تاریخ، استالین را بسیار سنگدل تر از هیتلر میداند. وی دبیر کل حزب کمونیست در سال ۱۹۲۲ بود که بعدها در سال ۱۹۵۳ وفات یافت. در زمان رهبری او اکراین از قحطی فراوانی رنج می برد در آن دوران به خاطر تصمیمات سیاسی و اجرایی او حدود ۲.۵ تا ۱۰ میلیون نفر مردند و دلیل آن نیز این بود که استالین هیچگاه کمک های کشورهای خارجی را در این زمینه نپذیرفت. همچنین تبعید بیش از ۸۵۰,۰۰۰ نفر به دشت های بی درخت و یخ زده نواحی قطبی سیبری، جایی که بسیاری جان خود را از دست دادند نیز از کارهای اوست. آمار و ارقام از به قتل رسیدن حدود ۱۰ تا ۶۰ میلیون نفر در زمان حکومت استالین حکایت می کند.

استالین» دیکتاتور سفاک شوروی سابق، در تاریخ هجدهم دسامبر سال ۱۸۷۸ میلادی در شهر گوری، نزدیک تفلیس در گرجستان به‌دنیا آمد. وی در حین تحصیل به‌علت فعالیت‌‏های سیاسی، از کالج الهیات تفلیس اخراج شد. استالین در نوزده سالگی به سازمان زیرزمینی و مخفی سوسیال دموکرات مارکسیست تفلیس پیوست و پس از دستگیری، بار‌ها از زندان گریخت. استالین از سال ۱۹۰۲م به‌بعد، به مدت پانزده سال در حال تبعید و زندان بود و حتی پنج‌بار از تبعیدگاه سیبری گریخت. وی در سال ۱۹۰۵م با لنین آشنا شد و به‌عنوان نماینده مخفی بلشویک‏‌ها عازم گرجستان گردید. او در ۱۹۱۷م همراه با لنین، انقلاب موفق بلشویکی را به پیروزی رساند و از طرف لنین به وزارت کشور روسیه منصوب گردید.

 

استالین در سال ۱۹۲۲م به جانشینی لنین - که به‌علت بیماری توان انجام کار نداشت - برگزیده شد و از این تاریخ به‌بعد، استالین با قبضه کردن تشکیلات حزب کمونیست به‌تدریج قدرت را در اختیار گرفت. در اواخر سال ۱۹۲۲م، استالین برای این‌که رهبری بلامنازع کشور را به دست بگیرد، لنین را به‌عنوان استراحت و معالجه و درواقع، برای دخالت نکردن در امور، به شهر کوچک گورکی در پنجاه کیلومتری مسکو منتقل کرد و ارتباط او را با خارج به‌تدریج قطع نمود. در این زمان، لنین یادداشتی برای رهبران حزب کمونیست شوروی نگاشت و در آن خواستار برکناری استالین از مقام دبیرکلی حزب گردید. اما مزدوران استالین مانع رسیدن این نامه به دست شورای مرکزی حزب کمونیست گردیدند؛ به‌طوری‌که این یادداشت، سی سال پس از مرگ استالین و درواقع شصت سال پس از نگارش آن، افشا شد.

استالین، پس از مرگ لنین در سال ۱۹۲۴م، حاکم مطلق شوروی گردید. از لحظه مرگ لنین، هر دستور استالین واجب‌الاجرا بود و در این راه هرگونه مخالفتی را با کشتار مردم و حتی بزرگان و افراد برجسته پاسخ داده می‌‏شد. استالین پس از مرگ لنین، یاران و همکاران نزدیکش را - که رقبای بالقوه خود تشخیص می‌‏داد - یکی پس از دیگری، از مقامات حزبی و دولتی برکنار نمود. وی در سال ۱۹۲۷م، نخستین برنامه پنج ساله اقتصادی شوروی را با هدف اشتراکی کردن کشاورزی و ایجاد واحدهای بزرگ صنعتی آغاز کرد و میلیون‏‌ها دهقان روسی را - که حاضر نبودند با‌‌ رها کردن زمین خود، در مزارع دولتی و اشتراکی کار کنند - قتل‌عام نمود. در دهه ۱۹۳۰م و همگام با تأسیس سازمان پلیس مخفی، صد‌ها هزار نفر از مردم، دچار تصفیه‌های خونین شدند و میلیون‏‌ها نفر به سیبری و اردوگاه‏های کار اجباری تبعید گشتند.

 

در این دهه، سازمان پلیس مخفی شوروی به‌عنوان یکی از منفور‌ترین و سهمناک‏‌ترین سازمان‌‏های پلیسی جهان، تقریباً از تمامی اقشار جامعه و حتی بسیاری از مقامات میانه‌رو حزب کمونیست شوروی سابق را به جوخه آتش سپرد. در جریان این تصفیه‏‌ها، عده‌ای از برجسته‏‌ترین فرماندهان ارتش سرخ نیز دستگیر، محاکمه و تیرباران شدند و تعمیم این تصفیه تا رده‌های پایین افسران ارتش سرخ، توان نظامی شوروی را در آستانه جنگ دوم جهانی تحلیل برد. واژه سیاسی «استالینیسم»، بیانگر اختناق هولناک سال‌‏های زمام‏داری استالین به‌ویژه طی دهه ۱۹۳۰م می‌‏باشد.

براساس برخی روایات تاریخی، استالین سه یا چهار روز زود‌تر از این تاریخ مرده بود، اما مقامات وقت که بر سر جانشینی او اختلاف داشتند، ترجیح دادند خبر مرگ این نماد کیش شخصیت‌پرستی را دیر‌تر اعلام کنند. چند روز پیش از مرگ، در روز بیست و هشتم فوریه استالین در بلشوی مسکو اپرای دریاچه قو را تماشا می‌کرد، اما تا پایان نمایش در تئا‌تر نماند و از آن پس دیگر در انظار دیده نشد. دیکتاتور سرخ که تبلیغات کمونیستی به او لقب «پدر کوچک خلق‌ها» را داده بود، هنگام مرگ هفتاد و چهار سال داشت. انتشار خبر مرگ استالین در فردای پنجم مارس در سراسر جهان موجب حیرت، تأسف، شادی و موجی از آرامش شد. درمورد دلایل مرگ استالین چندین روایت وجود دارد. گفته می‌شود لاورنتی بریا رئیس پلیس مخفی شوروی که از جان خود بیمناک شده بود، استالین را مسموم کرده بود.

 

در هر حال، دلیل مرگ استالین هرچه بود موجب آسودگی ده‌ها میلیون‌ نفر از مردم شوروی و کشورهایی شد که استالین پس از جنگ جهانی دوم با برقرار کردن رژیم کمونیستی، آن‌ها را در پشت پرده آهنین جای داده بود. خاطرنشان می‌سازد؛ در خاطرات خروشچف نیز آمده است که بریا به‌وضوح از مرگ استالین خوشحال شد و به‌سختی می‌توانست خوشحالی خود را از مرگ او کنترل کند. «هنوز جسد استالین را در تابوتش نگذاشته بودند که بریا در صور می‌دمید.»

درحالی‌که اطرافیان استالین بر جنازه او اشک می‌ریختند بریا به‌دنبال ماشین فرستاد و همه را در کنار جنازه تنها گذاشت. خاطرات خروشچف در فصل مربوط به مرگ استالین بیش‌تر مربوط به بریاست و نشان می‌دهد او لحظه‌ای چشم از بریا برنداشته و درست در آن زمان‌هایی که می‌نویسد: «پاکدلانه می‌گویم که مرگ استالین را سخت یافتم.» بلافاصله از ترس خود از بریا و قدرت یافتن او سخن می‌گوید. شایسته توجه این است که در رژیم‌های توتالیتر که سررشته همه نهاد‌ها و اشخاص در دست یک نفر است، مرگ آن نفر نقطه عطفی تاریخی می‌شود.

شب خوش