خب چیز زیادی ازش یادم نمیاد . یادمه دو نفر یه جایی گیر افتاده بودند و هر چی که آرزو میکردند نابود بشه غیب میشد . آخرش فقط 2 تا سر تو یه محیط سفید بودند که بالا پایین میپریدند !!!!