میگویند مردم! تقوا پیشه کنید، شجاع باشید، قناعت کنید، مقاومت کنید، دشمن فشار آورده، فشار اقتصادی ایجاد شده، تحمل کنید. بگذارید ما حق شما را بخوریم و در زمین بچریم، خانه های چند هزار متری و خودروهای متنوع داشته باشیم، آن وقت در آن دنیا عدالت برقرار است و میتوانید بروید حقتان را بگیرید.
از آنطرف نیز، می گویند او به ثروت 200 میلیارد دلاری رسیده زیرا باهوش بوده و به جامعه خدمت زیادی کرده است. پس همه ثروتش حقش است. ما شما را آزاد گذاشتیم که هر کاری خواستید بکنید. بکشید، چپاول کنید، حق دیگران را بخورید، انحصار و احتکار ایجاد کنید. هرکس که برتر باشد، زنده می ماند، درست مانند قانون جنگل. آن ها این داروینیسم سیاسی و اقتصادی را عین عدالت تعریف می کنند.
این تعاریفی که از عدالت میشود، همه نقطه مقابل خود عدالت هستند.
عدالت یعنی شرایط اجتماعی برای به کمال رسیدن انسان ها فراهم باشد. اگر ظلم، فساد، فاصله طبقاتی، فقر و چپاول باشد و حقوق انسان ها رعایت نشود انسان ها رشد نمی کنند. عدالت بستر رشد انسان است.
وقتی عدالت برقرار شد، انسان ها رشد می کنند. وضع موجود بر دنیا همه محصول بی عدالتی است. اگر عدالت باشد، همه عزیز و محترم هستند. کسی محتاج دیگری نمی شود. اینکه ببینیم در جهان میلیاردها انسان محتاج هستند، محصول بی عدالتی است.
یکی از شروط اصلی تغییر، همین بازتعریف مفاهیم پایه ای مانند عدالت است و تا زمانی که همه به یک مفهوم واحد نرسیدهایم، هیچ تغییری اتفاق نخواهد افتاد.



