خودم استارت ميزنم. ما تو يه خونه سه طبقه زندگي ميكنيم پايين ترينش ماييم و بالا سرمونم خونه عمومه و با هم رفتو امد زياد داريم.يه روز دختر عموم كه خيلي كوچيك بود با من تو خونه تنها بود داشتم باهاش بازي ميكردم كه تازه حرف زدن ياد گرفته بود،داشتيم بازي ميكرديم كه يه دفعه در اوج خوشحالي و اينا قيافش ناراحت شد و به من گفت اون زنه كيه اونجا،منم كه داشتم ميريدم به خودم نگاه كردم كسي نبود و بهش گفتم كدوم زنو ميگي؟گفت نگاه كن اونجاست داره تو رو نگاه ميكنه،ديگه داشتم واقعا زهره ترك ميشدم نگاه كردم بازم كسي نبود،بعد يه مكس زياد بهش گفتم هيچكي نيست بيا بازيمونو بكنيم،اين اتفاق دو هفته بعدشم تو خونه اونا اتفاق افتاد.بعدها كه يكم بزرگتر شد اسم دوست خياليشم كه وقتي هيچكي باهاش بازي نميكرد گذاشت اسمارت،كه همتون ميدونين معني انگليسيش ميشه باهوش.??ببخشيد كه خيليم ترسناك نبود.