کامل در المپیک ریو رکورد یک ضرب دنیا را جابجا کرد.

شاید رسول پناه فراموش کرده روزگاری لشکر 25 کربلای مازندران و گلستان ، خار چشم دشمنان این آب و خاک و مایه ترس و لرز دشمن بود . لشکری که لقب لشکر ویژه و خط شکن را از آن خود کرده و از شنیدن نام آن برق از سر فرماندهان دشمن می افتاد. همان که بعنوان اولین لشکر فاو را به تصرف دراورد و همان که از سوی فرماندهان دشمن به "عقرب سیاه" مشهور بود .  لشکری که چند سال پیش نیز در خان طومان با 200 نفر ، در مقابل 2000 دشمن ایستادگی کرد .

خیر جناب رسول پناه . من تصور نمیکنم ما عقده ای باشیم . اما آیا جنابعالی در مورد خودتان مطمئن هستید ؟