#مقاله ✅ همین استقلال رو بدین به من؛ براتون قهرمانی لیگ رو که صد درصد، و قهرمانی آسیا رو با احتمال هفتاد درصد به‌دست میارم...  هر سیستم تعریف‌شده‌ای محترمه؛ چون همگی اونها به یک هدف واحد، یعنی گل زدن، گل نخوردن و در نهایت برنده شدن ختم میشن. بنابراین دخالت در شیوه منتخب یک مربی برای رسیدن به این هدف نارواست. اما تغییر بزرگ چینش استقلال تو بازی با ماشین‌سازی، نسبت به به دو بازی اول، میگه که فکری بدون هیچ پیش‌زمینه مشخصی به استقلال اومده؛ یا حداقل در وضع حال، عناصر حاضر رو برای اجرای اون پیش‌زمینه فرضا موجود، مهیا نمیبینه و دغدغه ذهنی‌اش، پیدا کردن بهترین سیستمی که با این نفراتی که در اختیار داره، میتونه انتخاب کنه‌ست. پس تو این شرایط، دخالت در اندیشه‌های فکری امری کاملا جایزه؛ چرا که استقلال فکری، هنوز به هیچ پِلَن و برنامه مقرری برای حرکت به سمت مقصود دست پیدا نکرده. البته که جای نگرانی نیست. اولا که تنها سه بازی از حضور فکری رو نیمکت استقلال میگذره؛ و دوما هدف از ترجیح فکری بر سایر گزینه‌ها از طرف مدیریت، برتری این مربی در کنترل حواشی و ایجاد اتحاد و انسجام تیم، در مسائل غیرتاکتیکی بوده. مسئله‌ای که چند سالی هست، استقلال از فقدانش رنج میبره و حالا اینکه اونها با فکری بعد از چهار سال در بازی ابتدایی لیگ پیروز شدن؛ مقابل مس رفسنجان و ماشین‌سازی، در حالی که شایسته مطلق برد نبودن، سه‌امتیاز رو کسب کردن؛ و همچنین بعد از باخت دقیقه آخری به فولاد، کنترل روانی‌شون رو از دست ندادن، یعنی این شخصیت دورافتاده از استقلال، با فکری به این تیم برگشته. مسئله‌ای که اگرچه به تنهایی برای موفقیت کافی نیست؛ اما پرداختن به  موضوعات فنی و تاکتیکی، پیش از ایجاد چنین بستری، به هیچ عنوان امکان‌پذیر نخواهد بود؛ و بعد از فراهم کردن این محیطه که میشه در مرحله بعدی، از فکری، از زاویه تاکتیک، انتظار عملکرد خوب داشت...شجاعیان در بیست دقیقه حضورش برابر ماشین‌سازی، بیشتر از تمام هافبک‌های استقلال تو سه هفته‌ای که از لیگ گذشته، در خلق موقعیت فعال‌تر بود. میلیچ و دیاباته، از خارجی‌های خوب تاریخ لیگ، یه بار دیگه کلاس بالای فوتبالشون رو نشون دادن. نادری تو اولین تجربه بازی‌اش، از خوب‌های استقلال بود و آماده‌شدن مهدی‌پور هم میتونه تا حد زیادی، ضعف خط هافبک این تیم رو برطرف کنه. عملکرد این نفرات، در کنار قایدی و ریگی و وریا و سایرین، میتونه به محمود فکری، خط فکری واضحی بده که حالا که استقلال برای به کار بردن هر سیستم هافبک‌محوری، با کمبود عنصر خلاق میانه زمین؛ و برای به کار بردن هر سیستم کناره‌محوری، با کمبود وینگر و بال‌های کناری مواجهه، بهترین تصمیم، با توجه به این داشته‌ها، راه‌اندازی دوباره ۲-۵-۳ست. سیستمی که در اون به‌طور همزمان از میلیچ و نادری (نادری، مدافع سوییپر و میلیچ، وینگ‌بک چپ؛ یا بالعکس) که در هر سیستم دیگه‌ای، فکری ناچار به استفاده از فقط یکی از این دو بازیکن فوق‌العاده‌ست، بهره برده میشه؛ ریگی و مهدی‌پور، دوگانه درخشانی بر پایه جنگندگی و بازیسازی طولی تشکیل میدن؛ شجاعیانِ نه هافبک و نه وینگر، پشت سر دو مهاجم، به خلق موقعیت و بازیسازی میپردازه و دائما بین هافبک هجومی و وینگر راست، رفت و آمد میکنه؛ و زوج آگاه از هم دیاباته و قایدی هم دوباره مثل زمان استراماچونی، بهترین تاثیرگذاری خودشون رو به ارائه میدن؛ و رو نیمکت هم بازیکن‌های خوبی از جمله ارسلان مطهری، فرشید اسماعیلی، احمد موسوی و غیره، برای تعویض و جانشینی حضور خواهند داشت. شاید استقلال از نظر نفری، با ضعف بازیکن روبرو باشه و دست فکری برای انتخاب اون شیوه بازی‌ای که مد نظرشه، باز نباشه؛ ولی با همین لیست فعلی، با تفکر و دانش، میشه از استقلال یه تیم قدرتمند ساخت...