میتونم برا استکانِ شیش گوشش، برا نعلبکیش، برا رنگِ چایِ دلبرش، برا قندونِ لعنتیش، برا قوریش، برا سینی فلزیش، برا فرش زیریش، برا پرده آویزونِ پشتیش، برا جز جزِ این تصویر بمیرم!