بندر کنگان مرکز شهرستان کنگان در استان بوشهر در جنوب ایران واقع شده‌است. شهرستان کنگان محل اجرای بخش عظیمی از پروژه‌های پالایشگاهی پارس جنوبی است. منطقه پارس ۲ (پارس کنگان) که بزرگی آن دو برابر منطقه پارس ۱ (پارس جنوبی) است در ۱۰ کیلومتری بندر کنگان قرار دارد. کارخانه سیمان کنگان نیز به عنوان یکی از بزرگترین کارخانه های سیمان در ایران،در این شهر قرار دارد و بسیاری از تولیدات آن از طریق اسکله اختصاصی آن به کشورهای حوزه خلیج فارس صادر می گردد. بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵ جمعیت این مکان ۶۰٬۱۸۷ نفر (۱۹٬۲۲۵ خانوار) بوده‌است. پیشینه اقتصادی مردم کنگان کشاورزی و ماهیگری و بازرگانی دریایی بوده‌است.

رضا طاهری محقق و تاریخ و جغرافیای خلیج فارس در کتاب از مروارید تا نفت به شرح مفصل تاریخ بندر کنگان پرداخته‌است. بندر کنگان در قرن‌های اول هجری از توابع بندر باستانی سیراف محسوب می‌شده‌است. بندر کنگان حیات سیاسی خویش را از دوران مغول و به خصوص صفویان آغاز نموده‌است. کنگ (با فتح کاف) در واژه به معنای پیشروی آب دریا می‌باشد. کنگان بر پایه نام کهن کنگ و کنگ‌دژ باستانی زرتشتیان که در کناره کوه و دریا توسط سیاوش ایجاد شد، نامگذاری شده‌است. نام قدیم بندر کنگان، به روایتی بندر کوگانا بوده‌است که این نام از زمان هخامنشیان به این بندر نسبت داده شده‌است.

مساحت شهر کنگان ۷۳۸ هکتار می‌باشد  و از شمال به دامنه‌ها و رشته کوهای زاگرس و تپه کنگان و شهرستان جم، از جنوب به خلیج فارس، از غرب به فاصله ۶ کیلومتر شهر بنک و بندر دیر و از سمت شرق به سیراف و عوینات (پارس جنوبی یا تمبک فعلی) محدود می‌گردد. بزرگترین کارخانه سیمان کشور با نام ساروج کنگان با ظرفیت روزانه ۶۰۰۰ تن در کنگان و در حدود ۱۲ کیلومتری شهر کنگان قرار دارد. شهرستان کنگان محل اجرای پروژه‌های پارس جنوبی است و بندر کنگان مرکز این شهرستان می باشد.

روستاهای کنگان : پشت آسمان، تنگ هاکون، تنگ بوهیل، تنگ سیلابی، گود گندم زار (تنگ سیلابی)، تنبک، علی‌آباد (محله دامدران بنک)، نخل غانم، برکه چوبان، قلعه میان، اختر، باغ شیخ، باکوه، چاه مجنون، پرک، شیرینو، سهیل، شصت پیچ، لاورده، لاور گل، هفت چاه، سه چاه، گودشهید، هنویز، مره، برآفتاب (سکونت گاه مردم کنگان در ارتفاعات)، تنگ نار.

شهرستان کنگان یکی از مناطق به دلیل وجود بنادر کهن تاریخی چون بندر باستانی سیراف از تاریخی کهن برخوردار می‌باشد. حوزه ساحلی خلیج فارس و دریای عمان از دیرباز محل آمد و شد اقوام، قبایل مختلف بوده‌است که از اطراف و اکناف دنیای قدیم –آسیا و آفریقا به قصد تجارت و سیاحت و سیاست به این خطه سفر می‌نموده‌اند، منطقه کنگان نیز از این ویژگی برخوردار بوده‌است و مردان این سامان به لحاظ موقعیت جغرافیایی صیاد و دریانورد بوده‌اند. میرزا حسن فسایی در کتاب فارسنامه ناصری چنین می‌نویسد: «بلوک کنگان از گرمسیر است فارس از جنوب شیراز است. در ازای آن از نخل تقی تا قریه بنک سیزده فرسخ و پهنای آن از نیم فرسخ نگذرد. این بندر رشد خود را پس از ویرانی سیراف از اوایل قرن بیستم شروع نمود. سرکنسول فرانسه در بندر بوشهر که از کنگان دیدن نموده‌است می‌نویسد: «در بندر کنگان به سال ۱۹۱۱،(۲۵۰) خانوار زندگی می‌کردند که حدود ۲۰۰ نفر از این جمعیت یهودی و تعبیر عرب و عجم (غیر عرب) بوده‌اند و عمده تجار و بازرگانان شهر در این دوره یهودی بوده‌اند. میرزا حسن فسایی در کتاب پیش گفته موقعیت بلوک کنگان و آب و هوای آن را چنین توصیف می‌کند: کنگان محدود از جهات شرق، شمال به بلوک گله دار و از طرف مغرب و جنوب به دریای فارس، هوای این بلوک از ماه ثور تا میزان (اردیبهشت تا مهرماه) گرم و بسیار مرطوب و شکار آن کبک و تیهو و مرغ کبک انجیر است.

بعد از جنگ جهانی دوم و مهاجرت یهودیان به فلسطین، لطمه اقتصادی جدیدی نیز به منطقه وارد گردید و گذشته از کاهش جمعیت و سرمایه هنگفنی نیز خارج گردید. با پیشبرد سیاست‌های جدید سلسله پهلوی در دهه ۴۰ و جایگزینی آرام سرمایه‌داری وابسته به جای اقتصاد کشاورزی شهر کنگان نیز به دوره جدیدی از شهرنشینی و مناسبات اجتماعی-اقتصادی همراه می‌گردد. رشد فیزیکی شهر در این مرحله به صورت خطی و به موازات ساحل انجام می‌پذیرد که خود نشانگر اهمیت صیادی و تجارت خارجی است. رضا طاهری در کتاب از مروارید تا نفت کنگان را جایگزن خورشیف دوان مغولی می‌داند و می‌نویسد: «ابن بلخی می‌گوید: نجیرم و حورشی (خورشی)، نجیرم شهرکی است و حورشی دهی و جمله از اعمال سیراف است و گرمسیر عظیم است. احتمالاً با توجه به این‌که نجیرم در خورسیف مفظر واقع بوده‌است و خورسیف یا خورشیف یا حورشی، دهی بوده‌است در مسیر سیراف به نجیرم (دیر و بردستان) و در نزدیکی خور بردستان و بین خور شمال بندر کنگان و بَنَک، به این منطقه خورِ سیف مظفر گفته می‌شده‌است. پاول شواتس در بررسی خورشیف می‌نویسد: این سوی سیراف، خورسیف قرار داشت که احتمالاً همان خورشید است. نجیرم در زمان افول سیراف رونق بیش‌تری یافت اما این رونق تا سالیان دراز پایدار نبود و نجیرم که بارانداز و بندر کمکی در کنار سیراف بود و بازارچه و کاروان‌سرا داشت، با تغییر بندر اول ایران از سیراف به کیش و سپس هرمز به بوتهٔ فراموشی سپرده شد. به نظر می‌رسد جایگزین نجیرم در قرن‌های ششم و هفتم هجری، خورسیف یا خورشیف شده‌است. رونق نجیرم در زمان سیراف و آداب فرهنگی و وضعیت اجتماعی آن را می‌توان به عنوان گوشه‌ای از تمدن سیراف بررسی کرد و رونق خورشیف را در بازهٔ تاریخی عصر مغول و ایلخانانان؛ و در دورهٔ صفوی کنگان جایگزین خورشیف شد.» در دی ماه ۱۳۹۱ عسلویه با عنوان شهرستانی جدید از شهرستان کنگان جدا گردید.

طبق آمار سال ۱۳۸۵ جمعیت شهرستان کنگان ۹۵٬۱۱۳ نفر بوده که ۴۰٬۷۹۳ نفر در بخش مرکزی شهرستان کنگان و ۵۴٬۳۲۰ نفر در بخش عسلویه ساکن بوده‌اند. طبق آخرین سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۰ شهرستان کنگان ۱۷۰٬۷۷۴نفر بوده که ۱۰۵٬۱۹۰نفر در بخش مرکزی و ۶۵٬۵۸۴نفر در بخش عسلویه ساکن بودند. در دیماه ۱۳۹۱ با انتزاع بخش عسلویه از شهرستان کنگان و استقلالش در قالب شهرستان عسلویه، طبق برآورد جمعیت بخش مرکزی سابق در سال ۹۰ جمعیت شهرستان کنگان ۱۰۵٬۱۹۰نفر احتساب می‌شود. در سال ۹۰ این شهرستان از کمترین نرخ بیکاری در استان بوشهر برخوردار بوده و جمعیتش با ۸۵ درصد افزایش نسبت به سال ۸۵ بیشترین افزایش جمعیت در سطح استان بوشهر را داشته‌است. همچنین طبق سرشماری اخیر در سال ۱۳۹۵ جمعیت این شهرستان به ۱۰۷۸۰۱ نفر رسیده‌است که طبق این آمار 80556 خانوار در این شهرستان ساکن می باشند و سومین شهرستان پرجمعیت استان بوشهر می باشد.

ارتفاع اراضی منطقه از سطح دریا به طور متوسط 5 متر بوده و شیب عمومی زمین از سمت شرق رشته کوه های زاگرس و به سمت غرب سواحل نیلگون خلیج فارس می باشد . شهرستان کنگان از سمت شمال به شهرستان های دیر و جم ، از سمت مشرق به شهرستان جم و استان فارس ، از سمت جنوب به شهرستان عسلویه و سواحل نیلگون خلیج فارس و از سمت مغرب به سواحل نیلگون خلیج فارس و شهرستان دیر منتهی می گردد.

وجه تسمیه کنگان که به لهجه محلی کنگون خوانده می شود بنا به اظهارات تاریخ نویسان و برخی ریش سفیدان محلی و کتب موجود دارای چند نظریه است که عبارتند از :

نظریه اول : طبق اظهارات برخی ریش سفیدان محلی ، کنگان به محض فرو رفتگی خشکی در دریاست.

نظریه دوم : در سفرنامه نئارک یا نئارص فرستاده اسکندر مقدونی که مامور شناسایی نواحی شمالی خلیج فارس بوده ، آمده است که پس از گذشتن از دهانه رود سند ، جزایر قشم و کیش و گاوبندی و بندر رشیدی امروزی به « بندر کوگانا » یا بندر کنگان فعلی رسید و در حدود 21 روز در آنجا توقف کرد.

نظریه سوم : رضا طاهری محقق تاریخ و جغرافیای خلیج فارس در کتاب از مروارید تا نفت ، کنگان را از دو واژه کنگ به اضافه آن پسوند مکانی می‌داند و معتقد است کنگ مقدس‌ترین شهر اسطوره‌ای زرتشتیان و آریایی‌ها می‌باشد که سیاوش درخشان آن را در کناره کوه و دریا ایجاد کرد. کلمه کنگ و شهر کنگ بارها و بارها در اوستا و دینکرد مورد استفاده قرار گرفته ‌است و یکی از آشناترین کلمات ایرانی - آریایی می‌باشد. فردوسی می‌گوید: هر آن کو ندیدست کنگ / نخواهد که آید به گیتی درنگ. بر این اساس نام کنگان برگرفته از شهر اسطوره‌ای کنگ است که این کلمه نیز در ادبیات کهن به معنای فرو رفتگی خشکی در آب می‌باشد. گفته می‌شود کنگان در بین چندین خور (باریکه‌های آب دریا) محصور بوده‌است.

نظریه چهارم : بنا به گفته محمدعلی سدیدالسلطنه ، گنگ رودخانه مقدس در هندوستان است. «کنگاو» از لغات با ریشه سانسکریت است که در پی مهاجرت اولین شعبه آریائی‌ها که در هزاره‌های قبل از میلاد از شمال دریای خزر به سمت جنوب سرازیر شدند ، در منطقه رایج شده و در آثار ایلامی‌ها که حکومتی مقتدر در جلگه خوزستان تشکیل داده بودند نیز دیده شده‌است.

نظریه پنجم : حسین حسن پور در پایان نامه خود (سیری در تاریخ کنگان) در این مورد می گوید : با تحقیقات انجام داده می توان مشخص کرد که کوگان (نام قدیمی کنگان) نام طایفه ای بوده که بازمانده هخامنشیان بوده است و در این بندرسکونت داشته اند.

نظریه ششم : عظیم عظیم پناه در پایان نامه خود معتقد است : کنگان به معنای پیشرفتگی آب دریا در خشکی است. "ان" پسوند مکان است که با قراین موجود ، خور که همان پیشرفتگی آب دریا در خشکی است و وجود چند خور به نامهای بومیهر ، چوری ، عبدالسلام ، قیسی و چند خور دیگر این برداشت را با واقعیت همخوان تر می کند. بدین ترتیب کنگان هم پیشرفتگی خشکی در آب است هم به معنی پیشروی آب در خشکی که هر دو نظر درباره این بندر درست و منطقی است.

شهرستان كنگان با توجه به مقدار كم بارش (كمتر از 200 ميليمتر) همواره با مشكل كم آبي مواجه بوده است. در شهرستان کنگان هیچ گونه رود دائمی وجود ندارد ولیکن با توجه به فاصله کم کوه تا دریا مسیل های فصلی متعددی وجود دارد که آبدهی آن بعد از هر بارندگی می باشد و در فصل تابستان کاملاً خشک می باشند. با توجه به تشکیلات زمین شناسی، مناطقی که در این شهرستان دارای آبدهی نسبتاً خوبی می باشد شامل شهر بنک در بخش مرکزی است که نسبت به دیگر مناطق آبدهی بهتری دارد و در بقیه نقاط به علت جنس و لایه های زیرین زمین آب های زیر زمینی یا کم بوده یا کیفیت بدی دارا می باشند.

شهرستان كنگان با توجه به مقدار كم بارش (كمتر از 200 ميليمتر) همواره با مشكل كم آبي مواجه بوده است.  در شهرستان کنگان هیچ گونه رود دائمی وجود ندارد ولیکن با توجه به فاصله کم کوه تا دریا مسیل های فصلی متعددی وجود دارد که آبدهی آن بعد از هر بارندگی می باشد و در فصل تابستان کاملاً خشک می باشند. با توجه به تشکیلات زمین شناسی، مناطقی که در این شهرستان دارای آبدهی نسبتاً خوبی می باشد شامل شهر بنک در بخش مرکزی است که نسبت به دیگر مناطق آبدهی بهتری دارد و در بقیه نقاط به علت جنس و لایه های زیرین زمین آب های زیر زمینی یا کم بوده یا کیفیت بدی دارا می باشند.

در بندر کنگان در استان بوشهر غذاها بیشتر بر پایۀ ماهی خواهند بود. به عبارتی دیگر در بندر کنگان که ماهیگیری پیشۀ اصلی مردم به شمار می‌رود گوشت قرمز و مرغ به حاشیه رانده شده‌اند و ماهی به عنوان اصلی‌ترین جزء سفره در پخت غذا به کار می‌رود. برخی از غذاهای محلی که در این بندر از شهرت و محبوبیت ویژه‌ای برخوردار هستند عبارتند از مجبوس، ودام، سور یا طریح، به همراه ماهی برشنده و قلیه ماهی. قلیه ماهی غذایی اصیل و سنتی است که در سایر شهرهای ایران زمین نیز پخته می‌شود و شاید بتوان گفت غذایی دیرینه اما شناخته شده به شمار می‌رود. اما در مورد سایر غذاها که شاید کمتر نام آن‌ها را شنیده باشید لازم است بگویم که مجبوس از برنج و ماهی تشکیل می‌شود. همچنین ودام از ماهی آبپز درست می‌شود. طریح را نیز با ماهی ساردین می‌پزند.

جاذبه های کنگان:

بندر سیراف: در دل شهرستان کنگان شهر باستانی سیراف قرار دارد که یکی از جاهای دیدنی کنگان است. می توان گفت بندر سیراف پس از گراویدن مردمان ایران به اسلام یکی از مهم ترین بنادر مهم زمانه بوده است. بازرگانان سیرافی با کلیه بنادر پررونق داخلی و خارجی اعم از هندوستان، شرق آفریقا و چین تجارت مستقیم و مستمری داشتند. بندر سیراف در دوران به قدری غنی بوده است که مردمان شهر حتی چوب مورد نیاز برای ساختن خانه هایشان را از هندوستان ویا آفریقای جنوبی وارد می کردند .خانه‌های چند طبقه، بیمارستان، سیستم فاضلاب و لوله کشی سفالی تنها بخشی از دوران طلایی این بندر بوده است. لازم به ذکر است که سیراف از قدیم شهر مذهبی بوده است و آثار گران بهای آن می شود به مساجدش اشاره کرد که ازجمله آن‌ها می‌توان مسجد جامع و امام حسن بصری را نام برد. تاجران سیرافی  مروارید‌های به دست آمده از خلیج فارس را به هند، آفریقا و چین صادر می کردند. این مرواریدها تزیین شده با هنر دست هنرمندان سیرافی است که خود در آن دوران امتیازی در مبادلات کالا بوده است. در دوران صفویه گچ بری فقط و فقط برای خانه های اشراف به کار میرفته اما در سیراف خانه های افراد معمولی نیز دارای گچ بری بوده اند که خود این امر به معنای ثروتمند بودن مردمان سیراف است. اما سیراف در اثر زلزله‌ای بسیار مهیب به طور کلی ویران شد. اکنون از آن همه زیبایی و جلال و جبروت تنها ویرانه‌ای به جامانده است.

خانه‌‌ی ثروتمندان : یکی دیگر از جاهای دیدنی کنگان خانه‌ی ثروتمندان است. کنگان برای تمام جهانیان شهر تاریخی است که با برای دیدن آن لحظه شماری می‌کنند. خانه های افراد ثروتمند در این شهر از بقایای ارزشمند سیراف پس از اسلام است که حتما باید آن ها را دید.  اهمیت این خانه به دلیل معماری به شدت جذاب آنهاست که همین باعث جذب گردشگران بسیاری شده است. مکان قرار گیری این خانه اکنون بخشی از یک محل مسکونی بوده است. کوچه بندی و راسته بندی این محله کاملا قابل تشخیص است. به طوری‌که راسته اصلی با عرض ۵ متر ساخته شده و کوچه‌های فرعی با حدود یک ونیم متر عرض ساخته شده اند. اولین بار این مکان تاریخی توسط دکتر وایتهاوس کضف از زیر خاک بیرون کشیده شد. با توجه به شکل ونوع کوچه بندی‌ها این فرضیه تقویت می‌شود که خانه‌های اعیانی کشف شده دارای کوچه‌های باریک‌تری بوده اند. همین موضوع این مسئله را تقویت میکند که این محله بخشی از شهر قدیم سیراف است که در کتوب مختلف به آن اشاره شده است. در آثار  به جای مانده در این کوچه‌های قدیمی برخلاف خانه‌های نه چندان قدیمی سیراف امروز «منظر» وجود ندارد. «منظر» اتاقی مشرف به دریا است که در خانه های امروزی به واسطه شرایط اقلیمی منطقه و البته برای تهویه و تنفس، اتاقی مشرف به دریا برای رهایی از گرمای بیش از حد تابستان ساخته می‌شود . اما برخی معتقد اند که منظر اصلا ربطی به دریا نداشته و فقط به خاطر اپیدمی بودن این شیوه از معماری ساخته میشده است. خانه های اعیانی سیراف از جاهای دیدنی کنگان بشمار میرود و این منطقه در سال ۱۳۸۷ به ثبت ملی رسیده است.

قلعه شیخ : در اوایل دوره‌ی قاجاریه قلعه ای در کنگان بنا شده که به آن قلعه نصوری و یا قلعه شیخ میگویند. مصالح این بنا تشکیل شده از سنگ های بسیار بزرگ ، گل وگچ است. تصویر سازی ها شهنامه در ایران و جهان بسیار ارزشمند هستند و در ایوان غربی این قلعه ۱۸ تابلو از شاهنامه فردوسی آویخته شده که بسیار ارزشمند است . درب ورودی قلعه، درب چوبی کنده کاری شده است که ارزش تاریخی زیادی دارد. بعد از ورودی نیز هشتی بزرگی وجود دارد که ۸ طاقچه ساده روی آن به چشم می‌خورد. از هشتی که رد شدید وارد حیاط بیرونی میشود که با پله می توانید به طبقه ی دوم بروید و وارد اندرونی شوید.ستون‌های گچبری شده، درب‌های چوبی، گچبری‌ها با تزیینات گل و بوته از دیگر زیبایی‌های قلعه شیخ نصوری هستند. معماری این قلعه یکی از ناب ترین معماری ها به شیوه ی قجری است و نکته جالب آن ستون هایش هستند که از ستون های بازار وکیل الهام گرفته اند.

آرامگاهی در میان صخره ها : در کوهستان سیراف گودال‌های زیادی حفر شده بود که این گودال‌ها در ابتدا به منظور به دست آوردن و جمع آوری آب‌ ایجاد شده بودند وجود لایه‌ نفوذ ناپذیر ساروج در داخل این گودال‌ها تایید کننده این است که ساکنان شهر سیراف قدیم، از این راه، آب مورد نیاز خود را تامین می‌کنند. اما احتمالات دیگری نیز وجود دارد و این احتمال آن است که ثروتمندان این گودال ها را برای مرده های خود خریده اند و آنجا گورستان بوده است. در سالهای دور کنگان درگیر طاعون شده بود و همین باعث این احتمال میشود که به دلیل طاعون و مرگ و میر زیاد مردم به صخره ها روی آوردند ودر آنجا شروع به کندن کردند.

مردم کنگان در گذشته زرتشتی بوده اند و زرتشتیان اعتقاد دارند که مردم نجس یا گناهکار وقتی میمیرند باید غذای حیوانات درنده خو شوند و وقتی چیزی جز استخوان از آنها باقی نماند، باید استخوان ها را جمع کرد و داخل انباری گود از آنها نگه داری کرد. دخمه هایی که در این مکان قرار دارند اکثرا بدون سقف هستند که حیوانات درنده بتوانند در آنها ورود کنند. در ایران دخمه‌های زیادی وجود دارد. یکی از معروف‌ترین این دخمه‌ها پس از مقبره کوروش، دخمه‌ بندر سیراف است که پس از ورود اسلام به ایران به قبرستان مسلمانان تبدیل شد. در منطقه ای که پس از اسلام مسلمان را در آن به خاک می سپردند، تمامی سنگ قبرها به صورت تابوتی هستند و بر روی آنها با خط کوفی حکاکی شده است و همین امر باعث شده که این قبرستان به یکی از جاهای دیدنی کنگان تبدیل شود . در کل اما قدمت این قبرستان به زمان ساسانیان باز می‌گردد و در دامنه جنوبی ارتفاعات بندر طاهری، که محل ویرانه‌های شهر باستانی سیراف بوده قرار دارد. در این گورستان که در ارتفاعات قرار دارد قبر های مختلف مستطیل شکلی کنده شده است.

چشمه آب‌گرم میانلو : شاید ندانید اما استان بوشهر منبع بسیار غنی از آب های معدنی و چشمه های جوشان است. آب‌های معدنی این استان دارای مواد معدنی از جمله گوگرد و کلر و سولفات می‌باشند که همه ی این ها برای امراض مختلف بسیار مفید اند. این چشمه با دیگر چشمه های کشورمان فرق دارد و به دلایل زمین شناختی این آب از دل زمین می جوشد. این چشمه از شکاف سنگ‌های آهک مارنی، از زمین خارج می‌شود. آب این چشمه‌ از آب‌های سولفات کلسیم و دارای ترکیبات منیزیم و کلرورسدیم ولرم می‌باشد. از خواص آب‌گرم میانلو ، درمان رماتیسم مزمن، ناراحتی‌های دستگاه گوارش و دردهای مفصلی است.

خلیج نایبند: این خلیج، اولین پارک ملی دریایی ایران است. اصلا فکر نکنید جنگل حرا فقط در قشم پیدا می‌شود. در نایبند هم جنگل‌های حرا دیدنی هستند. درختانی که با مد دریا‌ زیر آب می‌روند و با پایین رفتن آب،‌ تازه می‌بینیم چه بلند و قشنگند. نایبند، دماغه باشکوهی هم دارد و منظره‌ای که تا مدت‌ها یادمان می‌ماند.

رودخانه باغان: رودخانه باغان از رودهای دائمی استان بوشهر است که از ریزابه‌های رود مند تشکیل شده و ۶۵ کیلومتر طول دارد. رودخانه باغان با جریان کلی شمال غربی، از کوه‌های سمرکان همراه با رودهای بیخو و پردی در ۳۲ کیلومتری کنگان به شهرستان جم وارد می‌شود و سپس به سوی دره جنوبی زیر کوه روان می‌شود (رودخانه باغان در این دره «سرچشمه» نامیده می‌شود). این رود با رسیدن به روستای باغان، به رود باغان تغییر نام می‌دهد و سرانجام در ۴۹ کیلومتری شمال غربی کنگان، به رود مند می‌ریزد.

................................

آرشیو