سه نکته مهم ! چرا باید انتقاد کرد؟ 1. اکثر رسانه های فارسی زبان در مورد یک رکورد خاص بازی یونایتد با آرسنال ساکت بودند و آن هم اینکه این صدمین بازی یونایتد تحت هدایت اوله محسوب میشد. نکته ای که به ما اجازه میداد معیاری داشته باشیم برای مقایسه کارنامه ثبت شده توسط وی با مورینیو و فنخال. ژوزه تنها پانزده باخت در صد بازی اولش با یونایتد ثبت کرده بود و این در حالیست که شکست در مقابل آرسنال ، بیست و چهارمین شکست اوله در قامت سرمربیگری یونایتد بود. ژوزه  ای که متهم به تمام شدگی بود و اما همین حالا با تیمش که طی سالیان سال جامی کسب نکرده و از حیث مالی نیز قابل مقایسه با قدرت یونایتد نیست توانسته بر سکوی دومی لیگ تکیه بزند! آمار شوکه کننده دیگری که توسط اوله به جا گذاشته، ثبت سومین شکست خانگی در یک فصل بود این در حالیست که تیمی مثل لیورپول ، در پنج سال گذشته تنها چهار بار در خانه باخته است. خود یونایتد در ژوئن 2016 تا می 2018 تحت سرمربیگری مورینیو تنها سه باخت در اولدترافورد ثبت کرده بود ، یعنی برابر با تعداد باختهای اوله در هفته های اخیر. همچنین اوله نسبت به صد بازی اول مورینیو، سه جام کمتر ! و البته هفت برد کمتر ثبت کرده است که همه اینها ادعای " پیشرفت " زیر نظر وی را به زیر سوال میبرد.  2. واقعیت محض دیگر از حیث سبک بازی این نکته است که یونایتد اوله همچنان عاجز از سوال دادن به پاسخ " جایگاه پوگبا در ترکیب کجاست " میباشد. فوتبال اوله به هنگام در اختیار داشتن مالکیت توپ ناتوان از پاسخ دادن به سوال واضحی مثل اینکه " حالا برنامه چیست " میباشد و عموماً در مقابل تیمهای بزرگ بهتر نتیجه میگیرد زیرا مایلست توپ را به آنها واگذار کرده و با اتکا به مهاجمین سرعتی خویش به آنها ضد حمله بزند، چیزی که بازهم باعث زیر سوال رفتن ادعای اصلی برکنار کنندگان مورینیو یعنی " ارائه فوتبالی بر خلاف روح یونایتد " میشود. آرسنال در تمام بازی  خلاقیت در وسط زمین، سرعت در کناره ها و پلن های قابل بررسی و واضح هجومی به هنگام کنترل توپ داشت این در حالیست که بازی یونایتد همچنان و بعد از انجام صد بار مربیگری توسط اوله برای خودش هم تازگی دارد ! این درحالیست که خیلی ها قبل از شروع بازی معتقد بودند که برتری هافبکهای یونایتد نسبت به آرسنال میتواند عامل پیروزی یونایتد شود ، در حالی که الننی و پارتی شاید هر کدام عملکردی ده برابر بهتر از فرد، مک تامنی ، پوگبا و ... داشتند ! که این مستقیماً به شخص سرمربی مربوط میشود .همان سرمربی که برای بار دوم در مقابل آرتتا شکست میخورد. 3. یادآوری علل حاشیه ای آمدن اوله : باز ذکر کردن برخی نکات همیشه به انسان کمک میکند که شرایط فعلی را بهتر بسنجد. بجز " ارائه سبک دفاعی" انتقاد بزرگ دیگر مخالفان نسبت به مورینیو ، ارائه مصاحبه های نامطلوب بود ! هواداران از اینکه چرا موریینو بعضاً به بازیکنان یونایتد در عموم انتقاد میکند و یا اینکه چرا سیاستهای کلی باشگاه را زیر سوال میبرد شکایت داشتند. از این حیث میتوان گفت که یونایتد کاملاً موفق شده سرمربی مورد نظرش را پیدا کند .زیرا تحت نظر اوله حتی بعد از باختهای سنگین نیز ما میتوانیم شاهد لبخندهایی بزرگ به پهنای صورت و شنیدن حرفهای مثبت امیدوار باشیم. به نظر میرسد سابقه ی اوله این حقیقت که او زمانی در باشگاه بازی میکرده باعث میشود که هوادران مایل باشند بر ضعفها و اشتباهات او به خاطر کاری که دو دهه قبل در باشگاه انجام داده چشم پوشی کنند. مربی ای که عملاً از نظر سطح مربیگری و کارشناسی فرق چندانی با نویل ، اسکولز و بات و ... سایرین نداشته و کارنامه قابل دفاعی در طی ده سال اول مربیگری خویش برای عرضه ندارد.  سه نکته مهم دیگر ! چرا نباید در انتقادها افراط داشت ؟  1- ظهور جنبشهای ضد گلیزری در بین هواداران یونایتد باعث شده که عده ای که مشخصاً هوادار یونایتد نیستند و به اصطلاح " بد باشگاه را میخواهند" نیز بر این موج سوار شده و عملاً دست به هرکاری برای تمسخر وضعیت فعلی باشگاه بزنند. هواداران نباید به راحتی فریب این افراد که با بردهای تیم خوشحال نشده و برعکس از باخت تیم لذت میبرند را بخورند. اکثر اینها  " ترول " هائی هستند که صرفاً به علت شرایط پیش آمده بعد از کورونا به دنبال یک تفریح هستند. در عین حال جدا از این افراد بی هویت، جنبشهای قدیمی ضد گلیزری همواره تاکید کرده اند که مدیریت وودوارد و گلیزرها یک مدیریت فاجعه بار و اقتصاد محور و نه فوتبال محور بوده که هدفی بجز کسب سود و ارسال دلار به آمریکا ندارد و تا زمانی که آنها بر این باشگاه سلطنت میکنند احتمال بازگشت به مدار موفقیت تقریباً صفر است. بنابراین مسئولیت بخش عمده ای از مشکلات موجود برگردن کادر مدیریت میباشد.  2- برد و باخت در فوتبال طبیعیست و نمیتوان انتظار داشت که مثل پلی استیشن شما بتوانید تمام تیمها را شکست داده و خریدهای ارزان و موفق هم انجام دهید و نهایتاً هم با ثبت بیشترین آمار کلین شیت و داشتن آقای گل و آقای پاس گل و ... در تیم خودتان فاتح تمام جامهای داخلی و خارجی هم بشوید ! پذیرفتن پنج یا شش شکست در طول یک فصل برای حتی قوی ترین تیمهای هر لیگ میتواند عادی باشد و نمیتوان بعد از هر برد بازیکنان و مربیان را به سقف چسباند و بعد از هر باخت آنها را آماج حملات قرار داد . فوتبال تا حد قابل ملاحظه ای هم به" لحظات" بستگی دارد.  3- هنوز زمان زیادی از دست نرفته و یونایتد قادر به قرار گرفتن در جمع چهار تیم نخست میتواند باشد. واضحاً این هدف و خواست ما هواداران قدیمی باشگاه نیست ، اما حقیقت را باید پذیرفت. در حال حاضر یونایتد فاصله ی قابل ملاحظه ای چه از حیث فنی ( کادر و بازیکنان ) و چه از حیث مدیریتی ( سرمایه گذاران و مدیر ورزشی) با تیمهای تاپ اروپا همچون بایرن، سیتی ، رئال ، چلسی ، پاریس سنت ژرمن و ... دارد. حتی میتوان با انصاف و ملاحظه ای بیشتر گفت که کادر مدیریتی تیمهائی مثل اورتون و تاتنهام و وولوز و ... نیز در حال حاضر بسیار مجرب تر و مشتاق تر به نتیجه گیری نسبت به کادر مدیریتی یونایتد هستند. و البته کادر فنی آنها نیز پرتجربه تر بوده و دانش فنی بالاتری دارند ! فلذا در حال و روز فعلی میبایست قبول کرد که کسب سهمیه نهایت هدف این تیم و این باشگاه در حال حاضر است و میبایست به همین وضعیت بسنده کرد تا زمانی که بالاخره لبخند زنندگان و همیشه تشویق کنندگانی که در اولدترافورد نشسته اند متوجه شوند که " دیگر بس است ! " و با عزمی جدی شر وودوارد و گلیزرها را از سر باشگاه عزیز ما کوتاه کنند !