فیلمهای وسترن معمولاً از قبل در کشور ایتالیا مشهور بودهاند. معدودی از وسترنهای ایتالیایی نیز در دهه چهل ساخته شدند.دلیل غیبت وسترنهای آمریکایی از سینمای اروپا این است که در آن زمان کارگردانهای اصلی ژانر وسترن مانند جان فورد و آنتونی من به کارهای تلویزیونی روی آورده بودند.
میتوان گفت مهمترین وسترنهای اسپاگتی در دهه شصت تا اواخر دهه هفتاد ساخته شدند. اما چرا این فیلمها وسترن اسپاگتی لقب گرفتند دلیل دیگری دارد.. با وجود اینکه که این فیلمها توسط کارگردانان ایتالیایی یا دیگر کارگردانان اروپایی ساخته میشدند منتقدان سینماهای دیگر کشورهای آن زمان به آنها لقب “وسترن اسپاگتی” را دادند چون فکر میکردند که این وسترنها در مقابل وسترنهای اصیل آمریکایی چیزی نیستند و تولید این فیلمها را نوعی توهین به وسترنهای آمریکایی میدانستند. بیشتر این وسترنها با بودجهای کم و ناچیز ساخته میشد ولی بعضی از آنها واقعاً نوآوری داشتند و همچنین نوعی اثر هنری به شمار میآمدند. این فیلمها در اوایل حتی در کشورهای اروپایی هم به رسمیت شناخته نمیشدند. در دهه هشتاد این ژانر به اوج شهرت رسیده بود. امروزه از اصطلاحات دیگری نیز برای این ژانر استفاده میشود در ایتالیا بیشتر از “وسترن آل ایتالیانا” و در آلمان “ایتالووسترن” و در ژاپن از “وسترن ماکارونی” استفاده میشود.
ویژگیهای وسترن اسپاگتی:
خیلیها باور دارند که وسترن اسپاگتی از فیلم معروف سرجو لئونه یک مشت دلار که بازسازی فیلم ژاپنی “یوجیمبو” بود شروع شد ولی قبل از لئونه هم در اوایل دهه شصت وسترنهای ایتالیایی ساخته میشدند همچنین در کشور آلمان هم وسترنهایی برپایه کارهای کارل می ساخته میشد. ولی اولین وسترن قابلقبول که توسط اروپاییها ساخته شد یک محصول مشترک اسپانیا-انگلیس به نام اسلحههای وحشیساخته میشل کاراز بود. بااینحال این سرجولئونه بود که با اولین وسترنش نگرشها را نسبت به این ژانر عوض کرد. بعد از اولین وسترنش (یک مشت دلار) لئونه دو وسترن عالی دیگر نیز ساخت که از این سه بهعنوان تریلوژی (سه گانه) دلار یاد میشود. غرب از دیدگاه سرجولئونه پر از گردوغبار است خانهها بارنگ سفیدرنگ کاری شدهاند آدمها با سرووضع کثیف و با ریش و شبیه آدمهای پستفطرت هستند بادها سهمناک و صحرا ترسناک است صدای سگها از هر طرف به گوش میرسد قهرمان داستان فردی است بدبین نسبت به هر چیز بهظاهر بیخیال و درعینحال بسیار زرنگ. موسیقی متن سه گانه دلارسرجولئونه توسط انیوموریکونه نوشته شده است. آهنگسازی که موسیقیاش همانند فیلم لئونه غیرمعمول و سرشار از نوآوری است او در موسیقی خود از ترکیب سازهای جدیدی استفاده کرد مانند سوت زدن صدای شلیک تفنگ گیتار برقی شیپور (ارتشی) صدای شلاق و…. انیوموریکونه حدوداً برای ۳۰ وسترن موسیقی متن نوشت که این آهنگساز نقش بسزا و کلیدی در مشهور شدن ژانر داشت. دروسترن های اسپاگتی مخصوصاً در فیلمهای لئونه معمولاً دیالوگ جایگاه محدودی دارد و صحبت خیلی کم ردوبدل میشود خود سرجولئونه گفته است: فیلمهای من صامت هستند و دیالوگ فقط مکمل آن است. نمونه بارز این موضوع رو میتوانید در شاهکار سرجولئونه یعنی در فیلم روزی روزگاری در غرب مشاهده کنید. برخی منتقدان این وسترنها را شبیه اوپرا داستند چون موسیقی یکی از ساختارهای اصلی و محکم این ژانر بهحساب میآمد. از دوران خیلی قدیم به وسترنهای ایتالیایی “اوپرای اسبی” نیز میگفتند. ساخت وسترنهای اسپاگتی مشکلات زیادی را به همراه داشته است بعداز ساخت فیلم دراکثر مکانها فیلمها را سانسور میکردند و یا حتی فروش آنها در فروشگاههای اصلی ممنوع میگردید. ماجرای بیشتر وسترنهای اسپاگتی در مرز بین مکزیک و آمریکا اتفاق میافتد ودر برخی موارد مکزیکیهای سادیست نیز حضور دارند. بعضی از وسترن اسپاگتی جنگ داخلی و عواقبش را دریک دورنما بررسی میکنند و از نامهای رسمی مانند ویل کین واتان ادواردز در آنها استفاده نمیشود بلکه از نامهای عجیبوغریب و ناآشنا مانند رینگو سارتانا ساباتا جانی اورو آریزوناکولت و جنگو استفاده میشود. این ژانر بهطور کامل یک ژانر کاتولیکی است (از بعضی اسمها مانند هاللولا سمتری ترینیتی یا هولی واتر جو نیز استفاده شده است) که درواقع بسیار تحت تأثیر مذهب کاتولیک است مانند به صلیب کشیده شدن مسیح و یا شام آخر. دریک اثر سورئال به نام جنگو بکش! به کارگردانی جولیو کوئستی واکنش یک قهرمان را در مقابل یک حکم و قضاوت در یک شهر خاکی نشان داده میشود. بیشتر وسترنهای اسپاگتی مخصوصاً آنهایی که از بودجه نسبتاً بالایی برخوردار بودند در اسپانیا و معمولاً در صحرا آلمریا و کولمنار ویخو و اویو د مانسانارز فیلمبرداری میشدند. درایتالیا نیزاستان لاتزیو (درحوالی رم) یک مکان موردعلاقه برای فیلمبرداری بوده است. بعضی از وسترنهای اسپاگتی نیز در آلپ یا آفریقای شمالی و یا در اسرائیل فیلمبرداری شدهاند. صحنه درونشهری معمولاً در شهرکهای سینمایی استودیو رمان مانند چینه چیتا یا الیوس فیلمبرداری شدهاند. استودیو الیوس همچنین یک شهرک مکزیکی نزدیک شهر غربی داشته است.
سالهای طلایی ۱۹۶۶–۱۹۶۸:
در این دوره کوتاه بیشتر فیلمهای کلاسیک ساخته شدند. در سال ۱۹۶۶ لئونه فیلم خوب بد زشت را ساخت که اصلیترین وسترن اسپاگتی به شمار میرود و حتی بسیاری معتقدند که بهترین فیلم وسترنی هست که تا حالا در کل جهان ساخته شده است. یکی دیگر از مهمترین فیلمهای این سال فیلم جنگو سرجوکوربوچی(معروف به سرجو دوم) است که مهمترین وسترن حماسهای درباره انتقامگیری است بعدازاین فیلم موجی از وسترنهای اسپاگتی با نام شخصیت جنگو ساخته شدند. در سال ۱۹۶۸ این دو کارگردان دو شاهکار دیگر نیز ساختند لئونه شاهکار افسانهای روزی روزگاری در غرب را ساخت که موردتوجه سختگیرترین منتقدان دنیا قرار گرفت و کوربوچی نیز شاهکاری به نام “سکوت بزرگ” ارائه داد فیلمی ویرانگر! در این فیلم که بهطور کامل در مکانهای پر از برف فیلمبرداری شده است کوربوچی هر انتظاری را در این فیلم به هم میزند! در واقع مردم عادت کردهاند که همیشه مردخوب میبرد! یکی دیگر از مهمترین کارگردانان این دوره طلایی سرجو سولیما“معروف به سرجو سوم” است که روشنفکرترین و سیاسیترین کارگردان وسترن اسپاگتی به شمار میرود. فیلم “جدال بزرگ” سولیما با هنرنمایی لی وان کلیف که در دو فیلم از تریلوژی دلار ایفای نقش کرده بود درباره فساد در دستگاه سیاسی آن زمان است. فیلم “رودررو” سولیما فیلمی است درباره یک پروفسور انگلیسی که به آمریکا مهاجرت کرده و زمانی که توسط یک راهزن گروگان گرفته میشود بهتدریج به تمایلات حیوانی خود گرایش پیدا میکند. نقش پروفسور را جان ماریا ولونتونه که یکی از کهنهکارهای لئونه است و نقش راهزن را یک بازیگر کوبایی-آمریکایی به نام توماس میلیان بازی میکند. ولونتونه همچنین در یک فیلم از دامیانو دامیانی به نام “گلولهای برای ژنرال” ایفای نقش کرد که این فیلم زمینهای برای به وجود آمدن فیلمهای انقلابی مکزیکی موسوم به وسترنهای زاپاتایی (وسترن ذرتی) فراهم آورد. توماس میلیان در بسیاری از این وسترنهای زاپاتایی بهعنوان یک پیک یا یک کشاورز انقلابی ایفای نقش کرد. به گفته خودش او سمبل فقر و انقلاب شده بود.فیلمهای زاپاتایی بیشتر تحت تأثیر سیاستهای اروپایی بودند تا آمریکایی. در دهه شصت عقاید مارکیست بین متفکران اروپایی گسترش بهویژه در کشورهای اطراف مدیترانه و به نظر میرسد که وسترنهای زاپاتایی اندیشههای انقلابی را از آن گرفته است. خلاقانه بودن وسترنهای زاپاتایی در مقابل وسترنهای اسپاگتی معمولی سبب شد تا این نوع فیلمها در بین دانش جویان و حتی مخاطبان جهان سوم بسیار موردتوجه قرار بگیرند. در بین وسترنهای زاپاتایی بهترینشان “زندهباد انقلاب” ساخته جولیو پترونی و “مزدور” ساخته سرجوکوربوچی است که هر دو فیلم در سال ۱۹۶۸ اکران شدند. درسال ۱۹۶۹ بیشتر وسترنهای اسپاگتی جنبه تقلیدی پیدا کردند که در این مورد میتوان به سری فیلمهای سارتانا (بعضیها میگویند پاسخ وسترنهای اسپاگتی به فیلمهای جیمز باند) اشاره کرد.
شب خوش



