آمُل (به مازندرانی: آمِل) یک شهر در استان مازندران و مرکز شهرستان آمل است. آمل یکی از قدیمی‌ترین شهرهای ایران، قطب صنعت و صادرات و ورزش استان مازندران، پایتخت برنج ایران، یکی از قدیمی‌ترین مراکز یک‌جانشینی جهان، از شهرهای مهم ترابری، کشاورزی، گردشگری، معدنی و صنعتی ایران و از مهم‌ترین شهرهای مرتبط به علم در تاریخ معروف به شهر تاریخ و فلسفه است. پیشینه شهر آمل به زمان آماردها بر می‌گردد و در تاریخ نوشتاری نیز، مانند شاهنامه آمل از مراکز مهم اتفاقات بوده‌است. آمل در زمان زیاریان، علویان پایتخت ایران و در زمان اشکانیان یکی از مراکز ایران بود و در زمان افریدون تا زمان بهرام گور نیز آمل تختگاه و پایتخت ربع مسکون است. این شهر به دو منطقه شهری تقسیم می‌شود. آمل یکی از پرجمعیت‌ترین شهرهای استان مازندران است. شهر آمل در کنار ارومیه و گنبد کاووس یکی از سه قطب والیبال کشور می باشد.

این شهر معروف به شهر علم و فلسفه و تاریخ، شهر بام ایران، شهر هزار سنگر شهر مادها و اولین شهر علویان است. واژه آمل، حرف «آ» در زبان ایرانیان قدیم کاربرد «ضد» داشته و «مُل» به معنی مرگ و «آمل» ترکیبی از ضد مرگ مانند امرداد و مرداد است. آمل به معنی بی مرگ است یعنی تو را مرگ مباد. هفت شهر، آمرداد، آموی و آمله نیز دیگر نام‌های آمل در طول تاریخ بوده‌است. بام ایران اشاره به دماوند است که در بخش لاریجان شهرستان آمل قرار دارد. همچنین آملی به عنوان دروازه ورود شمال ایران نیز شناخته می‌شود. بر روی سکه‌های ساسانی، نام شهرهایی که سکه در آن‌جا زده شده با علامت اختصاری مشخص گردیده‌است، اِم علامت شهر آمل بوده‌است.

نام یکی از اقوام ساکن کرانه جنوبی دریای مازندران آمارد بوده‌است. ریچارد فرای ریشه نام آمل مازندران را در پیوند با طایفه آمارد دانسته و این موضوع که دو آمل، یکی در آمودریا و دیگری در مازندران وجود داشته را به کوچ شاخه ای از این طایفه ایرانی مرتبط دانسته‌است. واژه آمل که گونه دیگر آن آموی است، احتمالاً از قبیله باستانی آمردها یا آماردها گرفته شده‌است. مورخان باستانی غربی نام این قبیله را مردی یا آمردی آورده‌اند. آماردها قومی نیرومند و جنگجو بوده‌اند و ناحیه فعلی آمل را به عنوان مرکز خود انتخاب نموده و نام خود را برنهادند و بعدها واژه «آماردها» به سبب کثرت تلفظ به آملد، آمرد و «آمل» بدل شد. نیز وجه تسمیه این شهر به سبب بنیان‌گذار خود «آمله» نیز می‌تواند باشد، چنان‌که در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار آمده‌است و در جای دیگر پیرنیا می‌گوید این قوم مهاجر بادیه‌نشین بوده‌اند که به تاخت تاز در اراضی اقوام دیگر می‌پرداختند و به روزگار کوروش تا حوالی ماد پراکنده گردیده بودند، آمردها در حدود سه هزار سال پیش از میلاد نیز در حال پیدا نمودن سرزمین بوده‌اند. در اطلس‌شناسی آمده‌است، آمل از سرزمین‌های قدیمی بوده و دیرینگی آن به درازای بلندی می‌رسد و مردمانش از آمردها هستند که اولین قوم در کنار دریا پارس‌اند.

اردشیر می‌گوید:

هزاران سال، پیش از آمدن آریاهای ایرانی به فلات ایران چندین گروه مردمان بومی که چهار گروه آن مشهورترند در این فلات جای داشتند که چگونگی دوره‌های پیشین آن چندان روشن نیست. نام یکی از این چهار گروه مردم بومی فلات ایران مرد بود، نام گروه مرد در نوشته‌ها «مارد» یا «آمارد» آمده که به زبان ایران و بومی مرد و آیمرد است و واژه‌های آمرت زبان کهنسال ارامنه و مردی، آی مردی، جوانمرد، جوانمردی، گله و گیله مرد که امروزه در سراسر مازندران و گیلان گویا است از نام باستانی این گروه سرچشمه می‌گیرد. رابینو معتقد است در میان اقوام تاریخی مازندران یکی تیپرها بودند که در کوه‌های شمالی سمنان اقامت داشتند و دیگری آمردها که شهر آمل آمرد همان آمل است چنان‌که پرد همان پل می‌باشد، به اسم آن‌ها نامیده شد اولین گروه در حاشیه دریا در ایران بودند و مرزهای چهارگونه سرزمین مردها بدینگون بود، از خاور به مرز ورگانا، هیرگانا گرگان و قسمتی به پارت خراسان، از شمال به دریاچه دراکسپین یا کاسپین، کاسو، کازاک یا قزاق و از باخترن تا آن دست لنکران قفقاز و از جنوب خاوری به کومیسین قومس یا دامغان و از جنوب رکا رک یا ری و جنوب باختری به کسپین قوزوین و سرزمین مدی چسبندگی داشت.

ابراهیم پورداوود نوشته‌است:

امیانوس مارسلینوس در حدود سال ۳۶۰ میلادی کتاب خود را نوشت وی و چند تن دیگر در طی جغرافیا و تاریخ روزگار هخامنشی و اسکندر و سلوکیه و اشکانی و ساسانی از قومی به نام مردوی یا آمردی یاد می‌کنند که در سواحل دریای خزر می‌زیستند و تیره‌ای از همین مردم در آسیای مرکزی، نزدیکی مرو رود جیحون، آمویه یا آمودریا بسر می‌بردند.

با توجه به متن کتیبه‌های آشوری در نزدیکی شهر کنونی آمل مازندران فرض گردیده‌است، نکته جالب اینجاست که سرزمین اسپاردا یا ساپاردا نیز در همین منطقه در نظر گرفته شده‌است، این نام دقیقاً مشابه با نامی است که در کتیبه‌های پارسی باستان برای سرزمین لیدیه در غرب کشور کنونی ترکیه به کاربرده می‌شده‌است، مسلماً این نام با نام اسپارتا که هم نام استانی است در کشور ترکیه و هم نام شهری باستانی در یونان که نبرد ۳۰۰ تن از جنگجویان این شهر با خشایارشا شهرت جهانی دارد، شباهت بسیار دارد. واژه آمل، حرف «آ» در زبان ایرانیان قدیم کاربرد «ضد» داشته و «مُل» به معنی مرگ و «آمل» ترکیبی از ضد مرگ مانند امرداد و مرداد است. آمل به معنی بی مرگ است یعنی تو را مرگ مباد.

یحیی ذکا در کتاب کاروند کسروی آورده‌است:

آما، آماردان یا ماردان، در زمان لشکر کشی اسکندر به ایران، این تیره در مازندران نشیمن می‌داشتند و آن هنگام هنوز تپوران به آنجا نیامده بودند، ولی سپس چنان‌که از گفته‌های استرابون پیداست در آذربایجان و ارمنستان و پارس و دیگر جاها پراکنده شدند. ربودن اسب محبوب اسکندر بنام بوسیفا یا بوسیفالوس کارایی این قوم را در جنگ، آن هم با سپاه ورزیده و مقتدر اسکندر مقدونی را نشان می‌دهد.

دیگر نظریه وجه تسمیه آمل به سبب نام آمله است، چنان‌که در تاریخ طبرستان و تاریخ ایران باستان آمده‌است:

اشتاد رستاق صاحب دختری زیبا می‌شود و این دختر به خواب پادشاه بلخ کهن می‌آید و پادشاه بلخ دستور می‌دهد تا این دختر را پیدا کنند و بابت این امر جایزه خوبی دریافت کنند که این امر محقق نشد و خود پادشاه بلخ به ایران می‌آید و بعد از جست جو زیاد این دختر زیبا را در دهستان اهلم که در قدیم بندرگاه تجاری شمال ایران بود پیدا می‌کند و با شکوه مقام والا به بلخ می‌برد و بعد آن پادشاه بلخ گفت ای دختر شاد باش و خواسته خویش را بیان کن و او گفت در ولایت ما آبی است که هزهز رودخانه فعلی هراز نام دارد و خوب است به دستور شما شهری در آنجا احداث شود که به دستور شاه در آن جا شهری آباد و با کاخ‌ها و قصرها و خانقاه ساختند و کناره آن را خندق کندند تا از دشمن آسیب‌پذیر نباشد و این شهر به نام زن پادشاه شهر کهن بلخ «آمله» گرفته شد که معنی آن این است یعنی تو را مرگ مباد. شهر آمل دارای چهار دروازه به نام‌های دروازه گیل، دروازه گرگان، دروازه کوهستان، و دروازه دریا و قلمرو بود.

شهر آمل با ۲۷۱۲۶۹ نفر جمعیت در جلگه مازندران و در دو سوی رود هراز با ارتفاع ۷۶ متر از سطح دریا در ۵۲ درجه و ۲۱ دقیقه طول شرقی و ۲۶ درجه و ۲۵ دقیقه عرض شمالی و در فاصله ۷۰ کیلومتری غرب ساری مرکز استان، ۱۸ کیلومتری جنوب دریای مازندران و ۶ کیلومتری شمال دامنه کوه البرز و ۱۸۰ کیلومتری شمال شرقی تهران قرار دارد. رشد جمعیت شهر آمل قابل توجه است، زیرا تعداد آن که در ۱۳۳۵ حدود ۲۵۱۲۲ نفر بوده در ۱۳۶۵ حدود پنج برابر شده‌است. میانگین رشد جمعیت این شهر را سالانه حدود ۸/۴٪ نوشته‌اند. تحولات جمعیت شهر آمل از سال ۱۳۳۵ تا ۱۳۸۵ به شرح زیر است:

در مورد پیدایش آمل سه نظریه وجود دارد که اولین نظریه مربوط به دوران مرد آمارد، دومین نظریه مربوط به دختری به نام آمله و سومین نظریه مربوط به دوران طهمورث، جمشید، کیومرث از پادشاهان پیشدادی بوده‌است. طبق تحقیقات باستان‌شناسی، استان‌های ساحلی دریای خزر احتمالاً از ۰۰۰‘۷۵ سال پیش محل زیست انسان بوده‌است. در سال ۱۳۳۰ کارلتون استیونز کون باستان‌شناس آمریکایی اسکلتهایی از انسان نئاندرتال را که ظاهراً نیای کهن اقوام ساکن کرانهٔ دریای خزر بوده‌است، در غارهای هوتو و کمربند کشف کرد. از جملهٔ این اقوام ورکانیان یا همان هیرکانیان در گرگان، تَپوران در منطقهٔ کوهستانی البرز، آماردها یا همان مَردها در مازندران و حدود آمل، و کادوسان در گیلان و مادها در فارس بودند. آماردها در کنار ضلع غربی رود هراز سکنی گزیدند و شهر آمل پایتخت خود کردند که اسم شهر آمل به احتمال بسیار زیاد از نام آنان گرفته شده‌است.[۴۲] در اساطیر ایرانی از پیکار میان آریاییان و دیوان که اشاره به این اقوام است در این ناحیه یاد شده‌است.

ایگور دیاکونوف ایران‌شناس روس نیز اشاره دارد که ماردها در کنار دریای خزر می‌زیستند وی در ادامه می‌نویسد:

حدود سه هزار سال پیش از میلاد انبوهی از مردم هند و اروپایی در مسیر مهاجرت خود به سمت هندوکش و دسته‌ای به سوی فلات ایران سرازیر و چون از خاک ورگانا گذشتند و به سرزمین مردها رسیدند، منطقه را سبز و خرم یافته، رحل اقامت افکندند، آنان میزبانان را دوا، بربر و تور نامیدند. عقب مانده بودن تپورها و آماردها نسبت به آریایی‌های مهاجر یا القاب دوا، تور و بربر، هم از نظر زبانشناسی و هم از نظر تاریخی جای تأمل و نقد دارد.

ابن اسفندیار در مورد نظریه دوم در کتاب تاریخ تبرستان نوشته‌است، آمل مأخوذ از نام آمله دختر اشتاد است که به اتفاق برادرش یزدن به دلیل کشتن شخصی از تبار دلیم به نواحی آمل فعلی آمد و روستایی را بنا نهادند. وی در تاریخ تبرستان می‌نویسد:

بنای آمل به فرمان آمله همسر فیروز شاه بلخ ساخته شد. آمله دارای پسری به نام خسرو بود که پس از مرگ پادشاه بلخ، پادشاهی مقتدر گردید و آمل را پایتخت خود برگزید و بیشترین سعی و کوشش خود را صرف ساختن قلعه‌های محکم و ساختمان‌های زیبا و آبادانی این شهر نمود. حتی دستور داد در بیرون شهر ساختمان و قصرها بسازند و عمران و آبادی بنمایند. شهر آمل در این دوره دارای چهار دروازه به نام‌های دروازه گیلان، دروازه گرگان، دروازه کوهستان و دروازه دریا بود و مقدار زمینی که برای ساختن اولیه شهر فراهم کردند چهار صد هکتار بود. برخی دیگر از مورخان، سابقه آمل را به دوره پیشدادیان و کیانیان نسبت داده‌اند.

در این باره دولتشاه سمرقندی در تذکرةالشعرا می‌نویسد:

اما شهر آمل از بلاد قدیم است و بنای آن گویند جمشید کرده و بعضی گویند که افریدون ساخته، حالا چهار فرسنگ علامت شهر است که محسوس می‌شود و هر جا که زمین را بکاوند خشت پخته و سنگ ریخته ظاهر شود و چهار گنبد است در آن شهر که مقبره افریدون و اولاد او گویند آنجاست. فی کل حال از روزگار افریدون تا زمان بهرام گور تختگاه ربع مسکون آمل بود.

می‌توان گفت آمل یک شهر اساطیری است چون نبردهای فریدون، آرش کمانگیر، ضحاک، کیخسرودر زیر پای دیو سفید یعنی دماوند انجام شده‌است. شهر آمل از روزگاران کهن همواره شهری آباد و پر رونق بوده‌است. سیمای این شهر باستانی، از لا به لای هزاره‌های مه گرفتهٔ تمدن‌های پیش مادها در فلات ایران رخ نموده و پیشینهٔ تاریخی آن با افسانه‌ها و اساطیر پرشکوه ایرانی در هم آمیخته‌است. نام آمل شانزده بار در شاهنامه فردوسی یاد شده‌است. فریدون، پادشاه اسطوره‌ای که ضحاک ماردوش را درون چاهی در دماوند کوه آویخت، خود پرورش یافتهٔ دامان البرز بود و پژوهشگران، پایتخت او را حوالی آمل می‌دانند و امروز نیز باشندگان لاریجان، دشت خرمی در پای دماوند را تخت فریدون می‌خوانند. سال‌ها بعد، در عصر پادشاهی نوادهٔ وی منوچهر، سپاه توران از جیحون گذشت و سراسر شمال و شمال شرقی ایران را تصرف کرد، ولی به واسطهٔ مقاومت ایرانیان، پشت دروازه‌های آمل زمین گیر شد و به موجب پیمان صلحی، آرش کمانگیر تیری از دماوند کوه در اطراف آمل تا فرارود در آسیای میانه رها کرد و جان داد و مرزهای ایران را باز تا آن سوی جیحون کران داد. همچنین در زمان بهرام گور نیز آمل پایتخت ایران بوده‌است.

طبق تحقیقات باستان‌شناسی، استان‌های ساحلی دریای خزر احتمالاً از ۰۰۰‘۷۵ سال پیش محل زیست انسان بوده‌است. در سال ۱۳۳۰ کارلتون استیونز کون باستان‌شناس آمریکایی اسکلت‌هایی از انسان نئاندرتال را که ظاهراً نیای کهن اقوام ساکن کرانهٔ دریای خزر بوده‌است در مازندران پیدا کرد. بیشترین نظریه تاریخ شناسان تاریخ اولیه و پیش از اسلام آمل به قوم مردم آمارد بر می‌گردد. مردم این قبیله آریایی پیش از ورود گروه‌های بعدی آریایی‌ها یعنی ماد، پارس و پارت در قسمتی از مازندران و گیلان کنونی زندگی می‌کردند. نام اصلی این قبیله آمو بود که در فارسی باستان به آمرد یا اَمرد به معنی زیان‌بخش و ویرانگر تبدیل شد. همچنین در برخی کتاب‌ها به آن‌ها «مارد» نیز گفته‌اند. آن‌ها مردمی جنگجو و هنرمند بودند و با همسایگان خود در کشمکش دایمی بودند. هم اسکندر مقدونی با آن‌ها جنگیده‌است هم فرهاد پنجم اشکانی که آن‌ها را به سوی قفقاز در غرب دریای خزر رانده‌است. برخی معتقدند شعبه‌ای از قبیله آماردها در کنار رود جیحون می‌زیسته‌اند.

اردشیر برزگر می‌نویسد:

هزاران سال، پیش از آمدن آریاییهای ایرانی به فلات ایران چندین گروه مردمان بومی که چهار گروه آن مشهورترند در این فلات جای داشتند که چگونگی دوره‌های پیشین آن چندان روشن نیست. نام یکی از این چهار گروه مردم بومی فلات ایران مرد بود، نام گروه مرد در نوشته‌ها «مارد» یا «آمارد» آمده که به زبان ایران و بومی مرد و آیمرد است و واژه‌های آمرت زبان کهنسال ارامنه و مردی، آی مردی، جوانمرد، جوانمردی بوده‌است.

قوم ماد به روزگار کوروش بزرگ تا حوالی ماد پراکنده گردیده بودند. پیش از اسلام، آمل از بزرگترین و مهم‌ترین شهرهای این منطقه به‌شمار می‌رفت و مرکز مازندران به حساب می‌آمد. برخی منابع، زمان ساخت شهر آمل را در دوره ساسانیان و توسط پیروان مزدک می‌دانند، ولی به نظر می‌رسد نام آمل از اَمردها گرفته شده که در این صورت باید گفت، شهر آمل پیش از ساسانیان و در دوره اسکندر وجود تاریخی داشت. در دوره ساسانیان به دلیل فرار پیروان مزدک به این شهر، بر اهمیت این آمل افزوده شد.

در تاریخ طبرستان ابن اسفندیار چنین آورده‌است:

در قباله‌های کهن مذکور است که معنی آمل به واژه طبری آهوش است وهش وهل مرگ را گویند و کنایه از این است که تو را هرگز مرگ مباد.

با توجه به اسناد تاریخی این شهر حداقل از دوره ساسانی تا دوره مغول پایتخت مازندران بوده‌و در سلسله اشکانیان پایتخت رسمی ایران بوده‌است. آمل در دوره اشکانیان آباد بود و در این زمان تحت سلطه سیاسی اداری ساتراپی هیرکانیه قرار داشت. یوستین، مورخ رومی هم در اشاره خود به جنگ فرهاد، امردها را مردمی دلاور و نیرومند می‌داند. با توجه به موقعیت جغرافیایی قلمرو امردها می‌توان اهمیت این قلمرو را برای فرهاد در راه ارتباطی پارت و هیرکانیه و پیرامون آن دانست.

آمل در زمان اشکانیان نیز معمور و آبادان بود که آن را همو می‌نامیدند. فرهاد یکم پادشاه اشکانی، با مردم آمل به جنگ پرداخت و از آنجا که جنگ با این مردم سخت بود جنگ فرهاد با ماردها چندین سال به دراز کشید و بعد از مدت‌ها آماردها را در منطقهٔ آمل مغلوب کرد و وی گروهی از این قوم را به سرزمین پارت در شمال خراسان کوچ داد و آنان در غرب آمودریا که آن را آمُلِ زَم نیز می‌خوانند ساکن شدند. در عهد ساسانیان فرمانروایان طبرستان عنوان اسپهبد داشتند و شهر آمل از عمران و آبادانی برخوردار بود و مرکز ایالت مهم طبرستان بوده‌است. شهرطی مراحل تکوین خود از زیرساختها و عناصری چون ارگ حکومتی، محلات، آتشکده و بازار برخوردار گردید. در این الگوی استقرار قصر و عمارت حکومتی در موضع مکانی برتر با حصاری به دور آن قرار داشته‌است. بخش‌های ورای آن نیز شبستان یا سواد یا حومه را در بر می‌گرفته که مامن سکونت قشر اشراف مردم عادی بوده‌است. هرودوت در کتاب تواریخ در توضیح عایدات داریوش از ممالک و اقوام زیر نفوذ، از اقوام تیبارینها، ماکروینها، موزیکان‌ها و مارد یا آمردها نام برده‌است. در زمان ساسانیان شهر آمل از عمران و آبادانی برخوردار بود و مرکز ایالت مهم طبرستان بوده‌است. به‌طور کلی بر اساس اسناد و مدارک تاریخی، تکوین شهر به زمان ساسانی بر می‌گردد. شهر طی مراحل تکوین خود از زیر ساختها و عناصری چون ارگ حکومتی، محلات، آتشکده و بازار برخوردار بود.

مردمان آمل در جنگ‌های مختلفی شرکت کردند. در کتابخانه دانش عمومی آمده‌است که کنستانتین چهارم در ۶۸۶ میلادی (سده هفتم) دوازده هزار از مردی‌ها را، که قبیله‌ای جنگجو و ایرانی نژاد بودند که در بخش‌های شمالی دریای خزر می‌زیستند، برای سد و جلوگیری تاختن‌های مسلمانان به سرزمین لبنان کوچانید. در نبرد گوگمل، داریوش با تمام خانواده و نجبای ایرانی، جنگ آوران هندی، کاری، آناپاست و تیراندازان ماردی «آمارد» نیز گرداگردش صف بسته بودند. شهر آمل در سال ۱۴۰ هجری قمری توسط اعراب مسلمان تسخیر شد. این دوره مصادف با به قدرت رسیدن علویان است و شهر آمل به عنوان مرکز طبرستان مورد توجه قرار گرفت. مرکزیت سیاسی، موقعیت سوق‌الجیشی و مجاورت شهر با گذرگاه‌های بین منطقه‌ای، رشد و توسعه شهر را در ابعادی اجتماعی رقم زد. علویان طبرستان گروهی از بزرگان اولاد علی ابن ابی‌طالب به نام ائمه علوی بایزیدی در قرن دوم هجری در طبرستان قیام کردند. حسن بن زید ملقب به داعی کبیر در سال ۲۵۰ هجری در ناحیه طبرستان ظهور کرد و عده بسیاری از افراد ناراضی و دست‌نشاندگان خلیفه طاهریان او را تقویت کردند. وی به دعوت و نشر آئین تشیع زیدی پرداخت. داعی کبیر پس از رسیدن به حکومت طبرستان، پایتخت خود را از ساری که جایگاه طاهریان بود به آمل منتقل کرد تا به حامیان و هوادارانش نزدیک‌تر باشد. مرکز حکومت آنان معمولاً آمل بود و انقراض آنان به دست آل زیار و سامانیان صورت گرفت. ناصرالحق اطروش در سال ۳۰۱ هجری قمری اقدام به دعوت مردم برای قیام کرد. وی امیر طبرستان که ابو العباس صعلوک بود را شکست داد و بر طبرستان تسلط یافت. این زمان بود که علم‌های سفید که نشانه علویان و شیعیان بود در همه طبرستان و دیلم و جرجان بر پا گردید. وی ۱۲ سال در آمل حکومت کرد و دین اسلام اثنی‌عشری را رونق بخشید. پس از برافتادن مغول مرعشیان در مازندران ظهور کردند. در سال ۷۶۰ هجری قمری میر قوام الدین مرعشی، حکومت مرعشیان را تأسیس کرد. قیام مرعشیان از آمل آغاز شد. مرعشیان پس از کسب قدرت در اندک مدتی تمام سرزمین‌ها و نواحی اطراف مازنداران را تصرف کردند و قلمرو خود را از استرآباد تا قزوین گسترش دادند. آمل در قرن پنجم هجری، در عصر صدارت خواجه نظام الملک طوسی در دولت سلجوقیان، همپای فرهنگ شهرهای بزرگ آن روزگار جهان اسلام دارای مدرسهٔ معتبر نظامیه شد. دو قرن پیش از آن محمد بن جریر طبری، مفسر و مورخ نامدار در این شهر متولد شد. شهر آمل اولین شهری بود که بعد از اسلام به زنان حق رأی و امور سیاسی داد. در عصر صفوی آمل رونق فراوان گرفت و حکام صفویه به مازندران دلبستگی خاص داشتند. شاه عباس که به آمل علاقه زیاد داشت به دستور او جاده کنار رودخانه هراز، آباد شد و در طول راه برای توقف چهارپایان و افراد کاروانسرا ایجاد کردند. جاده شوسه‌ای که ساری و گرگان را به آمل وصل می‌کرد، در زمان او احداث شد.

ابن فریغون در سفرنامه خود این شهر را نیکوترین و جامع‌ترین و آبادترین و پرآب‌ترین و پر علم‌ترین شهر سرزمین پارسی‌گویان شرح داده‌است:

آمل شهریست عظیم و زیبا و پرآب و بزرگترین مرکز علمی پارسیان و بزرگترین قلمرو حکومتی طبرستان است و او شهری است با خندق‌های فراوان و مقر ملوک آریایی‌ها در طبرستان و جای بازرگانانست و خواسته بسیار است و اندر وی علمای هر علمی بسیارند و افضل عرفاً و آبهای روان است و از وی جامعه کتان و برنج و دستار حنین و فرش و چوب شمشاد و حصیر طبری و طلا که به همه جای جهان جای دگر نبود و از وی ترنج و نارنج خیزد و گلیم سپید و گلیم دیلمی زربافت گوناگون و کمیخته خیزد و از ی آلات چوبین خیزد و چون کفشه و شانه و شانه نیام و ترازو و خانه و کاسه و از طلاهایش داغگین.

ابن حوقل در کتاب صوره الارض در مورد آمل این زمان می‌نویسد:

آمل بزرگترین شهر طبرستان و در قرن چهارم هجری قمری حاکم نشین طبرستان بوده‌است. آمل از قزوین بزرگتر است و دارای بنا و عمارات در هم آمیخته و از نواحی دیگر قدیمی تر و بزرگسال تر است.

ژوبر سفیر اعزامی ناپلئون بدربار فتحعلی شاه قاجار از آمل دیدن کرده و مطالبی دربارهٔ رودخانه هراز و تمرکز کارگاه‌های ذوب آهن در کرانه‌های آن در کتاب خود ذکر کرده‌است:

خیلی کارگر آهنکار در آمل بچشم می‌خورد، در پیرامون قلمرو آنجاست که معدن‌های مازندران را استخراج می‌کنند. بیشتر کوره‌ها و کارگاه‌های آهنگری در قلمرو نور و بر روی رود هراز و شعبه‌هایش گردهم آمده‌اند، می‌بینیم که این محصولات بهیچوجه کافی برای نیازمندیهای ایران و بین‌النهرین نیست، روس‌ها کمبود آنراپر می‌کنند، با این همه آهن‌های مازندران را به بغداد، موصل و تا دمشق می‌برند. من نمی‌دانم که اینکار برای آنست که جنس آهن آنجا برای برخی کارها مناسبتر است یا آنکه بهای آن ازمال اروپا ارزانتر تمام می‌شود، با اینکه اینهمه راه میان آنجا و دریای خزر است یک بازرگان یمن گفت که او هرکنتال را تقریبأ شصت فرانک در موصل می‌فروشد. آمل از زلزله و طغیانهای رودخانه هراز صدمات بسیار دیده، آمل شهری باشکوه است، چهاردروازه دارد هرچند دری وجود ندارد. درآمل و سایر نواحی استان مازندران تاکنون تحقیقات باستانشناسی بسیار کم صورت گرفته مع‌هذا از کاوشهای گذشته آثاری از مدنیت شکوفان این منطقه بدست آمده‌است، سفال نقاشی شده متعلق بدوره سامانی در نواحی غربی ایران و بیشتر در آمل و ایالت مازندارن پیدا شده‌است، تزیینات چند رنگ آن‌ها شامل شکل پرندگان و برگ و نوشته بخط کوفی و شکل ترنجی مدور در وسط به ظروف زیبای ارغوانی و قرمز و سبز زیتونی است.

آمل در زمان افشاریه و زندیه دچار تحول دیگری شد و بر اساس موقعیت خود به عنوان شهری برای تجارت و ساخت و ساز ادوات جنگی بود. به واسطه موقعیت شهر در آمل توپ خانه‌ها بنا نهاده شد و مراکز داد و ستد از پیش بیشتر شد. این شهر در طول تاریخ بارها مورد تهاجم اقوام گوناگون قرار گرفته که آخرین حمله از سوی قوم ایرانی که از بازماندگان و نوادگان چنگیزخان بودند صورت پذیرفته و در جنگ سیاه بیشه این قوم شکست سختی از اقوام بومی ساکن آمل خورده و فرمانده آن‌ها به نام نوشین به دست مازیار کشته شده و این قوم به محلی در دامنه دماوند با نام فعلی ایرا تبعید گشتند.

در طول تاریخ به خصوص در دهه اخیر کاوش‌های زیادی بر روی تپه‌ها و منطقه‌های مختلف از جمله تپه قلعه کش و روستای بلیران صورت گرفته‌است. همچنین کاوش‌های جدیدی در شهر قدیم آمل در سال ۱۳۹۴ در حال انجام گرفتن است. در این کاوش‌ها به دست آمده‌است که آمل اولین کانون ذوب آهن ایران بوده‌است. در اولین کاوش‌ها آثاری همچون پیکره حیوانی، ابزار سنگی، ظروف خاکستری و همین‌طور یک تدفین انسانی، ظرف خاکستری و یک دستبند نقره‌ای از دوران و عصر برنز، مس‌سنگی و آهن به دست آمد. در کاوش‌های بلیران نیز موجودیت انسان پارینه سنگی فوقانی حدود ۳۵ هزار سال پیش که به ساخت ابزار سنگ‌ها و شکار حیوانات می‌پرداخته نمایان شد. در کاوش‌هایی که در سال ۱۳۸۶ توسط باستان شناسان فرانسوی صورت گرفت، قدمتی بیش از ۳۶ هزار سال برای بلیران تخمین زده شد.

شهر آمل واقع در جلگه مازندران و طرفین رود هراز با ارتفاع ۷۶ متر از سطح دریا در ۵۲ درجه و ۲۱ دقیقه طول شرقی و ۲۶ درجه و ۲۵ دقیقه عرض شمالی و در فاصله ۷۰ کیلومتری غرب ساری، مرکز استان هجده کیلومتری جنوب دریای خزر، و شش کیلومتری شمال دامنه کوه البرز و ۱۸۰ کیلومتری شمال شرقی تهران قرار دارد.

ارتفاعات آمل را پوشش گیاهی جنگلی تشکیل داده و انواع رستنی‌ها در این منطقه می‌رویند. درختان اوجا، توسکا، بلوط، افرا، ازگیل، زرشک، گیاه صنعتی گون، گیاهان خاکشیر، گل ختمی، کاسنی، گل گاوزبان، بمبارمنگ که کاربرد دارویی دارند و پوشش گیاهی در این شهر به فراوانی برای چرای دام موجود است.

وجود سلسله جبال البرزدر جنوب سواحل دریای مازندران در شمال این شهر صعود توده‌های مرطوب بر دامنه‌های پرشیب کوه‌های ساحلی را سبب شده و سرد شدن این هوا تا نقطه شبنم یا پایین‌تر آن، تشکیل سیستم‌های ابری و متعاقباً وقوع بارندگی‌های شدید در منطقه را موجب می‌گردد. متوسط بارندگی در بخش جنگلی آمل ایستگاه تحقیقات برنج ۸۱۷ میلی‌متر است. آمل دارای رودهای مختلفی است. رودخانه هراز از مرکز شهر آمل عبور می‌کند.

شهر آمل از نظر تقسیمات اقلیمی جزو اقلیم معتدل و مرطوب است. آب و هوای آمل معتدل و مرطوب بوده و بیش‌ترین درجهٔ حرارت در تابستان‌ها ۳۶ درجه بالای صفر و کم‌ترین درجهٔ حرارت در زمستان‌ها ۱- درجه سانتی گراد زیر صفر است و میزان متوسط بارش سالیانه شهرستان آمل ۷۵۰ میلی‌متر برآورد شده‌است. با توجه به اینکه شهر آمل در دشت جلگه‌ای واقع شده‌است اختلاف دمای شبانه‌روزی و به موازات آن اختلاف دمای فصلی و همچنین سالیانه بسیار کم است.

۷۵ درصد مازندران روی گسل زلزله قرار دارند. از این رو آمل نیز به دلیل وجود خط مستقیم روی گسل چند زلزله بیش از ۴ ریشتری را تجربه کرده‌است. در مجموع شهرستان آمل بر روی سه گسل کوه، جلگه و بایجان واقع شده‌است.

تمام ساکنان مازندران از نسل و نژاد این دو طایفه بزرگ می‌باشند. به‌طوری‌که از نوشته‌های تاریخی استنباط می‌شود که ما قبل آریایی مارد یا مازد چندین سال قبل از میلاد مسیح بر بخش‌هایی از این ناحیه با قدرت حکومت می‌کردند و باج به پادشاهان ایران نمی‌دادند. آماردها در اولین ورود خود به آمل آمده‌اند. مردم آمل به‌طور عمده مازندرانی می‌باشند. البته بعضی از بزرگان بهائی و علویان از کشورهای خارجه در این شهر زندگی می‌کنند. بر اساس آزمایش‌ها و تحقیقات مؤسسه ماکس پلانک برای ژنتیک مولکولی آلمان مشخص شد، مردمان مازندران از دیرباز اصیل‌ترین مردمان ساکن سرزمین ایران بوده‌اند. همچنین تجزیه و تحلیل ام دی اس به صورت شفاف نشان داد که گیلانی‌ها و مازندرانی‌ها بسیار نزدیک به مردمان جنوب قفقاز هستند. در هسته داخل شهر نیز مردمان شهر آمل در طایفه‌های مختلف قرار می‌گیرند.

بعد از اسلام زبان و خط پهلوی در مازندران بیشتر از سایر مناطق ایران متداول بوده‌است. زبان طبرستانی کمتر از زبان‌های دیگر تحت تأثیر زبان‌های بیگانه قرار گرفته‌است. مردم آمل به گویش آملی که گویشی از مازندرانی است صحبت می کنند.

آماردها ساکنان اولیه آمل بودند. قوم آمارد از مردمان آسیانی‌نژاد بودند که پیش از کوچ آریایی‌ها به سرزمین ایران در آمل زندگی می‌کردند. نام شهر آمل دگرگون‌شده همان نام آمارد است. آماردها قومی نیرومند و جنگجو بوده‌اند و ناحیه فعلی آمل را به عنوان مرکز خود انتخاب نموده و نام خود را برنهادند و بعدها واژه آماردها به سبب کثرت تلفظ به آملد، آمرد و آمل بدل شد. اما در زمان سلسله اشکانیان و حکومت اشک سوم یا اردوان یکم پسر تیریدات یکم (۲۴۷/۵۳–۲۱۴/۱۷ پ. م) طبرستان به‌طور کامل تصرف شد، آماردها که از این پیشامد رنجیده و دل خوشی نداشتند و پی فرصت می‌گشتند، در آغاز پادشاهی اشک پنجم (فرهاد یکم) با گرگانی‌ها یکی شده، دم از خودسری زدند و نبردی خونین میان آن‌ها و اشک پنجم به وجود. اشک ابتدا گرگان را کوبید و از طبرستان گذشت و به سرزمین آماردها (طبرستان باختری) رسید و سه سال با آنان جنگید تا چیره و پیروز شد؛ همه سرکشان را کشت و بازماندگان را به دو بخش کرد: بخشی را به خراسان کوچاند و بخشی را به سرزمین خوارکس فرستاد و به کارهای بیگاری واداشت. سپس فرمان داد تیره ای از مردم تپوری از خاور و جنوب باختری به سرزمین آماردها کوچانده شوند. دیگر از این دسته از مردم (آماردها) در تاریخ طبرستان و آمل نامی نمی‌بینم.

مردمان این منطقه در روزگار هوشنگ پیشدادی به تناوب دارای آیین‌های زروانی، مغانی، مهری و زرتشتی بودند. ولایات شمالی ایران، محتملاٌ در دوره اشکانی یا ساسانی، زرتشتی شدند. وجود آتشکده‌ها در استان مازندران مبین این حقیقت است. حدود قرن دوم هجری قمری مردم مازندران به دین اسلام گرویدند. در حال حاضر اسلام دین نخست شهر محسوب می‌شود و آمل به عنوان اولین مرکز حکومت مذهب شیعه دوازده امامی بوده‌است.

آمل و مازندران دارای تقویم مستقل هستند که آن تقویم تبری است. علاوه بر ماه‌های رسمی از ماه تبری استفاده می‌کنند که در زمان یزدگرد آغاز شده‌است. آمل از دیرباز به دلیل وجود فرهیختگان و پیشینیان با سابقه دارای مراسم‌های محلی و ملی است. آمل از فرهنگ و تمدن بسیار کهن و اصیل برخوردار است و به دلیل داشتن این تمدن باستانی و دیرینه مراسم‌های باستانی و به دلیل علاقه به دین و مذهب مراسم مذهبی بس با شکوهی در این دیار کهن برگزار می‌گردد، پس از گرویدن مردم آن به اسلام، برخی از مراسم باستانی بسته به فرهنگ مردمان مختلف مازندرانی با آداب اسلامی درآمیخته و بنابراین شیوه اجرای آن در هر روستا با روستای دیگر متفاوت است.

تیرگان: تیرماسیزه شو یا تیرگان یکی از جشن‌های ایرانی در روز تیر از ماه تیر برابر با سیزدهم تیرماه است. عده‌ای این جشن را در روزهای دیگر و از جمله در دهم تیر برگزار می‌کنند که به اعتقاد استادان ایران‌شناس نادرست است. این جشن در آمل همه ساله در جوار قله دماوند برگزار می‌شود. این جشن در کنار آب‌ها، همراه با مراسمی وابسته با آب و آب پاشی و آرزوی بارش باران در سال پیش رو همراه بوده‌است و تیرگان یادآور رشادت آرش کمانگیر نیز است.

ورف چال: از آیین‌های قابل توجه مازندران که مراسمی ملی هم به‌شمار می‌رود در ارتباط با آب، مراسم ورف چال در روستای اسک واقع در جاده هراز انجام می‌شود. این رسم قدیمی و باستانی در زمانی که آخرین برف‌های زمستانی منطقه در حال ذوب شدن است در یکی از جمعه‌های نیمه دوم اردیبهشت ماه برگزار می‌شود. مراسم آیینی سنتی ورفِ چال حدود ۶۰۰ سال قدمت دارد.

مارمه: مارمه یا مادرمه مراسمی است که هنگام تحویل سال افراد خانواده دور سفره یا مشابه آن هفت سین که با ظرافت و سلیقه خانم خانه چیده شده می‌نشینند و در حالیکه پدر خانواده دعای تحویل می‌خواند منتظر سال نو می‌شوند. در گذشته که امکانات ارتباطی مانند رادیو و تلویزیون نبود با تیراندازی یا گفتن اذان سال جدید را به همه اعلام می‌داشتند. بعد از این که سال نو شد کسی معمولاً بچه‌ها که به عنوان مادرمه انتخاب شده با مجمعی که در ان قرآن، آیینه، آب، سبزه و شاخه‌های سبز جوان قرار دارد وارد خانه می‌شود و به این نیت که سال سرسبز و خوش و خرمی برای خانواده باشد شاخه سبز را جلوی در اتاق آویزان یا روی طاقچه اتاق می‌گذارد. در این روز مادر خانه، غذای عید، سبزی پلو درست می‌کند.

علم گردانی و نخل گردانی: علم گردانی و نخل گردانی از قدیمی‌ترین سنت ایرانی و مازندران است که همه ساله در تمامی مناطق آمل در دسته‌های مختلف و محله‌ها انجام می‌شود. از ویژگی‌های عزاداری ماه محرم در مازندران، وجود سقانفار و تکیه‌ها در این استان است.

نوروز خوانی: یکی دیگر از مراسم‌های معمول و جالب شهرهای مازندران به خصوص شهر آمل است. نوروزخوانان معمولاً چند روز قبل از فرارسیدن عید نوروز به داخل روستاها می‌آیند وبا خواندن اشعار در مدح امامان و ترانه‌های محلی، طلیعه سال نو را به آن‌ها مژده می‌دهند. نوروز خوانان چند نفر هستند که یک نفر اشعار را می خوند، یک نفر ساز می‌زند و نفر دیگر که به آن کوله کش یا همان بارکش می‌گویند به در خانه‌های مردم می‌روند و صاحب خانه با دادن پول، شیرینی یا تخم مرغ از آنان پذیرایی می‌کند و به آنان عیدی می‌دهد.

موسیقی: موسیقی منطقه آمل در قالب مناطق مرکزی شمال ایران بررسی نمود از همین رو تقریباً همه نغماتی در مناطق مرکزی شمال ایران رایج است در این منطقه مورد استفاده قرار می‌گیرد که از مشهورترین آن‌ها نجوا و امیری خوانی و گهره سری و مازندرانی خونش و طالبا است. شهرهای طالبا و امیری و لاره از شعرهایی هستند که با سوز خوانده می‌شود و بر روی شنونده تأثیر خاصی می‌گذارد. نوروز خوانی سنت اصیلی است که اولین منطقه قبل از اسلام در آمل اجرا شد و بعدها به جاهای دیگر مازندران و ایران گسترش یافت و بعد از اسلام این اشعار این نو خواندن با مدح و منقبت ائمه در هم آویخت و از این شکل قدیمی حیث اشکالی نو یافت.

کشتی لوچو: کشتی لوچو از کشتی‌های محلی استان مازندران است و در گذشته در مراسم عروسی اجرا می‌شد. امروزه در بعضی از نقاط استان این کشتی همه ساله در تابستان بعد از وجین شالی، هنگام فراغت کار روستاییان انجام می‌شود. در ایام دیگر مانند اعیاد ملی مذهبی نیز کشتی لوچو برگزار می‌شود و جایزه برنده یک راس گاو یا یک عدد فرش است که توسط اهالی خریداری می‌شود. برای مسابقه دو نفر از کشتی گیران با تجربه به عنوان داور انتخاب می‌شوند در این کشتی هر گونه ضربه زدن به بدن یا سر حریف، گرفتن انگشت دست، سرچنگک و ضربه زدن به کتف و گرفتن گوش، خطا محسوب می‌شود. کشتی‌گیری که در این دو هفته تمامی حریفان را شکست دهد، برنده مسابقه است. در طول برگزاری مسابقه ساز و دهل نیز نواخته می‌شود تا شور و هیجان بیشتری به مسابقه بدهد.

ایل الیکایی، یکی از ایل‌های پرجمعیت و مهم شهرستان آرادان، گرمسار، ورامین، فیروزکوه، دماوند و شمیرانات است که در حال حاضر، شماری اندکی از آن‌ها زندگی عشایری دارند. امروزه حدود۳۰،۰۰۰ الیکایی در سراسر ایران زندگی می کنند که اکثر آنها یکجانشین شده اند و بخش بسیار کوچکی از این ایل به کوچ و زندگی عشایری ادامه داده اند. بخشی از جمعیت شهرستان آمل را ایل الیکایی تشکیل می دهد.

هتل شهر به عنوان هتل اصلی شهر آمل است. این هتل به دست معماران اتریشی در زمان پهلوی اول ساخته شد. نام قدیمی این هتل، هتل شهرداری آمل بود که در سال ۱۳۹۰ به هتل شهر تغییر نام داده شد و در سوم خرداد ۱۳۹۲ برای اولین بار پس از انقلاب ۱۳۵۷ ایران و به عنوان هتل، مورد بهره‌برداری مجدد قرار گرفت. مساحت کل زمین ۳۴۰۰ متر مربع، بنای مفید هتل ۱۷۶۰ متر مربع و دارای ۲۱ اتاق مجهز به سرویس بهداشتی و حمام، قهوه‌خانه سنتی، رستوران، لابی، اتاق مدیریت و پارکینگ خودرو برای حدود ۹۰ دستگاه است. هتل در ۲ طبقه و در جوار پل معلق آمل و پل دوازده چشمه واقع شده‌است. از این هتل در زمان واقعه ۱۳۶۰ آمل به عنوان ساختمان مرکزی بسیج استفاده می‌شد که مورد حمله اتحادیه کمونیست‌ها قرار گرفت. هتل المپیک در جوار دانشگاه شمال قرار دارد. هتل اکسین نیز دیگر هتل شهر است که در مسیر جاده آمل به تهران قرار دارد.

تاریخچه سینما در آمل به زمان قاجار می‌رسد که اولین سینما به نام خورشید ساخته شد. سینما بعدی فرهنگ نام داشت که در سال ۱۳۳۱ احداث شد. سینما بعدی سینما مترو پل بود که در سال ۱۳۳۶ در خیابان ۱۷ شهریور بنا شد. سینما مولن روژ در سال ۱۳۴۰ جنب سینما فرهنگ با مالکیت صاحبان سینما فرهنگ تأسیس گردید. شهر آمل در حال حاضر دارای دو سینما است، سینما بهمن که در سال ۱۳۴۵ با نام آرش تأسیس شد و فعلاً درجه یک به‌شمار می‌آید و ظرفیتی بالغ بر ۳۷۵ را نیز داراست. سینما بهمن دو که در سال ۱۳۷۹ تأسیس شد و با کیفیت به روز آن زمان احداث گردید و جزو سینماهای نوین به‌شمار می‌رود ظرفیت سالن آن نیز ۲۵۰ نفره است. شهر آمل دارای سه سال تئاتر است. در سال ۱۳۹۴ مجوز احداث هشتمین تئاتر شهر کشور ایران برای آمل اخذ شد.

بازار قدیم آمل معروف به پایین بازار یا چهارسوق آمل یکی از بازارهای قدیمی ایرانی است که در مرکز شهر قرار دارد. بازار قدیم رکن و هسته اصلی و اولیه سازمان دهنده شهر به‌شمار می‌آید که وجود اولیه این بازار به قبل از اسلام و هسته اصلی آن به ۹۰۰ سال پیش می‌رسد. با این که در بعضی از قسمت‌های این بازار تغییرات شتاب زده و نوسازی غیراصولی انجام شده و به دلیل مقتضیات اقتصادی، اجتماعی روزگار، زیبایی قبلی را از دست داده‌است، اما هنوز دارای اهمیت و اعتبار است. این بازار همچنان ارتباط خود را با محلات مسکونی مجاور، به میزان قابل توجهی حفظ کرده‌است و به صورت مرکز تجمع و داد و ستد مردم، دارای عملکردی بسیار قابل توجه است. مغازه‌های این بازار با سقف سفالی شیب دار و جلو آمده به خاطر محافظت از باران و آفتاب دارای فضاهای باز داخلی برای تشکیل بازارهای هفتگی در روزگار گذشته‌است. این بازار نیز مانند بازارهای قدیمی دیگر، علاوه بر وظیفه اصلی خود یعنی مبادله کالا، نقش فرهنگی و مبادله افکار و عقاید، نشر اخبار و مرکز ارتباطات اجتماعی مردم نیز بوده‌است. در حال حاضر این بازار نقش بسیار مهمی را در زندگی اقتصادی، اجتماعی مردم ایفا می‌کند. ساختار فضایی، عناصر معماری و کالاهای صنایع دستی و محصولات بومی آن از جاذبه‌های بازار به حساب می‌آیند. بازار قدیم آمل دارای راسته‌های مختلف است. راسته اصلی بازار قدیم آمل به همراه راسته‌های فرعی منشعب از آن که شامل راسته عطاران، راسته پالان دوزان، راسته نمدمالان و نو راسته است نقش مهمی در تشکیل و تعریف محدوده بافت ایفا کرده‌اند. از غذاهای محلی و خوشمزه شهرستان آمل مانند شکم پر آملی، پلو زعفرانی، خورش مرغ‌ترش، کتلت، اردک جوجه، سبزی‌پلو، کته آملی، از خاتون، اسفناج پته که با دقت کافی تهیه‌شده است میل کنید و لذت آن را برای دیگران توصیف کنید. نمی‌شود به استان پهناور مازندران و شهرستان پر از زیبایی‌های طبیعی و تاریخی آمل قدم بگذارید اما از سوغاتی‌های مهم خوراکی (برنج، مرکبات، مربا، ترشی، گردو، گیلاس، فرش، زیتون و ماهی) و تزئینی (گل، معرق، منبت، سفال و گلیم) آن برای عزیزانتان غافل شوید. سوغاتی‌های شهرستان آمل نه‌ تنها شهرت داخلی دارد بلکه عسل طبیعی، شیرینی‌های محلی، نان‌های محلی و... بین‌المللی شده‌اند و از استقبال خوبی در جهان برخوردار هستند.

جاذبه های آمل

پارک میرزا کوچک خان جنگلی : پارک میرزا کوچک خان جنگلی با وسعت ۴۴۰ هکتار در کیلومتر ۱۸ جاده آمل به تهران واقع‌ شده است. پارک جنگلی نمونه گردشگری میرزا کوچک خان با جنگل‌های انبوه و همراه با جاده‌ای زیبا یکی از بزرگترین پارک‌های جنگلی در خاورمیانه و دومین پارک جنگلی بزرگ استان مازندران است. این پارک دارای امکانات تفرجگاهی آلاچیق، آب آشامیدنی، سرویس دستشویی، اجاق، میز و نیمکت، رستوران و قهوه‌خانه، سکوی چادر و وسایل بازی کودکان، جایگاه سوارکاری و سه مدخل ورودی است. از جاذبه‌های آن می‌توان به این موارد اشاره کرد: جنگل انبوه، جاده جنگلی پارک، آبشار ماهان، هزار پله، چشمه آب سرد، درختان کهن‌سال، مرتع جنگلی، درختان میوه‌ای و… 

پارک جنگلی هلومسر: پارک جنگلی هلومسر آمل در ابتدای ورودی جاده آمل به امام‌زاده عبدالله واقع شده است. پارک جنگلی هلومسر آمل با ۶۷ هکتار وسعت یکی از بزرگ‌ترین پارک‌های تفریحی و گردشگری مازندران است. ایجاد امکانات تفریحی و رفاهی در این پارک در قالب چند مرحله در حال اجرا است. مرحله نخست این پارک ۶۷ هکتاری در قالب ۲۷ هکتار با ایجاد سرویس‌های بهداشتی، نصب آلاچیق‌ها، سطل‌های جمع‌آوری زباله، کافی‌شاپ، نمازخانه و وسایل بازی کودکان رونق گرفت. پارک جنگلی هلومسر آمل به‌عنوان منطقه نمونه گردشگری انتخاب‌ شده است.

پارک دهکده طلایی آمل : پارک دهکده طلایی یکی از جاهای دیدنی آمل است که پارک داخل شهری محسوب می‌شود. این پارک بزرگ‌ترین پارک مازندران است و به‌عنوان یکی از زیباترین بوستان‌های ایران نام برده می‌شود.

روستای بلیران : اگر از جاده‌ قدیم بابل به آمل بروید، در چند کیلومتری آمل جاده‌ای به‌سمت جنگل و کوه می‌رود و پیچی که می‌خورد، زیبایی تازه‌ای پیدا می‌شود و هر پیچی آدمی را وارد دنیای دیگر می‌کند. یک سو کوه هست و جنگل، دیگر سو شالیزار مزارع و باغات که چشم هر بیننده‌ای را نوازش می‌دهد. در انتهای جاده به روستای زیبای بلیران می‌رسیم. این روستای زیبا که در دل جنگل محصور است، تا آمل پانزده کیلومتر فاصله دارد. روستای بلیران از شمال به روستای کم‌دره، از جنوب به جنگل‌های سرفراز شمال و کوه چلا، از شرق به جنگل‌های سرسبز و انبوه و رودخانه و از غرب نیز به جنگل و کوه متصل شده است.

آبگرم استراباکو : آبگرم استراباکو در جاده هراز، ۱۱۰ کیلومتری تهران، ۵۵ کیلومتری آمل، منطقه لاریجان و در محلی به نام قلابن قرار دارد. آبگرم معدنی استراباکو با چهار چشمه با فواصل کم است که از دل کوه می‌جوشد و پس از چند متر به رودخانه هراز می‌ریزد. آبگرم معدنی استراباکو با حرارت ۳۴ درجه سانتی‌گراد، از پای کوه جوشیده و پس از جمع شدن در دو استخر تقریبا بزرگ، از آن سرریز کرده و به داخل رودخانه می‌ریزد و میزان آبدهی آبگرم معدنی استراباکو تقریبا چهار اینچ در ثانیه است. در محل چشمه قلابن (استراباکو) فردی نزدیک به ۱۶۰ سال پیش دو استخر شنا مخصوص آقایان و بانوان احداث کرده‌اند که امروزه نیز توسط نوادگانش اداره می‌شود و در تابستان با مبلغی کم، از اهالی محل و توریست‌هایی معدود میزبانی می‌کند. مسیر دسترسی‌اش پلی قدیمی بر آبی خروشان هراز و پنج دقیقه پیاده‌روی در راهی مال‌رو زیر صخره‌های البرز سترگ، در خنکای سایه درختان وحشی با سمفونی دل‌نشین پرندگان و آوای رود است.

غارهای دستکند آمل: در منطقه کافرکلی، در طول دره هراز از آبادی اسک تا روستای پنجاب به طول ۴۲ کیلومتر در ارتفاعات مشرف به دره و همچنین در چند دره فرعی نزدیک ۲۵۰ اتاق دست‌کند در دل صخره قرار دارند. این مجموعه در نوع خود از لحاظ تمرکز در یک منطقه، در ایران منحصربه‌فرد است. این غارها جهت زندگی موقت یا دائم یا به‌صورت یک مجموعه تدافعی و دیده‌بانی مورد استفاده قرار می‌گرفته‌اند.

جنگل الیمستان: الیمستان، روستایی توریستی از توابع بخش مرکزی شهرستان آمل است که در کیلومتر ۲۰ جاده هراز از آمل واقع‌ شده است. جنگل الیمستان، محل رویش گیاه «الیما» است که در اردیبهشت رشد می‌کند. بنا به قولی، نام جنگل الیمستان نیز برگرفته از آن است. الیمستان یکی از مناطق گردشگری ایران است که تورهای زیادی سالانه برای تفریح و سفر به دل طبیعت این منطقه می‌روند. قله الیمستان هم یکی دیگر از جاذبه‌های این روستا است که در زمستان و بهار کوهنوردان زیادی را به خود جذب می‌کند. قله‌ای که حدود ۲,۵۱۰ متر ارتفاع دارد و یکی از بهترین گزینه‌های کوهنوردی در زمستان به شمار می‌رود. در کل مسیر دامنه شرقی، قله دماوند در پیش چشمان ما است و هرلحظه با شما حرکت می‌کند. از آمل کیلومتر ۲۰ و از تهران، کیلومتر ۱۴۰ جاده هراز، به جاده فرعی سمت راست با تابلوی امام‌زاده قاسم یا امام‌زاده لهاش برمی‌خورید، وارد آن شوید. در اوایل مسیر به دوراهی می‌رسید که باید جاده سمت چپ را دنبال کنید، جاده فرعی آسفالته باریک با پیچ‌وخم بسیار حدود هفت کیلومتر است که ابتدا ما را به روستای لهاش و پس از پنج کیلومتر مسیر خاکی به روستای الیمستان می‌رساند. از آنجا با پشت سر گذاشتن آبادی وارد جنگل می‌شویم.

دریاچه ساهون: این دریاچه در دامنه های جنوب غربی قلعه دماوند، نزدیک روستای نوا قرار گرفته است. ارتفاع آن از سطح دریا بیش از ۳۰۰۰ متر است. در گذشته بیش از ۱۰۰۰ هکتار وسعت داشته و تا نیم‌قرن پیش پر از آب بوده که به مرور زمان، بر اثر دخالت‌های انسان حجم آب آن کم شده است. 

دریاچه دوخواهران: با پشت سر گذاشتن دو سوم جاده هزار در قلب منطقه البرز مرکزی، به محلی موسوم به دو راهی پنجاب می‌رسید. این دوراهی و جاده‌ای خاکی که مسیر مواصلاتی نمارستاق نام گرفته، از آبادی‌هایی چون پنجاب، سوا، شیخ محله، کلری، دیوران عبور کرده و سرانجام به آبادی بزرگ نمارستاق در کنار رودخانه خروشان آن که سرچشمه از کوه‌های ناظر و شکر لقاس دارد، می‌رسید. اواخر خردادماه بهترین موقع است و هوا رو به گرمی است. از پلی بر رودخانه عبور کنید، در مسیری پاکوب قرار می‌گیرید و به‌سوی غرب ادامه مسیر دهید. پس از یک ساعت به دشت وسیع و بی‌انتهای دریوک می‌رسید. تمامی دشت سرسبز را طی می‌کنیم و به‌سوی جنوب مایل شده، وارد دره کوچکی در پای قلل لهرا می‌شوید.

آتشکده آمل: در زمان‌های دور که آئین زرتشتی در ایران متداول بود، آتشکده‌ها محلی برای عبادت و تجمع پیروان این آئین بود. در سراسر ایران آتشکده‌هایی از آن دوره به جا مانده است و حتی تعدادی از آنها در مناطق زرتشتی‌نشین هنوز فعال است. در شهر آمل یکی از این آتشکده‌ها باقی مانده و حالا تبدیل به یکی از جاهای دیدنی آمل شده است. آتشکده آمل بنایی چهار گوش با معماری دوران ساسانی است. بعدها که از آتشکده استفاده نمی‌شد، محلی شد برای دفن پیکر شمس الدین محمد بن محمود آملی پزشک و فیلسوف ایرانی. گنبد و سازه آتشکده در سال‌های گذشته آسیب دید و به همین دلیل سازمان میراث فرهنگی آن را مرمت کرد. هرچند این آتشکده چندان مشهور نیست اما برای علاقه‌مندان به تاریخ و باستان‌شناسی می‌تواند جالب باشد.

موزه تاریخ آمل: موزه تاریخ آمل ساختمانی سه طبقه است که در ابتدا برای اداره مالیه یا همان دارایی ساخته شد. در سال ۱۳۸۷ بعد از انتقال اداره دارایی به ساختمان جدید، ساختمان توسط سازمان میراث فرهنگی مرمت و تبدیل به موزه شد. حالا این موزه آثاری از دوران قاجاری و پهلوی را به نمایش گذاشته است. سکه‌هایی از دوران‌های باستان مثل ساسانی و سلوکی در موزه وجود دارد. تعداد آثار قرار گرفته در موزه زیاد نیست. گلیم و جاجیم‌، نامه‌های اداری حکومت قاجار به حاکمان محلی، سلاح‌های قدیمی و ظروف سفالین از آثار جالب موجود در موزه تاریخ آمل هستند.

پل دوازده چشمه : رود هراز از میان شهر آمل رد می‌شود و برای عبور و مرور مردم از روی رودخانه چندین پل ساخته شده است. اینطور که مشخص است قدیمی‌ترین پل مستحکم ساخته شده همین پل معروف به دوازده چشمه است. گفته می‌شود که پل در زمان شاه عباس صفوی ساخته شد و بعدها آن را مرمت و بازسازی کردند. در سال‌های گذشته هم با نصب حفاظ‌های فلزی و رنگ و ظریف‌کاری روی پایه‌های پل ظاهر آن با آنچه که در ابتدا بود خیلی متفاوت شده است. نام دوازده چشمه اشاره به دوازده دهنه طاقی شکل پل دارد. حالا فقط از سه دهنه پل رود رد می‌شود. دهنه‌های یک طرف پل جاده کشیده‌اند و طرف دیگر تبدیل به فضای سبز شده است. گویا در زمان‌های قدیم حجم آب رودخانه بیشتر بود و به خاطر سیلاب‌ها پل را بزرگتر ساخته بودند.

کتیبه شکل شاه: کتیبه شکل شاه در منطقه لاریجان در جاده هراز و در پشت تونل وانا است. این کتیبه به دستور ناصرالدین شاه ساخته شد و در آن تصویر خودش را سوار بر اسب در کنار بزرگان دربار شاه روی کوه حکاکی کرده‌‌‌اند. برای دیدن این کتیبه باید قبل از وارد شدن به تونل از جاده خارج شوید و در مسیری که رودخانه هراز میان دره طی می‌کند پیاده بروید. در ادامه جاده هراز دو قلعه به نام ملک بهمن و کهرود هست که البته بخش‌های زیادی از آن تخریب شده است.

آبشار شاهاندشت: آبشار شاهاندشت در روستایی به همین نام در ۶۵ کیلومتری آمل در کنار رودخانه هراز قرار دارد. آبشار شاهاندشت با ارتفاع ۶۲ متر بزرگترین آبشار استان مازندران است. برای دسترسی به پایین آبشار باید مسیر کوتاهی را پیاده‌روی کنید. البته با توجه به شیب‌دار بودن حتما کفش مناسب بپوشید. قلعه ملک بهمن که در قسمت‌های قبل گفتیم و تخریب شده است در بالای همین آبشار است. مسیر رسیدن به آبشار شاهاندشت همان جاده هراز است. بعد از رسیدن به پل وارنا از روی رودخانه رد شوید و سپس مسیر جاده را در خلاف حرکت آب رودخانه طی کنید تا به روستای شاهاندشت برسید.

دشت و آبشار دریوک: در شمال پارک ملی لار و نزدیک روستایی به نام نمار دشتی در میان کوهستان پنهان شده که چشم‌انداز، چشمه‌ها و آبشار زمینی آن یک مجموعه کم نظیر ساخته است. در فصل بهار و تابستان دشت سبزپوش دریوک مقصدی برای کوهنوردان و طبیعت‌گردها می‌شود. در کنار دشت، آبشار کوهره، چهل‌چشمه، چشمه لهرا و اشلک از دیگر جاهای دیدنی این منطقه هستند. زیباترین جاذبه دریک آبشار کوهره است که به آن آبشار زمینی می‌گویند. این آبشار مثل پلکانی است که آب در چند مرحله پایین می‌ریزد و فرسایش خاک باعث شده تا تخته‌سنگ‌های صاف بیرون از خاک دیده شود. فاصله دشت دریوک تا جاده هراز حدود ۲۵ کیلومتر است و جاده پر پیچ و خم خاکی دارد. اگر از طرف تهران بخواهید به دریوک بروید، ۵۰ کیلومتری نرسیده به آمل در سمت چپ جاده‌ای فرعی دیده می‌شود که تابلویی با عنوان نمارستاق و امام‌زاده عبدالمناف کنارش نصب شده است. این جاده تا روستای نمار آسفالت و بعد از آن تا نزدیکی دشت دریوک جاده خاکی است. بعد از پارک خودرو ادامه مسیر در میان دشت با پای پیاده امکان‌پذیر است.

دشت آزو : فهرست جاهای دیدنی آمل پر از دشت‌های اطراف دماوند و جاده هراز است. تعداد این دشت‌های زیبا زیاد است اما تعدادی از آنها به خاطر نزدیک بودن به چشمه‌ها و آبشارها پربازدید هستند. دشت بعدی که طرفدار زیادی دارد آزو است. دشت آزو چون به جاده هراز نزدیک است و کوه‌پیمایی در آن برای عموم آسان است، تبدیل به مقصدی یک روزه برای تهرانی‌ها شده است. عکس‌های ثبت شده از این دشت شما را یاد کوهستان‌ آلپ‌ می‌اندازد. به ویژه جلوه‌نمایی قله دماوند از دور تصویری فراموش‌نشدنی ساخته است. بسیاری از عکاسان طبیعت به دشت آزو سفر می‌کنند تا زاویه‌هایی خلاقانه از دماوند را پیدا کنند یا از آسمان شبِ بدون آلودگی نوری عکس بگیرند. مسیر رسیدن به آزو از همان جاده هراز است. بعد از جاده فرعی رینه، باید وارد جاده فرعی دیگری با تابلوی روستای نوا و کندلو شوید. بعد از حدود ۱۰ کیلومتر جاده پر پیچ و خم به روستای نوا می‌رسید. از روستای نوا تا دشت آزو حدود یک کیلومتر مسیر پیاده‌روی است.

...........................................

آرشیو