بیاین کمی با هم به عقب برگردیم........ 

وقتی که فرمانده جومونگ می خواست یکی از قبایل بازمانده از چوسان قدیم رو برای پیوستن بدون جنگ به گروه دامول راضی کنه تصمیم گرفت سفر مخفیانه ای به دهکده ی اون قبیله داشته باشه 

یکی از نگهبانان آهنگری قبیله ی بیرو (گیو جومونگ) که شباهتی به فرمانده جومونگ داشت از مخفیانه بودن این سفر سو استفاده کرد و خودش رو به عنوان فرمانده جومونگ جا زد

در این مدت به کاروان هایی که با هان رفت و آمد داشتند هیچ حمله ای نشد و حتی نگهداری به عمل اومد 

گروه دامول به بویو خراج می داد و برای هان برده جمع آوری می کرد 

پس مدتی این جومونگ تقلبی (گیو جومونگ) خودشم باورش شد که جومونگه پس تصمیم گرفت برای شکار به کوه بونگی بره 

فردا که به کوه رفت خرسی به نام ادموند گریزلی حمله کرد و جومونگ رو............. ????

خورد 

فردا صبح فرمانده جومونگ به همراه رئیس دهکده ای که به آنجا رفته بود برگشت و به نمایندگی از مردم دهکده بدون جنگ به گروه دامول پیوست 

زنده باد گروه دامول 

زنده باد فرمانده جومونگ