ساعاتی پیش یواخیم لو سرمربی محبوب آلمان مطابق انتظار هواداران مانشافت، نام باستین شواین اشتایگر را به عنوان کاپیتان جدید مانشافت و جانشین فیلیپ لام اعلام کرد. از این پس رئیس بایرنی ها وارث بازوبندی است که روزگاری بر بازوی اساطیری چون فریتز والتر، اووه زیلر، فرانتس بکن بائر، کارل هاینز رومنیگه، لوتار ماتیوس، الیور کان و فیلیپ لام بسته شده است. بی شک غیرت و تعصب مثال زدنی، جنگندگی و فداکاری، کوله باری از تجربه در میادین مهم بین المللی، مقبولیت در نزد ملی پوشان و محبوبیت فراوان در نزد هواداران از مهم ترین دلایل این انتخاب بوده است. اما چگونه شواینی به رهبر اصلی تیم و قلب تپنده مانشافت تبدیل شده است؟
بی شک در رشد وبالندگی شواینی دو مربی نقش به سزایی داشته اند: لوئیز فن خال و یوپ هاینکس
کمی به عقب برگردیم به سال 2010؛ سالی که بی شک یک نقطه عطف در تاریخ بایرن محسوب می شود. در این سال مسئولان بایرن که پس از ناکامی در اروپا در طی فصول گذشته ، در پی تجدید افتخارات اروپایی بودند لوئیز فن خال سر مربی مطرح و پرآوازه ی هلندی را به عنوان سکاندار هدایت اف سی هالیوود برگزیدند. تئوریسین مشهور هلندی در بدو ورود به آلیانتس آرنا با انتقال شواینی از پست وینگر به مرکز زمین، نقشی کلیدی در تبدیل شواینی به عنوان بازیکن محوری در بایرن داشت. البته در همان دوران این مارک فن بومل کاپیتان هلندی باواریایی ها بود که به عنوان رهبر اصلی تیم در زمین شناخته می شد. همزمان در تیم ملی، یوگی لو علی رغم سپردن بازوبند به فیلیپ لام، از شواینی در کنار لام به عنوان رهبران اصلی تیم در زمین نام برد و وی را رهبر احساسی تیم خواند و همواره در تاکتیک های خود نقشی محوری برای شواینی قائل بود. پس از اخراج فن خال و انتخاب هاینکس در آغاز فصل 2012-2011 و خروج مارک فن بومل از بایرن، نقش شواینی روز به روز به عنوان کارگردان اصلی بایرن در میانه میدان و رهبری تیم پررنگ تر می شد. در واقع می توان گفت دوران ریاست شواینی بر میدان از دوره هاینکس آغاز شد.
هاینکس در فصل اول حضور خود در بایرن تیمی به محوریت شواینی و کروس در میانه میدان، روبن و ریبری به عنوان وینگرها در جناحین با حمایت لام و آلابا به عنوان دو مدافع کناری و ماریو گومز در نوک پیکان تهاجمی تشکیل داد. که حاصل آن علی رغم درخشش بایرن در لیگ قهرمانان، نایب قهرمانی دراماتیک و ناباورانه در خانه بود. در فصل بعد که درخشان ترین فصل تاریخ باشگاه رقم خورد هاینکس بزرگ با جذب مهره ای ارزشمند به نام خاوی مارتینزبه عنوان هافبک دفاعی تخریبی، به شواینی آزادی عمل بیشتری در میانه میدان و حملات تیم بخشید و حاصل آن را با درخشش کم نظیر وی در مدیریت بازی تیم دید. به طوری که هاینکس دو شکست بایرن، یکی مقابل لورکوزن در لیگ و دیگری مقابل آرسنال در لیگ قهرمانان را به غیبت شواینی نسبت داد. حتی ماتیاس سامر پس از فینال لیگ قهرمانان به تمجید از شواینی پرداخت و از نقش وی در تغییر تاکتیک تیم بدون هماهنگی با کادر فنی و کاهش فشار اولیه دورتموندی ها تمجید کرد. در فصل بعد با ورود پپ گواردیولا، به دلیل تغییرات تاکتیکی ایجاد شده و مصدومیت های گاه و بیگاه در طول فصل، شواینی نتوانست درخشش قبل را تکرار کند و در نهایت بایرن به دوگانه فوتبال آلمان نائل شد اما در لیگ قهرمانان با شکست مقابل رئال ناکام ماند.
پس از پایان فصل و ادامه ی سریال مصدومیت های شواینی، اکنون ابهامی بزرگ در مورد جایگاه او در تیم ملی ایجاد شده بود. یوگی لو اما بی توجه به انتقادات و هشدارها در مورد میزان آمادگی شواینی، در تدابیر تاکتیکی خود جایگاهی محوری برای یک شواینی آماده در نظر گرفته بود. به همین جهت منتظر ماند تا او رفته رفته به مرز آمادگی لازم برسد. داستان شواینی و آلمان اما از بازی دوم آغاز شد. در دقایق پایانی بازی با غنا در حالی که آلمان از حریف عقب افتاده بود لو شواینی را به زمین فرستاد. باز ی با میدان داری شواینی و گلزنی کلوزه در نهایت با تساوی خاتمه یافت و از ان پس آلمان و شواینی با پیروزی در تمامی بازی ها راه پیروزمندانه خود به سمت ماراکانا را آغاز کردند و شواینی بار دیگر به فرمانده اصلی ژرمن ها در میانه میدان تبدیل شده بود. انگار یوگی لو می دانست بدون قدرت جنگندگی ، اراده و فداکاری رئیس نمی توان در برزیل پیش روی کرد. گویی نصیحت هاینکس کبیر ملکه ذهن او شده بود" بدون یک شواین اشتایگر آماده نمی توان قهرمان جهان شد" اکنون در فینال ماراکانا شواینی و یارانش به دنبال تحقق شعار یک ملت یک آرزو و یک تیم بودند و چه پایانی خوش تر از قهرمانی با حماسه سازی شواینی ، با ذهن زیبای یوگی لو، با کاپیتان لام دوست داشتنی و با همدلی و درخشش تک تک بازیکنان.
اکنون با سپردن بازوبند کاپیتان به شیر سفید باواریا، خیال هواداران از جانشین فیلیپ لام راحت است.
اکنون هواداران مانشافت، همانند شاگردان یوگی شادمان و مفتخر از قهرمانی چهارم، در انتظار آینده و مشتاق رسیدن به افتخارات بیشتر هستند. در انتظار یورو 2016، در انتظار تحقق یک رویای شیرین دیگر؛ بالا بردن جام قهرمانی به سبک کاپیتان شواینی.