امروز با بابام داشتم تلویزیون نگاه میکردم کنترل از دستم ول شد افتاد رو انگشت پام اینقدر درد کرد  بعد مامام گفت اینقدر تو فکر سردار هستی اینطور میشه خواهرمم خندید خیلی