دیشب تو کوچه دیدم یکی از همسایه ها وسیله دستشه به شدت نفس نفس میزنه ... وسایلو گرفتم کمکش کردم ، رسیدیم در خونه بهش گفتم آقای فلانی شما که اکثر اقوامتون ایران نیستن هر وقت کاری چیزی دارین به من بگین . الان حالتون خوب نیست بیا ببرمت دکتر  . گفت نه امیر حالم خوبه . گفتم پس اگه کارم داشتی بهم بگو هر ساعت روز باشه چه دوی نصف شب چه چهار صبح. بنظرم الان ببرمت دکتر گفت نه کاری داشتم بهت میگم . صبح پاشدم دیدم بنده خدا تموم کرده .

خانمش الان که منو دید گفت دیشب خیلی تعریفتو کرد گفت امیر گفت هر وقت لازم بود منو صدا کنید. قدر همدیگه رو بدونیم . به هم محبت کنیم . هیچکس از فردا خبر نداره پس چه ارزشی داره که همدیگه رو ناراحت کنیم و به هم توهین کنیم ؟