#مقاله ✅ بارسا، کادیز...  بارسای کومان خیلی ضعف داره. گفته بودیم. و قرار هم بود بابت رفع هر کدوم‌شون، به تیم یه ماه و بیست و هفت روز مهلت بدیم. به‌خاطر همین، انتقاد و زیر سوال بردن فرآیندهای تاکتیکی تیم، مجاز نیست. خصوصا اینکه میدونیم هدفِ انتخابِ کومان، صلاحیتش در موضوعاتی ارجح‌تر و پر اهمیت‌تر از مسائل فنی بود. اما نمایش هجومی بد بارسا مقابل کادیز، نه از ضعفی تازه و متفاوت، که دقیقا از همون ضعفی شکل گرفت که در سه بازی قبل این بازی، راه چاره‌اش پیدا و تو لیست نواقص حل و فصل شده، وارد شده بود: جایگیری و تحرک درست چهار عنصر هجومی. کناره‌های بارسا برابر کادیز در خلا مطلق و مرکز، محل تجمع دوست‌داران خلق موقعیت بود. گریزمن به‌خاطر پست مربوط بهش در شماتیک اولیه ترکیب؛ کوتینیو به‌خاطر ویژگی فوتبالش؛ و مسی هم به‌خاطر عادت به‌وجود اومده چند سال اخیر درش به تمایل به وسط و کمک به هافبک‌ها و بر عهده گرفتن وظیفه بازیسازی. در حالی که گرایش مسی و کوتینیو به میانه، بارسلونا رو در دو طرف فاقد خطر و نفر، و فضای پشت محوطه جریمه کادیز رو تبدیل به فضایی متراکم، شلوغ و درهم‌ریخته میکرد. مشکل خیلی زود از سوی کومان دریافت شد؛ اما درست‌ترین تصمیم برای گشایش اون گرفته نشد. یا گرفته نشد؛ یا جرات گرفتنش وجود نداشت. کوتینیو بین دو نیمه، جاش رو با دمبله عوض کرد تا از گرد اومدن افراطی در میانه بارسا کاسته و به قدرت نفوذ از گوشه‌هاشون اضافه بشه؛ اما ضعف همچنان پابرجا بود. چون منشا بزرگتر این ضعف در مکان دیگه‌ای بود. جایی که مسی با ترک پست تعریف‌شده‌اش در چینش ابتدایی، یعنی وینگر راست، دائما پشت سر بریتویت و جلوی دی‌یونگ و بوسکتس قرار میگرفت و هم سرجینو دست رو در سمت راست تنها و بدون یار میذاشت و هم مُخِلِّ وظایف گریزمنی میشد که با دیدن مداخله‌های مسی، ناگزیر به بریتویت می‌پیوست تا لااقل در ایجاد برتری عددی در محوطه جریمه کادیز بتونه موثر واقع بشه و نقشی در تیم ایفا کنه. یک‌سوم هجومی بارسای دیشب بعد از سه بازی آراستگی دقیق، دوباره از نظم مربوطه خارج شد؛ ولی این‌بار نه از بابت نادونی و ترکیب غلط، که این‌بار از بابت دخالت‌های بیش از حد مسی در ماموریت‌های بقیه. عیبی که چه کومان اون رو ترتیب داده بود و چه کومان ازش نا آگاه بود، در هر صورت باید به دست خودش، با محدود کردن مسی به یک‌سوم سمت راست زمین و یا حتی اقدامی شجاعانه، با چاشنی خریتی عقلانی، نیمکت‌نشینی مسی و استفاده از ترینکائو یا دمبله در جانشینی‌اش، برای عمرانش دست به کار شه تا هم نحوه صحیح دینامیسم مهاجمین در تیم پیاده شه و هم از طرفی دیگه، پروژه کاهش وابستگی تیم به مسی و بالا رفتن نقش گریزمنی که میتونه ستاره تاثیرگذار یکی دو سال آینده بارسا در غیاب اسامی بزرگ فعلی باشه، همون پروژه‌ای که کومان با اجراش رو هدف اولش در بارسلونا قرار داده بود، ولی بعد، تحت فشار اتفاقات زیاد، به فراموشی سپرده شده بود رو از نو راه بندازه...