۱۰-روز گراندهاگ
کارگردان: هارولد ریمیس
نویسندگان: دنی روبین، هارولد ریمیس
بازیگران: بیل موری، اندی مکداول، کریس الیوت
سال اکران: ۱۹۹۳
امتیازات: راتن تومیتوز: ۹۶٪ / آیامدیبی: ۸
فیلم «روز گراندهاگ» محصول ۱۹۹۳ یک کمدی فانتزی ساخته هارولد ریمیس و با حضور بیل موری است. موری در این فیلم اثر نقش یک هواشناس به اسم فیل کانرز را بازی میکند که برای تهیه گزارش مربوطبه روز گراندهاگ یا همان روز دوم فوریه به شهر پانکستاونی در ایالت پنسیلوانیا میرود. در مراسم روز گراندهاگ هر سال تعداد زیادی ادم جمع میشوند و منتظر میمانند تا یک موشخرما از خانهاش بیرون بیاید و پایان زمستان را اعلام کند. ماجرای اصلی فیلم زمانی آغاز میشود که افراد حاضر در مراسم به خاطر اتفاق افتادن طوفان شدید مجبور میشوند شب را در پانکستاونی بمانند. صبح روز بعد که فیل بیدار میشود همه چیز به نظرش تکراری میآید. او خیلی سریع متوجه میشود که روز دوم فوریه تازهای را آغاز کرده و این تاریخ، هر روز برایش تکرار میشود. در ابتدای امر میبینیم که فیل سعی میکند تا از موقعیت پیش آمده لذت ببرد و بیشتر به خوشگذرانی بپردازد، اما هرچه از زمان فیلم میگذرد، شخصیت اصلی داستان از سپری شدن روزهای تکراری و رخ دادن اتفاقاتی که همگی برایش قابل پیشبینی هستند احساس افسردگی میکند، تا جایی که کارش به خودکشی هم کشیده میشود، اما این چرخه تکراری همچنان ادامه میابد و روز بعد باز هم دوم فوریه دیگری از راه میرسد.
۹-عروس شاهزاده
کارگردان: راب رینر
نویسنده: ویلیام گلدمن
بازیگران: کری الویس، مندی پتینکین، رابین رایت
سال اکران: ۱۹۸۷
امتیازات: راتن تومیتوز: ۹۷٪ / آیامدیبی: ۸.۱
The Princess Bride یا «عروس شاهزاده» چهارمین فیلم در کارنامه هنری راب راینر است . راینر که همیشه فیلمهایش را در اوج سادگی و جذابیت روایت میکند، اینجا هم روش خودش را حفظ کرده است. فیلمنامه The Princess Bride را ویلیام گلدمن براساس یکی از رمانهای خودش به همین اسم نوشته است؛ نویسندهای که به خاطر فیلمهای «بوچ کسیدی و ساندنس کید» و «همه مردان رئیس جمهور» جایزه اسکار بهترین فیلمنامه غیر اقتباسی را نیز در کارنامه دارد.
راینر سعی کرده در سبک روایت فیلمش هم به رمان گلدمن وفادار باشد؛ این وفادارای تا جایی است که حتی داستان از روی کتابی که یک پیرمرد برای نوه مریضش میخواند روایت میشود. این داستان درباره پسرک کشاورزی به نام «وزلی» است که عاشق یک شاهزاده خانم به اسم «باترکاپ» میشود. در ابتدا شاهزاده به او بیاعتنایی میکند، اما وقتی با مهربانی و پایداری وزلی مواجه میشود به او دل میبندد. وزلی که فقیر است تصمیم میگیرد تا ازطریق سفر دریایی، پولی برای خودش دست و پا کند، اما خبر کشته شدن او بهوسیله دزدان دریایی به شاهزاده خانم میرسد. باترکاب که زندگی عاشقانه خودش را از دست رفته میبیند، به اجبار با شاهزاده «هامپردینک» ازدواج میکند.
۸ - دکتر استرنجلاو یا: چگونه یاد گرفتم دست از هراس بردارم و به بمب عشق بورزم / Dr. Strangelove or: How I Learned to Stop Worrying and Love the Bomb
کارگردان: استنلی کوبریک
نویسندگان: استنلی کوبریک، تری ساترن، پیتر جورج
بازیگران: پیتر سلرز، جورج سی اسکات، استرلینگ هیدن
سال اکران: ۱۹۶۴
امتیازات: راتن تومیتوز: ۹۸٪ / آیامدیبی: ۸.۴
«دکتر استرنجلاو» یک کمدی سیاه ساخته استنلی کوبریک است که به دوران جنگ سرد و تهدیدات هستهای میپردازد. داستان این فیلم درباره یک ژنرال روانپریش امریکایی به نام «جک ریپر» است که به شکلی دیوانهوار از کمونیستها نفرت دارد. او تصمیم میگیرد که بهطور خودسرانه و بدون اطلاع مقامات مافوق، یک جنگنده امریکایی که حامل بمب هستهای است را به خاک شوروی بفرستد و این کشور را نابود کند. ماجرا از جایی جذاب میشود که رئیس جمهور امریکا از موضوع اطلاع پیدا میکند و به همراه جمعی از سیاستمداران این کشور تصمیم میگیرد تا جلوی حمله به شوروی و آغاز نبرد اتمی ناخواسته را بگیرد. بخش عمدهای از فیلم در یک لوکیشن کوچک که به آن «اتاق جنگ» میگویند جریان دارد و تلاش مقامات امریکایی برای حلوفصل ماجرا را به تصویر میکشد.
پیتر سلرز، بازیگر اصلی این فیلم، در قالب سه شخصیت متفاوت (از جمله دکتر استرنجلاو) به ایفای نقش پرداخته است. منتقدین دنیا تاکنون بارها از فیلم Dr. Strangelove بهعنوان یکی از بهترین فیلم های کمدی تاریخ سینما و اثری شاخص در کارنامه هنری کوبریک یاد کردهاند.
۷- سوپ اردک / Duck Soup
کارگردان: لئو مککری
نویسندگان: برت کالمار، هری روبی
بازیگران: گروچو مارکس، هارپو مارکس، چیکو مارکس
سال اکران: ۱۹۳۳
امتیازات: راتن تومیتوز: ۹۲٪ / آیامدیبی: ۷.۸
بهترین فیلم برادران مارکس همین Duck Soup یا «سوپ اردک» است. یک هجو بینظیر درباره دیکتاتوری و سیاست که شوخیهای بامزه و سریع در آن به وفور وجود دارند. داستان فیلم درباره فردی به نام «فایرفلای» (با بازی گروچو مارکس) است که با حمایت و اصرار یک زن ثروتمند به نام «تیزدیل» (با بازی مارگارت دومونت) بهعنوان دیکتاتور کشور «فریدنیا» منصوب میشود. فایرفلای به سفیر کشور همسایه یعنی «سیلوانیا» توهین میکند و همین موضوع باعث شروع جنگ بین دو کشور میشود. سفیر سیلوانیا هم دو جاسوس به نامهای «چیکولینی» (با بازی چیکو) و «براونی» (با بازی هارپو) را به فریدنیا میفرستد تا سر از نقشههای جنگی آنها دربیاورند، ولی جاسوسها لو میروند.
منتقدان معاصر با فیلم Duck Soup معتقد بودند که این اثر نسبت به ساختههای قبلی برادران مارکس ضعیفتر است. اما با گذشت زمان، نظر منتقدان نیز درباره این فیلم عوض شد و همه از آن بهعنوان یکی از شاهکارهای تاریخ سینمای کمدی نام بردند. این فیلم حتی تاثیرات زیادی روی آثار فیلمسازان پس از خود مانند وودی آلن گذاشت.
۶ - لبوفسکی بزرگ / The Big Lebowski
کارگردانان: جوئل کوئن، اتان کوئن
نویسندگان: جوئل کوئن، اتان کوئن
بازیگران: جف بریجز، جان گودمن، جولین مور
سال اکران: ۱۹۹۸
امتیازات: راتن تومیتوز: ۸۲٪ / آیامدیبی: ۸.۱
«لبوفسکی بزرگ» یکی از بهترین فیلمهای برادران کوئن است. داستان فیلم روایتگر بخشی از زندگی یکی از تنبلترین و بیکارترین شهروندان لس آنجلس است که روزی با یک فرد میلیونر هماسم خودش اشتباه گرفته میشود. ماجرا از این قرار است که دو تبهکار فردی به نام «جف لبوفسکی» را با «جفری لبوفسکی» پولدار که همسرش به آنها بدهکار است اشتباه میگیرند و او را مورد حمله قرار میدهند. آنها روی قالیچه جف ادرار میکنند و از آنجا که این قالیچه باارزشترین دارایی زندگی اوست، تصمیم میگیرد تا باعث و بانی ماجرا را به سزای کارش برساند. به همین خاطر جف نزد لبوفسکی بزرگ که مردی فلج است میرود، اما با بیتوجهی و رفتار تحقیرآمیز او مواجه میشود. در ادامه داستان لبوفسکی بزرگ از جف میخواهد تا با رساندن مبلغی پول به تبهکاران، همسرش را که اکنون گروگان آنها است نجات دهد. به این ترتیب جف برای اولینبار در زندگیاش یک مسئولیت مهم را بر عهده میگیرد، اما با مزاحمت دوست قدیمیاش «والتر» موفق نمیشود پولها را طبق نقشه به تبهکاران تحویل بدهد. در ادامه جف متوجه میشود که ماجرا به گونه دیگری است و او در بازی پیچیدهای گرفتار شده است.
۵ - در یک شب اتفاق افتاد / It Happened One Night
کارگردان: فرانک کاپرا
نویسندگان: رابرت ریسکین، ساموئل هاپکینز آدامز
بازیگران: کلارک گیبل، کلودت کولبرت، والتر کانلی
سال اکران: ۱۹۳۴
امتیازات: راتن تومیتوز: ۹۸٪ / آیامدیبی: ۸.۱
فیلم It Happened One Night یا «در یک شب اتفاق افتاد» ساخته فرانک کاپرا، یکی از بهترین کمدیهای کلاسیک عاشقانه است. داستان فیلم درباره دختری از یک خانواده ثروتمند به نام «الی» است که برخلاف میل پدر خود قصد دارد با نامزدش در نیویورک ازدواج کند. به همین خاطر الی از قایق تفریحی پدرش فرار میکند تا خود را به نیویورک برساند. در بین راه و در یک اتوبوس، او با خبرنگار اخراجی به نام «پیتر» آشنا میشود. خراب شدن اتوبوس در جاده باعث میشود تا الی و پیتر یک شب را مسافرخانه کنار جاده بگذرانند. الی تمام فکر و ذکرش رسیدن به نیویورک است و پیتر هم قصد دارد تا با تهیه گزارشی از ماجرای فرار الی از پدر میلیونرش، بتواند دوباره کارش را در روزنامه آغاز کند. اما ماجراهای فیلم بهگونهای پیش میروند که این دو نفر عاشق هم میشوند.
It Happened One Night اولین فیلمی است که موفق شد هر پنج جایزه مهم اسکار (بهترین فیلم، کارگردانی، بازیگر نقش اول مرد، بازیگر نقش اول زن و فیلمنامه غیراقتباسی) را برنده شود. پس از آن، فقط دو فیلم دیگر یعنی One Flew Over the Cuckoo's Nest و The Silence of the Lambs موفق به کسب چنین افتخاری شدهاند.
۴ - بعضی ها داغشو دوست دارن / Some Like It Hot
کارگردان: بیلی وایلدر
نویسندگان: بیلی وایلدر، آی ای ال دایاموند
بازیگران: مرلین مونرو، تونی کورتیس، جک لمون
سال اکران: ۱۹۵۹
امتیازات: راتن تومیتوز: ۹۷٪ / آیامدیبی: ۸.۲
«بعضیها داغشو دوست دارن» یک فیلم کمدی رمانتیک از بیلی وایلدر است که به جرئت میتوان آن را یکی از ارزشمندترین آثار تاریخ سینما نامید. قصه فیلم Some Like It Hot درباره دو نوازنده به نامهای «جو» و «جری» است که بهدنبال کار میگردند. یک روز آنها بهطور اتفاقی شاهد کشت و کشتار گروه تبهکارها میشوند و از ترس آنکه خودشان هم کشته شود، ظاهر خود را به شکل زنها درمیآورند و از این طریق با گروهی از نوازندگان دختر با قطار به سمت میامی حرکت میکنند. در طول این سفر جو به یکی از دختران نوازنده به نام «شوگر» (با بازی مرلین مونرو) دل میبندد و از طرف دیگر یک سرمایهدار خوشگذران که خیال میکند جری زن است، عاشقش میشود. به این ترتیب شرایط برای جو و جری تا حد زیادی پیچیده و حتی بحرانی میشود.
۳ - مانتی پایتون و جام مقدس / Monty Python and the Holy Grail
کارگردانان: تری گیلیام، تری جونز
نویسندگان: گراهام چپمن، جان کلیس، اریک آیدل، تری گیلیام، تری جونز، مایکل پیلین
بازیگران: گراهام چپمن، جان کلیس، اریک آیدل
سال اکران: ۱۹۷۵
امتیازات: راتن تومیتوز: ۹۷٪ / آیامدیبی: ۸.۲
برجستهترین فیلم ساخته شده به وسیله مانتی پایتون بدون شک همین «جام مقدس» است. نام فیلم به جام معروفی اشاره دارد که مسیح در شام آخر از آن نوشید. برای این جام در افسانههای قدیمی، ویژگیهای خارقالعادهای ذکر شده است. داستان فیلم نیز به جستجوی شاه آرتور و شوالیههایش برای پیدا کردن همین جام مقدس اشاره دارد، اما با لحنی کاملا طنزآمیز روایت میشود و با ماجرای اصلی نیز تا حدی متفاوت است.
این فیلم مانند دیگر ساختههای مانتی پایتون، از شوخی با مذهب و اخلاق ترسی ندارد و از همین جهت نیز با انتقادات زیادی مواجه شده است. بااینحال طنز منحصربهفرد فیلم و شوخیهای کلامی جالبش هر مخاطبی را به خنده میاندازند. بد نیست بدانید مانتی پایتون و جام مقدس در فهرست ۱۰۰ فیلم برتر کمدی تاریخ سینما که در وبسایت IMDb منتشر شده جایگاه اول را به خود اختصاص داده است.
۲ - هواپیما / Airplane
کارگردانان: جیم آبراهامز، دیوید زوکر، جری زوکر
نویسندگان: جیم آبراهامز، دیوید زوکر، جری زوکر
بازیگران: رابرت هیز، جولی هگرتی، لزلی نیلسن
سال اکران: ۱۹۸۰
امتیازات: راتن تومیتوز: ۹۷٪ / آیامدیبی: ۷.۷
«هواپیما» محصول سال ۱۹۸۰ به کارگردانی جیم آبراهامز و برادران زوکر، تقلیدی مسخره از ژانر سانحهای است. بهطور مشخص داستان و شخصیتهای محوری آن از فیلم «ساعت صفر» قرض گرفته شدهاند و بسیاری از صحنههای فیلم بیننده را به یاد «فرودگاه ۱۹۷۵» میاندازند.
ماجرای فیلم درباره یک خلبان جنگی به نام «تد استرایکر» (با بازی رابرت هیز) است که در طول جنگ دچار ترس از پرواز شده و خلبانی را کنار گذاشته است. تد برای بازگرداندن نامزدش «ایلین» که مهماندار است بهطور ناخواسته سوار هواپیما میشود. در طول پرواز مشخص میشود که ماهیهای استفاده شده در غذای مسافران هواپیما فاسد بودهاند و این موضوع باعث مسمومیت آنها شده است. از بخت بد، خلبان و کمک او هم که ماهی مصرف کردهاند مسموم میشوند و فرد دیگری برای کنترل هواپیما وجود ندارد. ناگهان ایلین به یاد میآورد که در این شرایط فقط تد است که میتواند به آنها کمک کند، اما مشکل اینجا است که او از پرواز کردن وحشت دارد.
۱ - روشنایی های شهر / City Lights
کارگردان: چارلی چاپلین
نویسنده: چارلی چاپلین
بازیگران: چارلی چاپلین، ویرجینیا چریل، فلورنس لی
سال اکران: ۱۹۳۱
امتیازات: راتن تومیتوز: ۹۸٪ / آیامدیبی: ۸.۵
ولگرد کوچولو مشغول متر کردن خیابانها بود که ناگهان با یک دختر گلفروش روبهرو شد. در نگاه اول زیبایی دختر دلش را برد. وقتی خواست از او یک شاخه گل بخرد متوجه شد که دخترک نابیناست. ولگرد تصمیم گرفت که رفتگر شود تا از این طریق پول بهدست بیاورد و چشمان دختر را معالجه کند، اما چون دیر سر کارش حاضر شده بود از آنجا اخراج شد. او سپس در مسابقات بوکس شرکت کرد تا شاید با برنده شدن بتواند خرج عمل دختر گلفروش را فراهم کند، ولی در مسابقه باخت و ناامید شد. ولگرد یک دوست میلیونر دائمالخمر داشت که او را در حالت مستی از خودکشی نجات داده بود. او میتوانست به ولگرد کمک کند، اما مشکل اینجا بود که مرد میلیونر فقط در حالت مستی ولگرد را به یاد میآورد و در هنگام هشیاری وی را نمیشناخت.
دقت کنید چاپلین در فیلم City Lights چه طعنه ظریفی به اختلاف طبقاتی موجود در جامعهاش زده و بهطور غیر مستقیم به مخاطبانش میفهماند که انسانها وقتی هشیار هستند دوستی و کمک به همنوعان را فراموش میکنند! مرد میلیونر هنگامی که مست است میتواند فرشته نجات ولگرد و دختر گلفروش باشد، اما وقتی هشیار است حتی ولگرد را به زندان میاندازد. در پایان فیلم میبینیم که ولگرد از زندان آزاد شده و با دختر گلفروش که اکنون بیناییاش را به دست آورده و در یک مغازه مشغول به کار است روبهرو میشود. دخترک ابتدا ولگرد را نمیشناسد، اما هنگامی که برای فروختن یک شاخه گل به او دستانش را لمس میکند میفهمد که این مرد کوچک همان کسی است که دیدن دوباره روشناییهای شهر را مدیون اوست.
به عقیده بسیاری از طرفداران چاپلین، «روشناییهای شهر» بهترین فیلم او و قویترین فیلم تاریخ سینما در ژانر کمدی رمانتیک است.


