یک فیلم خوب جدا از شخصیت اصلی و روند داستانی جذاب، به یک شخصیت شرور عالی نیاز دارد؛ زیرا همانطور که جوکر در فیلم شوالیه تاریکی (The Dark Knight) گفت شخصیت اصلی و شخصیت شرور یک داستان مکمل یکدیگر هستند. برخی از این شخصیتهای شرور آنقدر عالی و بی نقص طراحی شدهاند که مخاطبان آنها را به شخصیتهای اصلی داستان ترجیح میدهند. نمونهی بارز این اتفاق در قسمت دوم از سه گانهی بتمن ساختهی کریستوفر نولان رخ داد و جوکر بیشتر از تمامی شخصیتهای حاضر در فیلم مورد توجه قرار گرفت.
برخی از شخصیتهای شرور مانند فردی کروگر در سری فیلمهای کابوس در خیابان الم (A Nightmare on Elm Street) شوخ طبع و برخی دیگر نیز مانند هانیبال لکتر آنقدر باهوش و بی نقص هستند که مخاطب را ناخواسته به احترام وا میدارند. برخی نیز مانند بیگانه لرزه به تن مخاطبان میاندازند. با اشاره به این مثالها احتمالاً باید به این نتیجه رسیده باشید که برخی شخصیتهای شرور به واسطهی ویژگیهای منحصر بفردی که در دیگر شخصیتها وجود نداشت، مورد توجه قرار گرفتهاند.
علیرغم اینکه تعداد این دسته از شخصیتهای شرور زیاد است و لیستی بلند بالا میطلبد، سعی کردیم تا 20 مورد از آنها را انتخاب کرده و به طور صورت خلاصه وار به معرفی آنها بپردازیم.
سری فیلمهای هالووین
20. مایکل مایرز (Michael Myers)
تنها کارگردانی همانند جان کارپنتر میتوانست با ترکیب ماسکی بر اساس صورت ویلیام شانتر (بازیگر کانادایی) و یک دست لباس ساده، یکی از مخوف ترین شخصیتهای شرور تاریخ سینما را خلق کند، شخصیتی که به خاطر تجربه مشکلات خانوادگی در دوران کودکی به یک بیمار روانی تبدیل شد. مایکل مایرز به واسطه طراحی ظاهری بی نظیرش هیچ نیازی به پیش زمینه داستانی یا شخصیت پردازی آنچنانی نداشت و با همین ویژگیه هما به اندازهی کافی رعب انگیز است. البته مایکل مایرز به سرنوشتی مشابه با دیگر شخصیتهای منفی آثار ترسناک آن دوران دچار شد و در طول این سالها بخش عمدهای از تهدید آمیز بودن خود را برای تماشاگران از دست داده است. با وجود این، تماشای این شخصیت مرموز در فیلم اصلی کلاسیک سری همچنان میتواند سرسخت ترین مخاطبان را به وحشت بیندازد.
ترمیناتور ۲
19. تی 1000 (T-1000)
پس از انتخاب آرنولد شوارتزینگر به عنوان بازیگر نقش تی 800، جیمز کامرون جستجوی خود را برای پیدا کردن یک چالش تمام عیار و قرار دادن آن مقابل آرنولد افسانهای آغاز کرد. نتیجه، رباتی جدید و پیشرفته بود که با زیر پا گذاشتن برخی قوانین فیزیک [که البته به دلیل علمی تخیلی بودن فیلم چندان هم اهمیتی ندارد] میتوانست به هر فرد و هر شی تبدیل شود. پس از خلق ربات تی 1000، در نهایت رابرت پاتریک برای ایفای نقش این شخصیت انتخاب شد. عملکرد پاتریک با آن چهرهی بدون احساسش در نقش قاتل رباتیک آنقدر بی نقص بود که بدون هیچ و شک تردیدی میتوان آن را در لیست نقاط قوت فیلم قرار داد. رباتهایی که شوارتزینگر به ایفای نقش آنها پرداخته، برای غیر قابل توقف بودن به شهرت رسیدند اما دلیل شهرت تی 1000 این است که هرگز آمدن او را تا لحظهای که دیر شده متوجه نخواهید شد.
سری فیلمهای کابوس در خیابان الم (از 1984 الی 2010)
18. فردی کروگر (Freddy Krueger)
ترکیب جملهی «یک، دو…فردی داره میاد…سه، چهار، حالا بهتره در اتاق رو قفل کنی!» با آن طراحی وحشتناک، شخصیتی را به دنیای سینما معرفی کرد که باعث شد تا خواب به چشمان طرفداران فیلمهای ترسناک نیاید. ماجرا از این قرار است که فردی سعی داشته است تا تعدادی از بچه مدرسهای را شکنجه داده و آنها را زندانی کند. وقتی خانوادهی بچهها متوجه این موضوع میشوند تصمیم میگیرد تا خود دست به کار شوند و جلوی او را بگیرند. در یکی از روزها، فردی را در یک کارخانه گیر میاندازند و سپس با انداختن چندین کوکتل آنجا را به آتش میکشند تا در نهایت زنده زنده بسوزد. با گذشت چند سال و بزرگ شدن بچهها، روح فردی تصمیم میگیرد تا با ورود به خواب این افراد، انتقام مرگ خود را از آنها بگیرد. فردی نیز همانند دیگر شخصیتهای ترسناک خلق شده در آن دوران، دیگر تاثیر گذاری کما فی السابق خود را ندارد و نمیتواند با رعب و وحشت فراوان، مخاطبان نوجوان را به وحشت وادار کند. با اینحال، نباید فراموش کرد که طراحی ظاهری ترسناک او به همراه حس شوخ طبعیاش، او را به یکی از خاص ترین شرورهای سینما بدل کرده است.
سه گانه ماترکیس (از 1999 الی 2003)
17. مامور اسمیت (Agent Smith)
با لبهای همیشه متمایل به سمت پایین و صد البته خطهای ابرویی که از فرسنگها مشخص هستند، مامور اسمیت ( با نقش آفرینی هوگو ویوینگ) مجری قانون بی رحمی است که در حین انجام وظیفه ذرهای از خونسردیاش کاسته نمیشود. مامور اسمیت یک هوش مصنوعی در برنامهای بر پایهی واقعیت مجازی است تا انسانها را در حالت کما نگه دارد. نکتهی جالب اینجاست که با توجه به یکی از دیالوگهای فیلم، فایلهای مربوط به مامور اسمیت دچار خرابی شدهاند و این موضوع را میتوان در یکی از دیالوگهایش به مورفیوس مشاهده کرد. در واقع، مامور اسمیت دست نشاندهی یک حکومت سرکوبگر محسوب میشود که چندان از شغل کنونیاش رضایت ندارد. همین مسئله نیز یکی از عواملی بوده که آن را در میان مخاطب سینما محبوب کرده است.
فیلم روانی آلفرد هیچکاک
16. نورمن بیتز (Norman Bates)
نورمن بیتز را میتوان اولین شرور سینما دانست که از نوعی بیماری دو شخصیتی رنج میبرد. او برخلاف اکثر شرورهایی که در این لیست قرار گرفتهاند هیولا، روح، ربات یا موجودی عجیب و غریب نیست. او یک انسان عادی به نظر میرسد که حتی ممکن است در حال حاضر کنار شما نشسته باشد. بیتز چهرهی بسیار مظلومی دارد که باعث میشود دیگران فکر کنند حتی آزارش به مورچه هم نمیرسد اما پس از مرگ مادرش دارای شخصیت دوم با افکاری خطرناک شده که او را به قاتلی خطرناک تبدیل کرده است.
سری فیلمهای جنگ ستارگان
15. پالپاتین (Palpatine)
وقتی برای نخستین بار با پالپاتین روبرو شدیم، او را تنها با اسم «امپراتور» میشناختیم. پالپاتین چروکهای بسیاری روی صورت سفید رنگ خود دارد و صدایش نیز گرفته و خشن است. او همچنین همیشه یک ردا به تن دارد که همانند روحش سیاه است. سه گانه اصلی سری فیلمهای جنگ ستارگان اگرچه دارای نواقصی بودند اما شخصیت پالپاتین را به خوبی به طرفداران این سری فیلمها شناساندند. با توجه به اتفاقاتی که در طول این 3 فیلم رخ داد، میتوان گفت پالپاتین یک سیاستمدار با تجربه و در عین حال آب زیر کاه است. بازگشت او در فیلم جدید جنگ ستارگان نیز با اینکه حواشی زیادی در پی داشت اما نشان داد که او هنوز از محبوبیت خاصی بین هواداران برخوردار است.
رابین هود: شاهزاده دزدان (1991)
14. داروغهی ناتینگهام (The Sheriff of Nottingham)
آلن ریکمن از آن دسته بازیگرانی است که نه تنها میتواند به خوبی از پس نقشهای منفی بربیاید، بلکه آنها را با لذت خاصی نیز انجام میدهد. به واسطهی همین استعدادش نیز دو بار در لیست ما قرار گرفته است. ریکمن در ابتدا داروغهی ناتینگهام را نپذیرفت اما پس از چند جلسه مذاکره با سازندگان به شرط داشتن آزادی عمل برای انجام هر کاری در فیلم، نقش را قبول کرد. طبق شایعات، این تصمیم چندان به مزاق کوین کاستنر، بازیگر نقش رابین هود، خوش نیامد. ریکمن آنقدر نیشخندها، حرکات چشم و عصبی شدنها را با مهارت انجام میدهد که بدون شک تماشای آنها برای هر مخاطبی لذت بخش خواهد بود. جدا از اینها، نباید از زبان بدن فوق العاده ریکمن نیز غافل شد که یکی دیگر از عوامل محبوبیت ریکمن در نقشهای منفی بوده است.
13. پرستار رچد (Nurse Ratched)
اگر سرد ترینِ قلبها و عبوس ترینِ نگاهها را با هم ترکیب کنید، نتیجهاش میشود شخصیتی با نام پرستار میلرد رچد. پرستار رچد فراتر از یک مدیر معمولی در یک بیمارستان روانی است؛ او بخش خود را با قاطعیت اداره میکند و خواستههای بیماران خود را با پرخاشگری منفعلانه (همانند تعلل، طعنه، یکدندگی، ترشرویی یا انجام ندادن عمدی) پاسخ میدهد، بدون اینکه در نظر بگیرید این رفتارها میتواند چه تاثیراتی داشته باشد. شبکه نتفلیکس در حال حاضر مشغول ساخت یک سریال با محوریت پرستار رچد و چگونه تبدیل شدن او به هیولایی تمام عیار است. در این سریال که هنوز تاریخ پخشی برای آن مشخص نشده، سارا پلسون نقش پرستار رچد را بر عهده دارد.
سه گانه ارباب حلقهها و سه گانه هابیت (از 2001 الی 2014)
12. سائورون (Sauron)
جی. آر. آر. تالکین در کتابهای خود سائورون را «چشمی عظیم، بدون پلک و شناور در آتش» توصیف کرده است اما موضوعی که در مقاله ما اهمیت دارد، ویژگیهای لرد تاریکی روی پردهی نقرهای سینماست. اگر سخت گیر نباشیم، میتوان گفت پیتر جکسون و تیماش به خوبی توانستند سائورون را از دل کتاب سه گانه ارباب حلقهها به تصویر بکشند. بخشهای آغازین قسمت اول سه گانه، سائورون را موجودی قدرتمند به تصویر میکشد که تنها با یک ضربه میتواند تعداد قابل توجهی از سپاهیان دشمن را به کام مرگ بفرستد. حتی زمانی که بُعد جسمانی خود را از دست میدهد، بسیاری از قدرتهای خود را حفظ میکند؛ برای مثال، در طول سه گانه میبینیم که با هر بار لمس حلقه توسط فورودو، او متوجه شده و همانند فردی خشمگین او را دنبال میکند.
سه گانه ارباب حلقهها و سه گانه هابیت (از 2001 الی 2014)
11. گالوم (Gollum)
اگرچه سائورون شرور اصلی سه گانهی ارباب حلقهها است اما نباید از گالهوم به عنوان یک شخصیت مکمل منفی غافل شد. گالوم در واقع یکی از هابیتهای کنار رودخانه با نام اسمیگل بود که تحت تاثیر قدرت حلقه به فردی دو شخصیتی تبدیل شد. در مواقع عادی، گالوم موجودی بی آزار به نظر میرسد که رنجهای فراوانی را تحمل کرده است. همین مسئله نیز باعث میشود تا افرادی که با او مواجه میشوند، نسبت به او حس ترحم داشته باشد. گالوم اما به محض اینکه کوچکترین تماسی با حلقه داشته باشد، شخصیت دوم خود را فاش میکند. به همین دلیل هرگز نباید به او اعتماد کرد، زیرا هر لحظه ممکن است شخصیت بدذاتِ او کنترل را بدست گرفته و به انجام کاری اقدام کند.
سری فیلمهای بیگانه (از 1979 الی 2017)
10. بیگانه (The Alien)
اواسط دههی 70 میلادی که دان اوبانون و رونالد شوست مشغول نوشتن فیلمنامه فیلم بیگانه بودند، هیچ کدامشان ذرهای احتمال نمیدادند چیزی که خلق میکنند به یکی از ترسناک ترین موجودات تاریخ سینمای جهان تبدیل خواهد شد. این موجود فضایی نخستین بار توسط ریدلی اسکات به سینما معرفی شد و جیمز کامرون با ساخت قسمت دوم این سری آن را پرورش داد. پس از آن نیز به دلیل محبوبیت بالایی که در میان طرفداران فیلمهای علمی تخیلی ترسناک پیدا کرده بود، طی دهههای اخیر در تعداد بی شماری از فیلم، کمیک و بازی حضور پیدا کرد. شخصیتش که در فیلم بیگانه توسط ایان هولم به تصویر کشیده شد، به بهترین نحو ممکن این موجود را تعریف کرد: یک موجود زندهی بی نقص! ساختار او با رفتارهای خاصمانهاش تطابق پیدا کرده. بازماندهای بدون وجدان، غم و توهماتی به نام اخلاق.
سری فیلمهای هری پاتر (از 2001 الی 2011)
9. لرد ولدمورت (Lord Voldemort)
با توجه به صحبتهای جی.کی. رولینگ در یکی از مصاحبههایش در سال 2009، علاقهی او به زبان فرانسه باعث شد تا نام «ولدمورت» برای شخصیت مورد نظر انتخاب شود، زیرا این کلمه در فرانسه به معنی «پرواز مرگ» است. رولینگ به بدنبال اسمی بود که بتواند «قدرت و شگفتی» قرار گرفته در این شخصیت را به طور همزمان به مخاطب منتقل کند. قدرت موجود در ولدمورت برگرفته از تبحر بالایش در استفاده از جادوهای تاریک است، به گونهای که میتواند بدون دستهی جارو پرواز کند. شگفتی این شخصیت نیز به ترکیبی از انسان و مار بودن این شخصیت مربوط میشود؛ بینی او شباهت بسیاری به مار دارد و خون سرد نیز هست. با این حال، برخی عقیده دارند نام ولدمورت برگرفته از شخصیت ام. والدمار در یکی از آثار ادگار آلن پو است. به هر حال، مهم نیست نام لرد سیاه چه سرچشمهای دارد، زیرا همانطور که شخصیتهای کتابهای هری پاتر اشاره میکنند، بهتر است هیچ زمان و هیچ کجا نام او را به زبان نیاورید!
جایی برای پیرمردها نیست (2007)
8. آنتون چیگور (Anton Chigurh)
پس از دریافت جایزهی اسکار بهترین بازیگر نقش مکمل مرد در سال ۲۰۰۸، خاویر باردم از برادران کوئن تشکر کرد. جای تعجبی هم نداشت، بالاخره ترکیب آن مدل موی ساده با صورت بی روح باردم یکی از دلهره آورترین گریمهای تاریخ سینما را به وجود آورده بود. پس از ایفای نقش منفی در فیلم جایی برای پیرمردها نیست، باردم چند بار دیگر به عنوان شرور در فیلمهای مختلف ازجمله اسکایفال (Skyfall) و دزدان دریایی کاراییب: مردگان حکایت نمیکنند (Pirates of the Caribbean: Dead Men Tell No Tales) حضور پیدا کرد اما هیچ کدامشان به اندازهی عملکردش در ساختهی برادران کوئن مورد توجه قرار نگرفت. چیگور که برای کارتلهای مواد مخدر کار میکند، برای به قتل رساندن قربانیان از اسلحهی کشتار دام استفاده میکند و برخی اوقات نیز سرنوشت مقتولش را به شیر یا خط گره میزند.
سه گانه جدید جنگ ستارگان
7. کایلو رن (Kylo Ren)
حضور در سری فیلمهای جنگ ستارگان به عنوان بازیگر به خودیِ خود میتواند باعث اضطراب و استرس شود. حال فرض کنید قرار است در یکی از قسمتهای جدید این سری که شخصیتهای شرور بی نظیری همچون پالپاتین و دارث ویدر را به خود دیده، نقش یک شرور جدید را بر عهده بگیرید. آدام درایور در چنین شرایطی جلوی دوربین رفت و عملکردی فوق العاده را از خود به جا گذاشت. در جریان دو فیلمی که در آنها حضور داشت، کایلو رن از شخصیتی ساده به پیچیده تغییر پیدا کرد. رن اکنون به فردی سخت کوش و صد البته بی رحم تبدیل شده است که به خوبی هدف خود را شناخته و برای رسیدن به آنها دست به کاری میزند. اگرچه دارث ویدر سیارات بسیاری را از بین برد و میلیونها نفر را به کام مرگ کشاند اما نباید فراموش کرد که رن با کمال خونسردی پدرش را به قتل رساند. سرنوشت او در ادامه سری دستخوش تغییراتی شد و حالا باید او را یک شخصیت خاکستری بنامیم تا یک شخصیت منفی کامل.
6. هانس لاندا (Hans Landa)
در طول سالهای پس از سقوط هیتلر، سینما شخصیتهای نازی بسیاری را به خود دیده است که هر یک دارای ویژگیهای متفاوتی بودند: شخصیت نازی بود فیلم فهرست شیندلر (Schindler’s List) یک بیمار روانی بود، شخصیت نازی فیلم کاپیتان آمریکا: اولین انتقامجو (Captain America: The First Avenger) یک فرد با چهرهای ترسناک بود؛، در فیلم دیکتاتور بزرگ (The Great Dictator) نیز با شخصیتی خنده دار روبرو بودیم. اما هانس لاندا که به عنوان یکی از کلنلهای نیروهای اس اس معرفی میشود، شخصیتی کاملاً متفاوت از آنچه تاکنون دیدهایم داشت. از ویژگیهای این شخصیت میتوان به خوش برخورد بودن، تسلط به چند زبان، علاقهی شدید به اشترودل و سطح بالای تحصیلات اشاره کرد. همینها نیز باعث شده است تا در عین حال که یک بیمار روانی است، به فردی جذاب تبدیل شود. کریستوفر والتز به خاطر عملکرد بی نظیرش در ایفای این نقش، جایزهی بهترین بازیگر نقش مکمل مرد را از جشنوارههای مختلف از جمله اسکار، گلدن گلوب و بفتا دریافت کرد.
سکوت برهها (1991)، هانیبال (2000) و اژدهای سرخ (2002)
5. هانیبال لکتر (Hannibal Lecter)
هانیبال لکتر شخصیتی خیالی در سری رمانهای دلهرهآور توماس هریس است که تاکنون چندین بار توسط بازیگران مختلف از جمله مدس مایکلسن و برایان کاکس روی پردهی نقرهای سینما به تصویر کشیده شد. اما هیچ کدام نتوانستند به موفقیت آنتونی هاپکینز در این نقش دست یابند. اکثر شرورهای سینما به خاطر رفتارهای خاصی که از خود بروز دادند به جاودانگی در سینما رسیدند اما لکتر بدون انجام کارهای خاصی به این موفقیت دست یافت. او هیچ نیازی به چاقو یا گلوله ندارد، او با زبانش به راحتی میتواند دست به هر کاری بزند. برای مثال، در فیلم سکوت بررهها توانست تنها با گفتار به اطلاعات زیادی دربارهی شخصیت اصلی فیلم دست یابد.
جان سخت (1988)
4. هانس گروبر (Hans Gruber)
حالات چهره آلن ریکمن و جملهی «تا 3 میشمارم و خبری از 4 نخواهد بود» یکی از بی نقص ترین ترکیبها برای خلق یک شرور تمام عیار بود. هانس گروبر، شروری فرهیخته و زیرک است که توانایی این را دارد تا در هر لحظه نقشهی خود را مطابق با شرایط پیش آمده تغییر دهد. استیون ئی. د سوزا و جب استارت به عنوان نویسندگان فیلمنامه نیز نقش بسزایی در موفقیتهای این شخصیت داشتند. آنها دیالوگهایی را برای گرومر نوشتند که هویت بیشتری به او میبخشید. البته نباید از اجرای دقیق و همراه با آرامش ریکمن غافل شد که وزن بیشتری به دیالوگهای او میبخشید.
سری فیلمهای ثور (از 2011 الی 2017) و فیلمهای انتقامجویان
3. لوکی (Loki)
حتی در دنیای سینمایی مارول که پر از قهرمانهای جذاب، دوست داشتنی و به یاد ماندنی است، این شانس وجود دارد که یک شخصیت شرور در مرکز توجهها قرار بگیرد و این اتفاق نیز رخ داده است. اگرچه اودین، لوکی را فرزند خود معرفی کرد اما به دلیل تفاوتهایی که در قدرت و شجاعت با ثور داشت، هرگز همانند او مورد احترام مردم آسگارد قرار نگرفت. همین غم شکل گرفته در دوران کودکی کافی بود تا او را به یکی از شخصیتهای شرور کتابهای کمیک مارول تبدیل کند. شخصیت لوکی در فیلم ثور 2011 عالی بود. روند رو به پیشرفت شخصیت لوکی در فیلم دنیای تاریک ادامه داشت و اوج درخشش او را میتوان فیلم انتقامجویان 2012 ساختهی جاس ویدون دانست. علیرغم تلاشهای اودین، لوکی همزمان با گذراندن سالهای بزرگسالی آرام آرام به غریزهاش برای خلافکاری پی میبرد. ترکیب غریزه و البته عقدهی دوران کودکی، لوکی را به این تصمیم میرساند که با استفاده از مکعب قدرتمند تسراکت، حکومتی یکپارچه در کل کهکشان ایجاد کند و اولین هدف خود را نیز زمین انتخاب میکند. تام هیدلسون و سازندگان فیلم که درک درستی از لوکی داشتند، تصمیماتی گرفتند که در نهایت باعث شد تا این شخصیت از لحاظ طنز نیز بدرخشد. همین جنبه طنز نیز باعث شد تا لوکی تناسب بالایی با فضای کلی فیلم تور: رگناروک (Thor: Ragnarok) داشته باشد. بیصبرانه باید برای بازگشت لوکی در سریال خود باشیم.
شوالیه تاریکی (2007)
2. جوکر (Joker)
از کتاب کمیک گرفته تا انیمیشن، فیلمهای سینمایی و حتی سریال، جوکر همیشه و همیشه ترکیبی از دیوانگی و حس خوش طبعی بوده است. در فیلم بتمن 1989، تیم برتون و جک نیکلسون سعی خود را بر این گذاشتن تا در قالب شخصیت جوکر جنبههای منفی آزادی را به نمایش بگذارند؛ آزادیای که محدود به هیچ قانونی نبود. علی رغم اینکه تلاش آنها قابل تقدیر است اما نباید فراموش کرد تصویری که کریستوفر نولان و هیث لیجر در فیلم شوالیهی تاریکی به نمایش گذاشتند، بهترین ارائه از جوکر روی پردهی نقرهای سینما بود. جوکری که لیجر به تصویر کشید، ترکیبی از ویژگیهای این شخصیت در کمیکهای Batman: The Killing Joke و Arkham Asylum: A Serious House on Serious Earth بود؛ جوکری که از روان گسیختگی رنج میبرد و هیچ ترحمی نسبت به دیگران نداشت و برای دست یابی به اهدافش دست به هر کاری میزد. همانطور که آلفرد در بخشی از فیلم میگوید، چنینی شخصیتی ممکن است تنها برای سرگرمی یک جنگل را به طور کامل به آتش بکشد.
جوکری که لجر بازی کرد، بیشک از بین باقی جوکرها بیشتر به یک شخصیت منفی و ابرشرور میماند تا جوکری که واکین فینیکس آن را نقش آفرینی کرد و از همین رو جوکر فیلم شوالیه تاریکی، دومین ابرشرور برتر تاریخ سینما لیست ما است، هرچند جوکر اساسا در همه حالت به شدت ترسناک است.
سه گانه جنگ ستارگان (از 1977 الی 1983)، جنگ ستارگان قسمت سوم: انتقام سیت (2005) و روگ وان (2016)
1. دارث ویدر (Darth Vader)
با وجود اینکه بین صاحب نظران بر سر انتخاب بزرگترین شرور تاریخ سینمای جهان اختلاف عقیده وجود دارد اما اکثراً دارث ویدر را در صدر لیست خود قرار میدهند. اگر به کارهایی که این شخصیت در دنیای جنگ ستارگان انجام داده نگاهی بیندازید، متوجه میشوید که از بین بردن سیارهی آلدران با استفاده از ایستگاه فضایی ستاره مرگ تنها یکی از اعمال خشونت بار او بوده است. با وجود اینکه دوران جوانی دارث ویدر چندان مورد بحث نیست اما ترکیب سرگذشت جذاب، غم انگیز و سرشار از پیچشهای داستانی او در این دوران و شخصیت شروری که دارد، او را به یکی از خاص ترین شخصیتهای دنیای جنگ ستارگان تبدیل کرده است. حالا که چپ و راست از شخصیت پردازی دارث ویدر تعریف میکنیم، نباید فراموش کرد که حضور دیوید پراوز به عنوان بازیگر در زیر لباس و صدای جیمز ارل جونز چنان ابهتی به این شخصیت داد که با هر بار حضورش در یک سکانس، ترس و وحشت را به جان مخاطبان میانداخت.
منبع: Empireonline


