امروز متن مضحکی با عنوان قدیس دیکتاتور درسایت گذاشته شد که میخوام تو این پست بررسیش کنم. توی اون متن اقای نویسنده خیلی تند و یک طرفه به مسی تاخته و به غیر از دیکتاتور اون رو دورویی مینامه که دست بارتومئورم تو دورویی بسته حالا دلیلش چیه؟ اینکه مسی بعد از باخت مقابل لیورپول میگه ما مقصریم اما بعد از پایان فصل میگه برنامه های بارسا اشتباهه. اما هیچ اشاره ای به اتفاقای این بین نمیکنه. همه دیدیم که والورده اون سال لالیگا رو گرفت و مارو تا نیمه نهایی برد که توش دوتک به تک سوارز یکی کوتینیو و یکیم مسی و دمبله خراب کردن و قطعا بازیکنام تو اون باخت اندازه مربی مقصر بودن. اما مسی به برنامه باشگاه اعتراضی نمیکنه حالا چرا ؟چون به درست یا غلط به والورده اعتقاد داشته و قرار بوده مشکل وینگ چپ که بارسا رو هنوزم ازار میده با اومدن نیمار حل شه . اما اتفاقایی که در ادامه میفته چیه؟ اول بجای وینگ چپ گریزمانی جذب میشه که رختکن به شدت باهاش مخالفه ولی به طرز عجیبی قدرت دیکتاتوری مسی جواب نمیده و گریزمانی به بارسا میاد که هم پست مسیه و بازی دادنش کنار مسی الان از چالشای تیم کومانه. اتفاق بعدی که میفته رسوایی بزرگ مدیرای تیمه که به روزنامه ها و فضای مجازی پول میدادن تا مسی و بقیه بازیکنارو بکوبن . که باز هم دیکتاتور بزرگ سعی میکنه سکوت کنه تا تیم به حاشیه نره . اما اتفاق بعدی اخراج والوردست که مثلا تحت حمایت دیکتاتور بزرگ مونده و اوردن کسی بجاش که همه معتقدیم هیچ بار فنی ای نداشت و فاجعه رقم زد و مسیم قبلش اخطار میده که با این مدل بازی به جایی نمیرسیم . و وقتی باخت های ستین از راه میرسه اتفاق بعدی میفته یعنی حمله ابیدال به بازیکنا مبنی بر اینکه اونا کم کاری کردن و باعث اخراج مربی قبلی شدن . یعنی درحالی که سرکار موندنشم تو رسانه ها جار زدن که به خاطر مسی بوده حالا بعد گند زدن ستین اخراج والوردرم انداختن گردن بازیکنا که مسی دیگه ساکت نموند سر این قضیه. فصل ادامه پیدا کرد و بعد تحقیر جلو بایرن . سوارز تنها بازیکن نوک تخصصیمون بدون داشتن جانشین با بی احترامی کنار گذاشته میشه و همین الانم یکی از مشکلات تیم کومان نداشتن نوکه . خب حالا وقتی با اینهمه اتفاق مسی میگه که این مدیریت هیچ برنامه ای نداره و همه چی داره اشتباه پیش میره به خاطر دورویی مسیه یا سیل اتفاقاتی که در این سال اتفاق میفته؟ درجای دیگه ای توی اون متن نویسنده دوکار جالب انجام میده یعنی داستان سرایی و تحریف تاریخی که خیلیم ازش نگذشته . اول میگه که بعد انتقادای رسانه های ارژانتین و مقایسش با مارادونا مسی جرقه ای توی ذهنش میخوره و میگه من چرا مثل مارادونا یاغی و دیکتاتور نباشم . حالا اینکه نویسنده از کجا از جرقه های ذهنی مسی خبر داره رو من نمیدونم . اما در ادامه میگه مسی شدیدا با انریکه به اختلاف بر میخوره و تاجایی بالا میگیره که دوطرف شدیدا علیه هم موضع میگیرن و مصاحبه های متعددی!!بله متعددی علیه هم انجام میدن و همو تهدید به خروج از باشگاه میکنن. و بعدم با یه پادرمیونی کاملا باهم خوب میشن و اصلا تمرکز هیچکدوم هم درادامه بهم نمیخوره و میرن سه گانه میبرن!! درحالی که این اتفاقات هرگز رخ نداد و فقط خبر از اختلاف بین انریکه و مسی بیرون اومده بود که حتی به 10 روزم نکشید این اخبار و همه چی تموم شد . و انریکه هم با اون شخصیت رکش که همه میدونن و گواهش رفتارش با جانشینش تو تیم ملی اسپانیا بود هیچ وقت بعدا اعتراضی به دیکتاتوری مسی نکرد . و تنها دو مربی از این موضوع گلایه دارن تاتا و ستین یعنی بی دانش ترین و بد ترین مربیای بارسا در دو دهه ی اخیر و جزو بدترینا درتاریخ بارسا. که خیلی دوست دارم بدونم واکنش یه بارسایی واقعی که عاشق تیمشه دربرابر این دوتا مربی چی میتونه باشه . اصلا کاری به این قضیه که این دیکتاتور بزرگ چطور نتونسته مانع فروش دنی الوز که از بهترین دوستاش بوده بشه و ما سالهاست داریم از جای خالی الوز ضربه میخوریم هم ندارم.
دراخر باید بگم منظورم این نیست که قدرت مسی درحد یه بازیکن عادیه . چون هرچی باشه یکی از سه بازیکن برتر تاریخه که 20 ساله داره تو بارسا بازی میکنه و طرفدارا میپرستنش و طبیعتا نظرش برای باشگاه مهمه اما اینکه بگیم مسی یه دیکتاتوره و حرف اخرو تو باشگاه میزنه به دروغ مضحکه که رسانه ها ساختن .



