فریدون‌شهر یکی از شهرهای غرب استان اصفهان، نامزد امن‌ترین شهر دنیا از سوی یونسکو و با ۲۵۳۰ متر ارتفاع از سطح دریا، مرتفع‌ترین شهر ایران است. این شهر مرکز شهرستان فریدون‌شهر است و بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، جمعیت آن ۱۳٬۶۰۳ نفر (۴٬۲۸۶ خانوار) بوده‌است. بیش از ۹۰ درصد مردم فریدون‌شهر را گرجی‌زبانان تشکیل داده و اکثر آن‌ها نوادگان گرجی‌هایی هستند که توسط شاه عباس اول ازگرجستان به‌ایران آورده‌شدند. فریدون‌شهر تاکنون دو مرتبه مقصد سفر رسمی مقامات سیاسی کشور گرجستان بوده‌است:

1- در سال ۱۳۸۳ هجری خورشیدی، میخیل ساآکاشویلی، رئیس‌جمهور وقت گرجستان

2- در سال ۱۳۹۳ هجری خورشیدی، داویت اوسوپاشویلی، رئیس وقت مجلس گرجستان

از سفیران گرجستان در ایران نیز، «گیورگی جانجغاوا» سفیر سابق گرجستان در ایران در سال ۱۳۹۲، و «یوسب چاخواشویلی» سفیر کنونی گرجستان در ایران در سال ۱۳۹۳ به فریدون‌شهر سفر کرده‌اند.

این شهر حدود ۴۰۰ سال پیش، بنیان نهاده شده و در ابتدا شامل ۱۹ محله، و هر محله مخصوص یک فامیل بوده‌است. بنیادگذاران فریدون‌شهر، از گرجی‌های زمان شاه عباس اول هستند که توسط خود او از گرجستان به ایران تبعید شدند و به دستور او عده‌ای از جنگاوران آن‌ها جهت حفظ منطقهٔ فریدن و همچنین پایتخت (اصفهان) از حملات اقوام لر و کرد در فریدن ساکن شدند.

از سال ۱۰۱۳ تا ۱۰۳۴ هجری قمری، شاه عباس و سردارانش ۱۰ مرتبه به گرجستان حمله کرده و (طبق منابع فارسی) طی این حملات ۹۰٬۰۵۰ یا ۱۰۰٬۰۵۰ گرجی را قتل‌عام کرده و ۱۸۱٬۵۰۰ گرجی را به اسارت گرفته و به ایران تبعید کردند؛ که ۷۰٬۰۰۰ یا ۸۰٬۰۰۰ تَن از کشته‌ها و ۱۳۰٬۰۰۰ تَن از اسرای تبعید شده به ایران مربوط به حملهٔ شاه عباس به گرجستان در سال ۱۰۲۵ هجری/۱۶۱۶ میلادی است. پس از تبعید این تعداد اسیر گرجی به ایران، شاه عباس دستور داد که آن‌ها را به ولایتی که در آن آب و هوا و شرایط زندگی با وطن اصلی ایشان شبیه باشد انتقال دهند. به همین خاطر در ابتدای ورود گرجی‌ها به ایران، آن‌ها را در «مازندران» که گمان می‌رفت از لحاظ آب و هوایی همانند گرجستان است، سکونت دادند ولی با نامساعد بودن آب و هوا اکثر آنان به شهرستان‌های داخلی ایران روانه شدند. از این تعداد اسیر گرجی، نیمی از آن‌ها به «اصفهان» و «شیراز» وارد شدند.

گرجیانی که به اصفهان مهاجرت کردند، ابتدا در زمان شاه عباس ور «عباس‌آباد» اصفهان و پس از مدتی با تأسیس «نجف آباد» توسط «شیخ بهایی» در نجف آباد زندگی کردند که به دستور شاه عباس عده‌ای از آنان که دارای خصال ستیزه‌جویی و جنگاوری بودند، جهت حفظ منطقهٔ فریدن و همچنین پایتخت (اصفهان) از حملات اقوام لر و کرد همچنین به دلیل آب و هوای مساعد و مزارع و شکارگاه‌های مناسب به فریدن مهاجرت کردند.تمام گرجیانی که به فریدون شهر رسیدند، ابتدا در فریدن، شهر افوس را بنیاد گذاردند و سپس عده‌ای از آن‌ها شهرهای «فریدون‌شهر (سُپِلی)» و «میاندشت (تُرِلی)» را بنیان نهادند و همچنین عده‌ای دیگر از شهر افوس جهت حفظ دین مسیحیت در «داشکسن» -که یک روستای ارمنی‌نشین متعصب به دین مسیحیت بود- سکنی گزیدند، و نیز عده‌ای به دلایل نامعلوم آبادی‌های «آغچه» و «بوئین» را بنا کردند. پس از حملهٔ کریم خان زند به گرجی‌های فریدون‌شهر، بخشی از ساکنان آن به روستاهای «سیبک»، «چقیورت» و «نهضت‌آباد» مهاجرت کردند. جمعیت گرجی‌های فریدن حدود ۱۰۰٬۰۰۰ تن است.

در سال ۱۱۳۳ قمری، محمود افغان برای دومین بار به ایران لشکر کشید. او کرمان را تسخیر نمود و بعد از این که نتوانست بر یزد دست یابد عازم تسخیر اصفهان، پایتخت صفویان شد. شاه و سرداران وی تصمیم به اتخاذ شیوهٔ دفاعی گرفتند و سپاهی که ارزش جنگی نداشت گرد آوردند. تنها در میان آن‌ها یک دسته سرباز گرجی، مستعد، کارآمد و ملبس به البسهٔ متحدالشکل، فاخر و مجهز و تحت فرمان رستم خان قوللر آقاسی شاهزادهٔ گرجی بودند. رستم خان گرجی در قلب همراه با ۴۰۰ گرجی شجاه و تعلیم دیدهٔ دستچین و در جناح چپ محمدقلی خان اعتماد السلطنه با ۱٬۵۰۰ نفر قرار گرفتند. در این روز تا هنگام عصر طرفین اقدامی نکردند. در پایان روز رستم خان از سکون طولانی ملول شد و با نفرات خود جناح چپ افاغنه را در هم شکست و آن‌ها را عقب راند، اما اشتباه والی عربستان و اعتمادالسلطنه که نتوانستند به موقع به رستم خان یاری رسانند باعث شد تا محمود افغان که فکر می‌کرد شکست یافته و در صدد فرار بود، موقعیت بهتری یابد. رستم خان و همراهانش در محاصرهٔ افاغنه قرار گرفتند اما با از جان گذشتگی مبارزه کردند و هنگامی که رستم خان خواست با اسب خود از رود برزون عبور نماید، اسب او درغلطید و افاغنه وی را کشتند و سپاه ایران شکست یافت و عقب‌نشینی نمود. محمدحسین پس از ستایش و توصیف رشادت و دلاوری رستم خان و سربازان گرجی وی، موضوع را چنین بیان می‌کند: «اگر امرای دیگر نامردی نمی‌کردند و با رستم خان قللر آقاسی اتفاق می‌کردند افغان از میان برداشته می‌شد».

افغانی‌ها که از گرجی‌ها صدمات فراوانی دیده بودند، بعد از تسخیر اصفهان هنگامی که عازم تسخیر نواحی اطراف آن همانند گلپایگان و خوانسار بودند، در صدد انتقام از گرجی‌های ساکن فریدن برآمدند. گرچه در کتب تاریخی سخنی از جنگ افاغنه و گرجیان نیامده لکن بنابر روایات شفاهی افاغنه نتوانستند گرجیان را شکست دهند و همچنین استحکامات دفاعی موجود در «آوْغانیسْ گُرا» (ავღანის გორა) در فریدون‌شهر گواه روشنی بر این مدعاست.

پس از مرگ نادر شاه افشار جانشینان او نزاع‌های فراوانی نمودند. کشور ایران وارد مرحله‌ای از عدم ثبات سیاسی و اقتصادی شدیدی گردید و به دلیل عدم قدرت دولت مرکزی خوانین و حکام نواحی طغیان نموده و در صدد کسب قدرت بیشتر و رسیدن به منصب پادشاهی برآمدند. علی قلی خان، ابراهیم خان، شاهرخ و سلیمان دوم هر کدام مدت کوتاهی سلطنت کردند. احمدشاه درانی از سرداران افغانی نادر در شرق ایران، محمدحسن خان قاجار در استرآباد و آزادخان افغان در نواحی شمال ایران در صدد تشکیل حکومت و کسب قدرت بودند. در این آشفتگی‌ها، کریم خان زند نیز در صدد کسب قدرت برآمد. او نواحی تویسرکان و کزاز را تصرف کرد و توانست محمد علی خان حاکم همدان و حسنعلی خان حاکم اردلان را شکست دهد و حامیانی پیدا کند. کریم خان پس از پیروزی بر دشمنان خود شهرت عظیم کسب نمود و عنوان «کریم خان» یافت. کریم خان بعد از پیروزی‌های متعدد و کسب شهرت با علیمردان خان بختیاری متحد شد و بنا بر پیشنهاد علیمردان تصمیم گرفتند به ابوالفتح خان آسترکی بختیاری حاکم اصفهان و عراق که منصوب شاهرخ‌میرزا افشار بود، حمله کرده و او را شکست دهند. متحدین توانستند ابوالفتح را شکست دهند، اما آن‌ها بعد از این پیروزی پیمان اتحاد سه جانبه‌ای منعقد نمودند تا برای نجات ایران از هرج و مرج چاره‌ای بیندیشند. متحدین ابوتراب نوهٔ مادری شاه سلطان حسین را با نام شاه اسماعیل سوم بر تخت نشاندند و مناصب را بین خود تقسیم کردند. علیمردان خان به علت سن کم شاه جدید نایب السلطنه او شد و همچنین کریم خان زند سردار کل سپاه و ابوالفتح خان نیز حاکم اصفهان شد. بعد از این پیمان کریم خان عازم فتح نواحی غربی ایران شد. هنگامی که وی مشغول فتوحات بود، علیمردان با استفاده از غیبت وی ابوالفتح خان حاکم اصفهان را کور و مقتول نمود و عمویش باباخان بختیاری را حاکم اصفهان نمود و خود عازم دفع صالح خان حاکم شیراز شد. علیمردان خان خود را پادشاه واقعی ایران می‌دانست و شاه اسماعیل سوم برایش آلت دستی بیش نبود.

کریم خان بعد از اطلاع از موضوع در یک شورای مشورتی با سرداران خود تصمیم گرفت با علیمردان بجنگد. او با ۳۰٬۰۰۰ سپاهی به اصفهان حمله برد و شهر را تصرف کرد. علیمردان هم که شیراز را تصرف و در آنجا ستم زیادی کرده بود بعد از اطلاع از این وقایع به سوی اصفهان حرکت کرد. خان زند نیز فوراً با سپاه خود راهی جنوب شد. در چهارمحال بختیاری دو سپاه رو به روی هم صف آراستند. در آن نبرد علیمردان خان مغلوب شد و با به جا گذاشتن کلیهٔ لوازم خود به خوزستان گریخت تا با کمک حاکم آنجا بتواند دوباره علیه کریم خان قد علم کند.

کریم خان که در میان پادشاهان ایران مشهور به داشتن چهره‌ای عدالت‌خواه و دور از خون‌ریزی می‌باشد، بعد از این پیروزی به خون‌ریزی شدیدی دست زد. جان. ری. پری چنین می‌نویسد: با این وجود کریم خان آشکار ساخت که آرزومند تسلط بر سرزمین کوهستانی بختیاری است. پس از پیروزی بلافاصله خراجی از تمام افراد مقیم و همسایهٔ بختیاری طلب کرد. گرجی‌های ساکن روستای «آخره» (فریدون‌شهر قدیم) از دادن خراج خودداری کردند و به اتفاق مردمان روستاهای ارمنی‌نشین مجاورشان به مقاومت مسلحانه پرداختند. کریم خان نیز با قوای نظامی اش به آنان حمله کرد. بسیاری از دهقانان کشته و اسیر گردیدند و رهبران گرجی‌ها تیرباران شدند و خان زند با تعداد زیادی اسیر آنجا را ترک کرد. کریم خان بعد از آن عازم اصفهان شد و در آنجا خود را وکیل الدوله نامید. داستان این واقعه نسل به نسل منتقل شده، شاخ و برگ فراوانی یافته و همانند اسطوره شده‌است. نویسندهٔ تاریخ گیتی گشای نامی در تاریخ زندیه از این واقعه با نهایت اختصار و اختفاء یاد می‌کند و در این خصوص تنها با جملهٔ «تدمیر سایر خصمان نژند» یاد کرده‌است.

احمد پناهی سمنانی در کتاب «لطفعلی خان زند» در مبحث جنبه‌های منفی حکومت کریم خان چنین می‌نویسد: «کشتار مردم سلحشور و مقاوم سیراوی (؟) در صفحات لرستان و خوزستان (فریدون‌شهر با هر دو استان مجاور است) که فرمان او را مبنی بر دادن سرباز و ملازم رکابی قبول نکردند و در جنگی نابرابران سران آن‌ها به قتل رسیدند و سرهای آنان را کلهٔ منار ساختند و اطفال و زنانشان را اسیر کردند … برخی از زنان نیز خود را از کوه به پایین پرتاب کردند تا به اسارت سربازان خدامراد خان سردار نظامی کریم خان نیفتند». «... در سال ۱۷۷۷ یا ۱۷۷۸ درگذشت کریم خان بوربور که از سرداران همنام کریم خان بود بر شایعهٔ بیماری او دامن زد و موجب پیدایش آشفتگی‌هایی در میان لرها و بختیاری‌ها گردید و گرجی‌ها و ارامنهٔ ساکن غرب اصفهان غارت شدند …»

گرجی‌هایی که از این واقعه جان سالم به در بردند در نواحی متعدد متفرق شده و زندگی نوینی را در روستاهای اطراف پایه‌گذاری کردند، اما فریدون‌شهر مرکزیت خود را به عنوان میراث دار فرهنگ و زبان گرجی برای همیشه حفظ کرد. روستاهایی که گرجیان بدانجا رفته و زندگی جدید را بنا نهادند عبارتند از: روستاهای شعبهٔ جنوبی منطقهٔ فریدن، شامل: چغیورت، سیبک و نهضت‌آباد.

فریدون‌شهر در زبان گرجی مَرْتْقُپی (მარტყოფი) نامیده می‌شود. مَرْتْقُپی مخفف کلمهٔ مَرْتْمْقُپِلی (მარტომყოფელი) به معنای (کسی که به تنهایی زندگی می‌کند) است. در سال‌های اولیهٔ سکونت گرجی‌ها در فریدن، همهٔ آبادی‌های گرجی در سمت شمال خط الرأس کوه ساتاپله بودند و فقط فریدون‌شهر در سمت جنوب آن و دور از بقیهٔ آبادی‌های گرجی بنا شد. همچنین، مَرْتْقُپی نام شهری در نزدیکی تفلیس، پایتخت گرجستان است. در زمان شاه عباس اول، دشت مَرْتْقُپی، محل جنگی بود که میان گرجی‌های استقلال‌طلب متحد و ارتش امپراتوری صفویان روی داد و منجر به شکست صفویان شد. پس از آن به دلایلی اتحاد گرجی‌ها از بین رفت و این بار در مقابل سپاه جدید و تازه‌نفس صفوی شکست خوردند و بازماندگان آن‌ها به مجازات نابود کردن ارتش امپراتوری صفویان در دشت مَرْتْقُپی به ایران تبعید شدند. این شهر همچنین با لفظ سُپِلی (სოფელი) نیز یاد می‌شود. سُپِلی یک کلمهٔ گرجی، به معنای آبادی است که هریک از گرجی‌های فریدن آبادی خود را به این نام می‌خوانند.

پس از حملهٔ کریم خان زند به فریدون‌شهر، عده‌ای از بازماندگان آن‌ها، سه آبادی جدید در جنوب فریدون‌شهر بنا کردند و طبق عادت همیشگی با لفظ سُپِلی از فریدون‌شهر یاد می‌کردند. بنابراین به تدریج نام اصلی فریدون‌شهر یعنی مَرْتْقُپی برای گرجی‌های جنوب منطقه (فریدون‌شهر، چغیورت، سیبک و نهضت‌آباد) فراموش شد و نام سُپِلی جایگزین آن شد. اما هنوز گرجی‌های شمال منطقه (بویین و میاندشت، داشکسن، افوس و آغچه) به فریدون‌شهر می‌گویند مَرْتْقُپی. از آنجایی که فریدون‌شهر آخرین آبادی از سمت اصفهان بود، میان فارسی‌زبانان با عنوان آخره و به دلیل اینکه بالا سر آبادی دیگری به نام آخره (محله‌ای از فریدون‌شهر امروزی به نام وحدت آباد که محل سکونت فارسی‌زبان‌ها است) بود، با عنوان آخره‌بالا نامیده می‌شد.

تا اینکه در سال ۱۳۳۵ با رسیدن جمعیت آخره‌بالا به ۵٬۰۰۰ تن و بنیان شهرداری در آن و تبدیل شدن روستای آخره‌بالا به شهر، سه نام جدید بر پایهٔ ویژگی‌های تاریخی، جغرافیایی و انسانی به وزارت کشور پیشنهاد شد:

فریدون‌شهر (به علت حاکمیت فریدون در زمان پیش از اسلام بر این منطقه)

گل شهر (به علت طبیعت سرسبز و گل‌های فراوان منطقه)

گرجی شهر (به علت مردم منطقه)

و گزینش وزارت کشور نام «فریدون‌شهر» بود.

بیش از ۹۰ درصد مردم فریدون‌شهر را گرجی زبانان تشکیل داده و اکثر آن‌ها نوادگان گرجی‌هایی هستند که توسط شاه عباس اول (در جنگ امپراتوری صفویان با استقلال طلبان گرجستان صفوی یعنی کاختی و کارتلی) از گرجستان به ایران تبعید شدند. محلهٔ وحدت آباد فریدون‌شهر امروزی نیز که از سال ۱۳۷۵ با پیوستن روستای آخوره پائین به فریدون‌شهر به این نام خوانده می‌شود، مردمی فارسی‌زبان دارد. جمعیت فریدون‌شهر بر اساس سرشماری مرکز آمار ایران در سال ۱۳۹۵، ۱۳٬۶۰۳ نفر (۴٬۲۸۶خانوار) بوده‌است. در سال ۱۳۳۵، روستای آخوره علیا با جمعیت ۴۸۴۲ نفر تبدیل به شهر فریدون‌شهر شد. محلهٔ وحدت آباد فریدون‌شهر امروزی در سال ۱۳۳۵ با عنوان روستای آخوره سفلی در قالب یک روستای مستقل از فریدون‌شهر جمعیتی برابر با ۱۶۸۷ نفر داشت. در سال ۱۳۴۵، جمعیت فریدون‌شهر برابر با ۵۲۱۱ نفر بوده‌است. در این سال روستای آخوره پائین همچنان مستقل از فریدونشهر بوده و ۱۷۵۶ نفر جمعیت داشته‌است.

در سال ۱۳۵۵، جمعیت فریدون‌شهر به ۶۱۱۶ نفر رسید. روستای آخورپائین نیز همچنان مستقل از فریدون‌شهر جمعیتی برابر با ۱۹۲۳ نفر داشت. در سال ۱۳۶۵، جمعیت فریدون‌شهر برابر با ۸۶۵۲ نفر بوده‌است. روستای آخوره پائین نیز همچنان مستقل از فریدون‌شهر جمعیتی برابر ۳۰۸۲ نفر داشته‌است. در سال ۱۳۷۵، با انضمام روستای ۳۰۰۰ نفری آخوره پایین به فریدون‌شهر با عنوان محلهٔ وحدت آباد، جمعیت فریدون‌شهر به ۱۳۵۹۲ نفر رسید. جمعیت فریدون‌شهر در سال ۱۳۸۵، ۱۳٬۴۷۵ نفر، و در سال ۱۳۹۰، برابر با ۱۴۰۰۷ نفر بوده‌است.

گرجی‌های فریدون‌شهر به گویش پریدنولی زبان گرجی صحبت می‌کنند که حاصل دگرگونی زبانی است که چهارصد سال پیش و در زمان تبعید آن‌ها به این منطقه بدان گویش می‌شده و با زبان گرجی معاصر (زبان رسمی جمهوری گرجستان) اندکی متفاوت است. در پاییز سال ۱۳۹۳ اِلِمانی متشکل از حروف کلمهٔ الله در زبان گرجی و نشان رسمی جمهوری اسلامی ایران، توسط شهرداری فریدون‌شهر ساخته شد تا در میدان اصلی فریدون‌شهر (تصویر زیر) نصب شود، اما به دلیل بروز مخالفت‌هایی نصب نشد و برای چند ماه در شهرداری فریدون‌شهر نگهداری می‌شد. در ۲۵ اسفند ۱۳۹۳، این المان در میدان نصب شد ولی عده‌ای با تخریب اموال دولتی (همچون شکستن شیشه ساختمان فرمانداری) تجمع غیرقانونی، آتش زدن لاستیک در مقابل ارگان دولتی، توهین به مأموران دولتی و تحریک مردم برای به آشوب کشیدن شهر، با آن به مخالفت پرداختند و نهایتاً چند ساعت بعد، نیمه شب، اِلِمان از جا برداشته شده و از شهر خارج شد.

اکثر نام‌های خانوادگی موجود در فریدون‌شهر برگرفته از کلمات زبان گرجی هستند که عبارت اند از: اَسپَنانی (Aspanani)، اُنیکادزِ (Onikadze)، باتوانی (Batuani)، تَوازیانی (Tavaziani)، خودسیانی (Khudsiani)، دارچیانی (Darchiani)، سِپیانی (Sepiani)، قَلانی (Ghalani)، گوگوچانی (Gogochani)، گوگونانی (Gugunani)، لاچینانی (Lachinani)، مَستانی (Mastani)، میکِلانی (Mikelani)، مولیانی (Muliani)، ناگِلیانی (Nageliani)، یُسِلیانی (Yoseliani).

مردم فریدون‌شهر از لحاظ نام‌های خانوادگی گرجی، بین گرجی‌های منطقه استثناء هستند و بقیه گرجی‌های منطقه نام‌های خانوادگی شان به زبان گرجی نیست. البته در شهر افوس نیز نام‌های خانوادگی «رَمازی» مشتق از نام پسرانهٔ گرجی რამაზი و «گولانی» مشتق از کلمه გული (گولی) به معنای «دل» و «قلب» وجود دارد. از معروف‌ترین آداب و رسوم مردم فریدون‌شهر، می‌توان به باور سنتی «مِنْکْلِ» و مراسم «کالِبیسْ کُبی» اشاره کرد.

از آنجایی که هنگام کریسمس در گرجستان، و نوروز در فریدن، برف روی زمین است، با ورود اولین میهمان برای تبریک سال نو به هر خانه، ردپایی از او بر روی برف‌ها می‌ماند، که در زبان گرجی "მეკვლე" (مِکْوْلِ) نامیده می‌شود. "مِکْوْلِ" که در فریدون‌شهر به "مِنْکْلِ" و در افوس به "مانْگالی" تبدیل شده‌است، نام اولین میهمان عید هر خانه بوده و به باور عموم، آرمغان آورندهٔ خوش‌یمنی برای اهل آن خانه است. به همین خاطر، اگر آن خانواده، اعتقاد به خوش‌یمنی او داشته باشند، آن فرد هر سال منکلهٔ آن خانواده می‌شود و خانوادهٔ دیگری نمی‌تواند او را برای اولین روز سال نو دعوت کند. در گرجستان، به مِنْکْلِ، پول کاغذی و مسکرات هدیه می‌دهند و با شیرینی از او پذیرایی می‌کنند و در فریدن، خوردن صبحانه با منکله، و هدیه‌ای که قبل از ورود او به خانه می‌دهند، جزو رسوم است.

«کالِبیسْ کُبی» (به معنای غار زنان) نام غاری در فریدون‌شهر است. این غار محل اجرای مراسمی بوده‌است، که هر ساله در روز سیزده فروردین توسط خانواده‌ها انجام می‌گرفته و محل آشنایی دختر و پسرانی بوده‌است، که قصد ازدواج داشته‌اند. باور عموم بر این بوده‌است که: اگر بعد از سیزده بدر، از آب چشمه نوشیدنی درست کرده و خانواده‌ای آن را بنوشند، آن خانواده تا پایان سال شاد و خرم خواهند بود. فریدون‌شهر وضعیت مناسبی در زمینهٔ گردشگری، ورزش‌های زمستانی، تولید برق، آب معدنی، عسل، ماهی، لبنیات، گیاهان دارویی، محصولات کشاورزی و … دارد. این شهر، پس از شهرهای نجف آباد، خوانسار و شهرضا، در رتبهٔ چهارم تولید عسل در استان اصفهان است. عسل تولیدی این شهر از مرغوبیت خاصی برخوردار بوده و در چندین نمایشگاه ملی رتبهٔ نخست کیفیت را کسب کرده‌است. معادن زیادی در اطرف این شهر قرار دارد که برخی از آن‌ها عبارت اند از: سنگ آهن، سنگ‌های تزئینی، باریت و مرمریت.

حداکثر و حداقل دما در نواحی مختلف شهرستان به ترتیب بین (۳۴ + و ۳۸+ سانتیگراد) تا (۳۴- و ۳۸- سانتیگراد) متغیر است. اقلیم شهرستان به چهار ناحیه تقسیم می شود : ۱ – بسیار مرطوب و خنک با زمستان های بسیار سرد ۲ – نیمه مرطوب و معتدل با زمستان های سرد ۳ – نیمه مرطوب و گرم با زمستان های نسبتاً سرد ۴ –ناحیۀ محدودی با برف های دائمی این شهرستان با بارش حدود ۷۰۰ میلیمتر برف و باران در سال با چشمه سارهای فراوان، کوههای سر به فلک کشیده و آبشارهای طبیعی است. شهر فریدونشهر یک منطقه کوهستانی با زمستانهای سرد وتابستانهای معتدل بوده و از بارندگیهای فراوان در طول شش ماه از سال برخوردار است. این شهرستان دارای محیط مستعد و مناسبی است که در آن مراتع غنی از گیاهان دارویی وجود دارد از گیاهان دارویی خاص منطقه که دارای شرایط و ویژگی های منحصر به فردی است می¬توان به کرفس، چای کوهی، تره، ریواس، قدومه، شنگ، گزانگبین، شوید، خاکشیر و بارهنگ اشاره کرد. در مجموع این شهرستان دارای بیش از 90 مورد گیاه دارویی است که از سوغات ویژه شهرستان محسوب می شود. عسل این شهرستان نیز برند خاصی داشته و از مرغوب ترین عسل های استان و کشور محسوب میشود. لبنیات محلی مانند کشک، دوغ و ماست نیز از دیگر سوغات شهرستان است. در زمینه صنایع دستی نیز، چوقا، جاجیم، گلیم، سیاه چادر بافی، چرم دوزی، لچک دوزی، جوراب بافی، گیوه دوزی، شال بافی و نمدمالی از صنایع دستی خاص شهرستان است.

جاذبه های فریدون شهر

پیست اسکی فریدونشهر : پیست اسکی فریدونشهر در ۱۸۰ کیلومتری غرب استان اصفهان در منطقه‌ای کوهستانی و در پنج کیلومتری غرب شهر فریدونشهر واقع در ارتفاعات موسوم به گردنه روستای چغیورت استقرار یافته است. پیست اسکی فریدونشهرکه تنها پیست اسکی استاندارد در استان اصفهان است و دارای شیب تند و منحصر به فرد حدود ۳۵درجه است، مرتفع‌ترین پیست اسکی فلات مرکزی ایران است. ارتفاع پایه پیست اسکی فریدونشهر از سطح دریا دو هزار و ۶۳۰ متر است و در بالاترین نقطه پیست به سه هزار متر می‌رسد که با این مشخصات این پیست اسکی مجهز به برفکوب وسایر امکانات رفاهی و درمانی می باشد.شهرستان فریدون‌شهر با داشتن اقلیم کوهستانی با ارتفاعی بیش از ۲۵۰۰ متر و متوسط بارندگی ۶۰۰ میلی متر که با داشتن ۱۱۰ روز یخبندان به طور متوسط در طول سال، عمدتا نوع بارش آن به صورت برف می‌باشد. پیست اسکی فریدونشهر نیز بسته به نوع بارش در سال بطور نسبی پنچ تا هفت ماه از سال دارای امکان انجام ورزشهای زمستانی بخصوص در فصول سرد و ماه اول بهار است.

چشمه دره سپستان : چشمه دره سپستان واقع در دهستان پشتکوه روستای پشندگان از توابع فریدون شهر در استان اصفهان می باشد. این چشمه پرآب است و طبیعت زیبا و سر سبزی در اطراف این چشمه وجود دارد.

رشته کوه آخوره : رشته کوه آخوره در حقیقت متعلق به بخشی از رشته کوه بزرگ زاگرس است که در نتیجه گسترش این رشته کوه از استان لرستان به سوی استان اصفهان پدید آمده است. خط الرأس رشته کوه آخوره از شمال فریدونشهر آغاز شده و به سمت شمال غرب در استان اصفهان امتداد می‌یابد. این رشته کوه کوچک از کوه‌های متعددی همچون کوه هشتاد (۳۹۰۴ متر)، سفید کوه (۳۵۹۹ متر)، سیاه کوه (۳۲۹۰ متر)، کوه سیخه (زندان)، کوه سنبله (۳۸۱۴ متر)، کوه قبله یا افوس (۳۳۷۵ متر) و کوه دیگوله (۳۷۲۴ متر) تشکیل شده است. بلندترین قله این رشته کوه قله هشتاد نام دارد که در دامنه‌های جنوب شرقی آن روستای چقیورت در شمال غربی فریدونشهر قرار دارد و یک راه خاکی نه چندان مناسب این روستا را به روستای تنگ دوزان در شمال غربی کوه هشتاد متصل می‌سازد. این جاده قبل از رسیدن به تنگ دوزان، از گردنه‌ای به همین نام عبور می‌کند که محل مناسبی برای شروع صعود کوه هشتاد واقع در غرب گردنه است.

کلیسای مریم مقدس (س) : این بنا در سال ۱۸۲۲میلادی(۱۲۰۱ ه.ش – دوره قاجاری) ساخته شده است.‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍‍ البته حکاکی ستون اول جنوبی از سمت محراب نیز نشان می دهد که بنا در سال ۱۸۲۲ در ماه نوامبر افتتاح گردیده است. در حدود ۱۲ سال بعد نیز مدرسه ای در جنوب نمازخانه که دسترسی به آن از بیرون نمازخانه امکانپذیر میباشد ساخته شد. بنا در شهرستان فریدونشهر، بخش مرکزی، دهستان برف انبار و روستای خویگان علیا واقع است. روستای خویگان علیا در حدود ۱۰ کیلومتری شهر فریدونشهر قرار دارد. کلیسای حضرت مریم(س) با مساحتی حدود ۹۱۶ متر مربع در قسمت جنوبی عرصه در دو طبقه بوده است که قسمت پائین جهت سکونت و طبقه بالا کتابخانه می باشد که اکنون تخریب گردیده اند. در غرب حیاط مرکزی فضاهایی بشکل پلان مستطیل شکل و تقریباً شبیه بهم ساخته شده است.

آبشار پونه زار : آبشار پونه زار فریدونشهر از دیدنی های ناشناخته استان اصفهان است. این آبشار با دیواره هایی پوشیده از خزه خوشرنگ و فضایی بس طرب انگیز پذیرای علاقمندان خویش است. آبشار پونه زار به ارتفاع تقریبی ۷۵ متر یکی از زیباترین آبشارهای ایران می باشد که بعد از روستای چغیورت(پشت کوه) و با حدود نیم ساعت پیاده روی در نزدیکی روستای دربند واقع است. نام قدیم این مسیر آخوره پایین و نام جاده بالاتر آخوره بالا بوده است. بسیاری از گل های وحشی و دارویی ایران را می توان در کوه های این منطقه یافت.

چشمه لنگان : این چشمه در روستای سیبک از توابع دهستان چشمه لنگان بخش مرکزی شهرستان فریدونشهر قرار دارد. آب این چشمه از زیر تخته سنگ‌های بزرگ با فشار زیاد خارج می‌شود که قسمتی از آن با استفاده از سه ایستگاه پمپاژ، از طریق خط لوله ۱۴ کیلومتری، آب آشامیدنی فریدونشهر و روستاهای مجاور آن را تأمین می‌کند. این چشمه و محدوده آن یکی از مهم‌ترین تفرجگاه‌های مردم این منطقه است.

تنگه حنـا : این تنگه در حدود 65 کیلومتری فریدونشهر و یک کیلومتری قریۀ گوگان قرار دارد. کانالی است که در اثر جریان دائمی آب و فرسایش کوه بوجود آمده است. بصورت دو دیوار قائم و موازی به بلندای 20 تا 30 متر و بفاصلۀ 8 تا 12 متر از یکدیگر می باشد. دو طرف دیوارۀ مذکور لانه های کبوتران و کلنی های زنبور عسل بر زیبائی چشم انداز می افزاید. رودخانۀ «چاقاگلی» از این معبر می گذرد. همچنین آب چند چشمه نیز از این کانال عبور می کند.

پارک معلم (سراب) : در شمال شهر فریدونشهر واقع شده است. دارای منابع آب فراوان و فصلی می باشد و چشم اندازهای زیبا از کوههای جوان دوران نه چندان کهن دارد.

آبشار پشندگان : در غرب روستای پشندگان و ابتدای درۀ سپستان در کنار ذخیره گاه جنگلی زاگرس حرکت آب با فشار بر روی تخته سنگها، خصوصاً در بهار جذابیت و طراوت خاصی دارد. وجود انواع درختان جنگلی همچون سیب، زالزالک، بنه، بلوط، گردو و انواع پرندگان وحشی، بر زیبایی این منطقه افزوده است.

چشمه تنگوله : در 50 کیلومتری غرب فریدونشهر، در کنار جادۀ پیشکوه قرار دارد که با استفاده از آب گوارای آن ماهیان سردابی پرورش داده می شوند.

غار گوگان : در دو کیلومتری شمال روستای گوکان قرار گرفته و دارای آثار تراش سنگها بدست انسان در بدنه می باشد. در انتهای غار حوضچه ای پر آب وجود دارد که در تمام مدت سال دارای آب است. ارتفاع غار از سطح زمین حدود 15 متر و ورود به آن بوسیلۀ نردبان امکان پذیر است.

جوب دختر : در دامنه های شمالی شاهان کوه و در ناحیۀ جنوبی چشمه لنگان، دره ای است مابین دو کوه که آب برف کوههای طرفین در این شیب جاری است. گویند در ازمنۀ قدیم دو طائفه در دو طرف دره زندگی می کرده و پیوسته برای تصرف آب آن در جدال بوده اند و جویهای متعددی بر بالا دست یکدیگر ایجاد می کردند. نهایتاً ساکنین غرب دره به پیشنهاد و رهبری دختری جسور تونلی در آخرین محل ممکن در زیر کوه با وسائل ابتدائی و کار طاقت فرسا حفر نموده و برای همیشه آب را در کشتزار خود جاری ساختند.این تونل دارای 4 حلقه چاه است و تا به امروز نیز توسط کشاورزان بهره برداری می شود و همه ساله در لایروبی آن اقدام می گردد.

سراب آبلت (وحدت آباد) : چشمه ای است پرآب در کوههای جنوب شرقی فریدونشهر که آب آن دائمی است. این چشمه از محل (مظهر) یا هستگاه با دو بخش (شعبه) تقسیم می شود. یک شعبه به روستای سروشجان و دیگری به محلۀ وحدت آباد می رود. مصرف این آب کشاورزی است.

غار اشکاف تله : در کوههای شمالی مزرعۀ چشمه رئیسان واقع در غرب روستای گوراب، دهانۀ غاری روی دیوارۀ کوه بصورت قائم قرار دارد که از دور هم قابل مشاهده است. فاصلۀ آن تا دامنه تقریباً 30 متر می باشد و در همین فاصله در پائین کوه آثار سکونت انسان یا محلی برای زندگی اسبان وجود دارد. در داخل غار آثار زندگی ابتدائی مانند حوضچۀ سنگی و سکوهای هموار وجود دارد.

کوه پیرهشتاد : در 25 کیلومتری غرب فریدونشهر، به ارتفاع 2900 متر در قلۀ آن آثار کوزه های شکستۀ سفالی و آثار آتشکده مشاهده می شود. در دنبالۀ دامنۀ شرقی آن محلی بنام (پیر هشت تن) که غاری است زیرزمینی و از سطح زمین چند متری پائین تر است. عده ای معتقدند که غار اصحاب کهف همین غار است.

غار کلبیس کب : در یک کیلومتری شمال فریدونشهر قرار دارد. طول آن 25 متر و عرض آن در جاهای مختلف بین 3 تا 7 متر است. بلندی آن تا سقف بین 2 تا 6 متر می باشد و کف آن مسطح است. در انتهای غار چاه عمیقی است که بعلت جلوگیری از سقوط بازدید کنندگان مسدود شده است.

کوه تسیخه : در شمال غربی فریدونشهر واقع گردیده است. در زمان حملۀ کریم خان زند، پناهگاهی برای گرجیان بود. در این مکان هنوز آثار سنگرهای سنگی قابل مشاهده است.

چشمه سراب : چشمهٔ سراب دو چشمهٔ فصلی در فریدون‌شهر و یکی از تفرجگاه‌های شهرستان فریدون‌شهر در استان اصفهان است. این چشمه پارکی در اطراف این چشمه وجود دارد که پارک معلم نامیده می‌شود و از امکاناتی از قبیل نمازخانه، سوئیت، پارک بادی و وسایل بازی کودکان، زمین اسکیت سواری، پارکینگ و فروشگاه اغذیه برای تفرجگذاران دارد.

قلعه تاریخی سیمون : این قلعه که از قلعههای تاریخی ارامنه محسوب میشود در روستای خویگان قرار دارد که دارای دیوار¬های بلند بوده و چهار برج در چهار طرف قلعه قرار دارد که در ردیف میراث ثبتی شهرستان قرار دارند.

دهسور: روستای دهسور در ۱۳ کیلومتری شهر فریدونشهر و در ۱۷۰ کیلومتری غرب اصفهان قرار دارد. این روستا شامل “دهسور علیا” و “دهسور سفلی” می باشد و دارای جمعیتی بالغ بر ۱۲۰۰ نفر می باشد. دارای آب و هوای سرد و کوهستانی که در ۹ ماه از سال شاهد نزولات آسمانی هستیم. ارتفاع روستا از سطح دریا ۲۷۶۰ متر که می توان از آن به بام ایران نام برد. دمای منطقه در تابستان حداکثر ۲۹ درجه و در زمستان حداقل ۱۲ درجه است بارندگی سالانه ۵۲۰ میلیمتر می باشد. زبان۸۰ درصد اهالی روستا، ترکی و ۲۰ درصد به صورت لری بختیاری و مختلط می باشد. سطح اراضی آبی روستا بیش از ۶۰۰ هکتار می باشد که ۴۵۰ هکتار آن آبی می باشد. محصولات کشاورزی عمده روستا شامل گندم و جو و سیب زمینی و یونجه و کلزا می باشد و از دیگر محصولات می توان به لوبیا و عدس و گیاه شادانه و خیار اشاره کرد. اکثر اهالی روستا به دلیل متوسط سن بالا و شرایط نامناسب دارای سطح سواد پایینی می باشند. ولی نکته مهم میزان پایین رفتارهای غیر اجتماعی و ارتکاب جرم و پرونده های مطروحه در دادگاه است که این نشان می دهد که مردم روستا اهمیت زیادی به آداب و رسوم خود می دهند. از دیگر خصوصیات مردم روستا رابطه فامیلی بین افراد روستا است که این باعث شده زندگی مردم راحتر باشد.

..........................

آرشیو