سلام.. من سعید هستم...یک موجود کوچک و ناچیز در بین شما اساتید...باور کنین یا نکنین شخصا به همه ی شما به چشم استاد نگاه میکنم...میدونین چرا؟!...بهتون میگم...چون بدون تعارف و خودنمایی از همه ی هم نوع های خودم میتونم خیلی چیزها یاد بگیرم...از اون کارگر به اصطلاح ساده ی زحمت کش تا اون پرفسورش...از همه...هر کسی رو که فکرشو بکنین با هر سطح سواد و شعور و طبقه میشه چیزی یا حتی چیزهایی یاد گرفت...فقط باید به همون ابزار نخستین مون رجوع کرد و ازش استفاده کرد..."درست نگاه کردن"...و بعد میبینیم که میشه چیزهایی "یاد گرفت"... بخش چهارم از موضوع خود شناسی رو شروع میکنم با این یادآوری که در بخش قبلی ما به یک سفر خیالی رفتیم...به یک سفر خیالی اما با سوغاتیه واقعی...البته میخوام بگم که اون مثال سفر به یک منطقه ی بیابانی رو میشه کاملا بصورت مشابه در مورد مناطق قطبی هم بکار برد... حالا میخوام که من رو به یک سفر دیگه و اینبار به یک منطقه ی کوهستانی همراهی کنین...جایی که روی یک تکه سنگ یا حتی روی چمن نشسته ایم و روبرومون کوهها،رودخوونه،درخت و جنگل،زمین حاصلخیز و آسمون آبی رو بالای سرمون داریم... پس باز هم برمیگردیم به خودمون و از ابزار "درست نگاه کردن" استفاده میکنیم...نگاه میکنم...دوستان...شما هم نگاه کنین...کوه:نماد استواری و صلابت و مقاومت...رودخانه:جاری بودنش،پاکی و در عین حال انعطافش وقتی حتی به سنگ ها صخره های تو مسیرش برخورد میکنه...درخت:سخاوت و گشاده دستیش بخاطر اینکه بی منت سایه اش رو در اختیارمون میزاره و اجازه میده با خوردن میوه هاش لذت سیر شدن رو حس کنیم...زمین:جایی که وقتی پامون روشه،با صبر و گذشت از این همه لگد مال شدن،بهمون احساس امنیت بیشتری میده...و آسمونه بزرگ و پهناور با اعجاز شب و روز شدنش. "استواری و مقاومت"..."انعطاف داشتن"..."سخاوت"..."صبر و گذشت"..."بزرگی" به به...چه کلاسیه این کلاس طبیعت...آموزگار و استاد و کتابهای درسی و حتی ابزار و لوازم تحریر،کاملا رایگان... میبینین دوستان...حالا هر کسی زرنگ تر باشه میتونه چیزهای بیشتری هم سر این کلاس یاد بگیره. حتی از حیواناتی که تو هر نوع آب و هوا و منطقه ی زندگی میکنن...چه اونایی که رو زمین هستن و چه زیر زمین...چه تو آسمون و چه تو قعر دریا،میشه چیزهایی یاد گرفت.به نوع زندگیاشون نگاه کنین...غرایزشون رو در نظر بگیرین...رفتارهاشون رو در شرایط گوناگون بسنجین. بخاطر همین اول این بخش گفتم که شماها،هرکدوم...هرجا که باشین و هر که که باشین میتونین استاد من باشین و منبع الهام من(البته با بردن مثال شما کنار کوه و زمین و درخت و حیوانات،کور بشم اگر قصد بی احترامی داشته باشم و خدای من میدونه که قصد و نیت فقط این بود که بگم از هر چیزی که خدای طبیعت آفریده میشه الهام گرفت). پس دوستان تا بخش بعدی "خوب دیدن" و "یاد گرفتن" رو فراموش نکنین. مرسی که هستین...