آندر هررا و خوان ماتا یک گفتگوی صمیمانه با یکدیگر داشتند. 

به گزارش طرفداری و به نقل از سایت یوفا، تیم های منچستریونایتد و پاری سن ژرمن در جریان هفته پنجم از دور گروهی لیگ قهرمانان اروپا به مصاف همدیگر خواهند رفت. در این دیدار شاهد تقابل آندر هررا و خوان ماتا هستیم، هافبک های اسپانیایی که در منچستریونایتد همبازی یکدیگر بودند و امشب مقابل هم قرار خواهند گرفت. سایت یوفا صحبت هایی که در ویدیو کال ماتا و هررا رد و بدل شد را منتشر کرده است. 

هررا: بازی هایی که بیشتر به ذهنم خطور می کنند (در منچستریونایتد) آنهایی هستند که ما در حال بالا بردن جام دیده شدیم. فکر می کنم برای تو هم همینگونه باشد خوان. چون کسب جام در منچستریونایتد همیشه اهمیت دارد؛ به خصوص فینال لیگ اروپا مقابل آژاکس.
ماتا: همان بازی که تو بهترین بازیکن زمین بودی! بیخیال اگه قصد نداری چنین چیزی بگویی من به جایت حرف می زنم! تو بهترین بازیکن زمین بودی!
هررا: نمی خواستم این را بگویم چون خوستم کمی تواضع نشان دهم. اما همین طور است! جایزه اش را هم هنوز در خانه دارم. بردن آن جام برای منچستریونایتد خیلی مهم بود، اگر اشتباه نکنم اولین جام اروپایی از فینال مسکو (2008) محسوب می شد، درست گفتم خوان؟
ماتا: بله درست گفتی
هررا: ما 5 سال کنار هم بازی کردیم و همیشه مقابل لیورپول عملکرد خیلی خوبی داشتیم و اگر درست خاطرم باشد دو، سه بار در آنفیلد پیروز شدیم.نه در لیگ و نه در لیگ اروپا جلوی لیورپول شکست نخوردیم و فکر می کنم زمانی که (از لیگ اروپا) حذفمان کردند هم در خانه با آنها به تساوی رسیدیم. درست گفتم؟
ماتا: بله، در آنفیلد بود که شکست خوردیم.  
اسپانیایی های منچستریونایتد / فینال لیگ اروپا 

 

ماتا:  اینجا دلتنگت هستیم آندر!
هررا: منم همینطور! خودتان در جریانید. 
ماتا: به نظرم این شهر دیوانه فوتبال است  و هر روز سال آن را تنفس می کند!
هررا: از دوران حضور در منچستریونایتد به خاظر مردم شهر به شدت لذت بردم. آن ها همیشه علی رغم آب و هوای خشن شهر همیشه لبخند به لب دارند. دلم برای دوستانم تنگ شده است. دوستانی مثل شما بچه ها. اریک (بایی) مارکوس (روخو) و کارکنان باشگاه. دلم برای اوقات خوشی که من و تو و داوید (دخیا) با هم می گذراندیم تنگ شده است. 
ماتا: هر دوی ما در یک خیابان زندگی می کردیم و گاهی اوقات جمع می شدیم که با هم شام بخوریم یا از تلوزیون بازی رئال ساراگوسای عزیز تو را ببینیم. 

هررا: دقیقا. داوید دخیا را فراموش نکنیم، کسی که در بخش مهمی از خاطرات ما حضور داشت. داوید قبل تر از ما آنجا بود و کمک مان می کرد که به خوبی آنجا ساکن شویم. 

ماتا: آخرین باری که با هم ملاقات کردیم همان بازی پارک دو پرنس بود که برای ما خیلی خوب پیش رفت. اما برای شما اینگونه نبود و گل مارکوس رشفورد 3 امتیاز را به ما رساند. اما در سطح فردی به نظرم تو خیلی خوب ظاهر شدی. ما را در آن بازی چگونه دیدی؟ 

هررا: درست است که شما در کل خوب بودیدی، اما داوید در 2 یا 3 صحنه مهم خوب عمل کرد. موقعیت هایی که اول کورزاوا در نیمه اول و بعد دی ماریا در همان نیمه داشتند؛ در آخر هم شوت ام باپه. همیشه از سیو های داوید خوشحال می شوم اما آن روز واقعا مرا عصبانی کرد. 
ماتا: آندر تو از آن دست از افرادی نیستی که دوست دارند استراحت کنند، کلا چنین آدمی نیستی!
هررا: چت کردن را دوست دارم. هر روز را فقط یکبار زندگی می کنیم. اجازه بده از همه آدم ها چیزی یاد بگیریم و به اشتراک بگذاریم.
ماتا: خب پس گوشی تو به خاطر این ویدیو کال ها دارد می سوزد، نه؟!
هررا: درست گفتی اما برای همه چیز وقت هست، مخصوصا برای استراحت. اما گوش کن ما 31، 32 سالمان است و مطمئن نیستم پس از این باز هم یکدیگر را در زمین ملاقات کنیم. 
ماتا: بله اما می توانیم به عنوان سرمربی همدیگر را باز هم ببنیم؛ اینطور نیست؟ نیمکت اولدترافورد برازنده توست. 
هررا: هنوزم می خواهی دستیار من شوی؟ 
ماتا: همین حالا هم دارم در دوره های مربیگری شرکت می کنم. 
هررا: باشه باشه! خوشم آمد!