محمود فکری، سرمربی باشگاه استقلال که تحت تاثیر اتفاقات اهواز همچنان و شاید همیشه با پرسش هایی جدی مواجه است در کنفرانس خبری پیش از دیدار این هفته با صنعت نفت آبادان درباره شرایط کلی تیم و نارضایتی هواداران از نحوه بازی های تیم و انتظاراتی که در خلال  انتقادات به توانایی کادرفنی کنونی باشگاه مطرح است توضیحاتی داده که خود پرسش های جدیدی را در پی داشته که صحبت های سرمربی استقلال را میتوانید در همینجا مطالعه کنید.

- سرمربی استقلال در صحبت های خود دلایل متعددی را برای نمایش های مأیوس کننده تیمش برشمرده که از آن میان میتوان به فرصت اندک آماده سازی پیش فصل و امکانات ضعیف باشگاه از قبیل زمین تمرینی و امکانات ریکاوری  و بلاتکلیفی مدیریت باشگاه و پنجره بسته و دیر اضافه شدن برخی بازیکنان و ناآمادگی برخی ستاره ها و غیره اشاره کرده و در پاسخ به انتقادات هم از فرصت طلبی برخی پیشکسوتان و خیانت دوستان و بالا بردن سطح توقعات هواداران گلایه کرده و با اشاره به حضور در ابتدای فصل از پیشکسوتان و هواداران درخواست کرد که با بی توجهی به انتقادات صف خود را از منتقدان جدا کرده و به حمایت بی چون و چرا از مجموعه کنونی بپردازند!

صحبت هایی که انتظار میرفت بزودی از زبان سرمربی استقلالی ها شنیده شود و در اینجا قصد دارم بعنوان یک کهنه هوادار باشگاه استقلال از جهاتی به این صحبت ها بپردازم.

- در ابتدا از فرصت استفاده میکنم و در انتقاد از آنچه که بعنوان "فشار توقعات هواداران" موجب نارضایتی مربیان اخیر باشگاه شده اشاره ای میکنم به روزهای پرآشوب فصل قبل و جایی که سرمربی وقت باشگاه بعنوان مسئول بی چون و چرای نتایج و نمایش فنی تیم در واکنش به پرسش ها و انتقادات پیشکسوتان و هواداران؛ در تصمیمی شخصی و بحث برانگیز به جای پاسخگویی در قبال   نمایش های فنی و قبول مسئولیت نتایج تیم اقدام به "قهر" با رسانه ها و تحریم کنفرانس های مطبوعاتی گرفته بود که همین تصمیم عجولانه و انباشت پاسخ هایی که به نظر سرمربی وقت باشگاه منطقی و منصفانه بنظر میرسید عاقبت باعث شد تا در اولین اظهارات ایشان بعد از پیروزی در دربی حذفی شاهد انفجار احساسات کنترل نشده ی آقای مربی و استعفای عجولانه و نهایتن از دست رفتن جام حذفی و سهمیه ی مستقیم لیگ قهرمانان باشیم که داستان آن خود مثنوی هفتاد منی است که باید جداگانه به آن پرداخت.

اما آنچه که در اتفاقات فصل قبل و سرنوشت فرهاد مجیدی با شرایط این فصل باشگاه و صحبت های اخیر محمود فکری مشترک است "تعریف" نادرست هر دو مربی از شرایط و وظایف "سرمربی یک تیم بزرگ و پرهوادار" و همچنین "نگاه" نادرست هردو به هواداران و پیشکسوتان باشگاه می باشد بطوریکه هردو گویی تصور میکنند بواسطه داشتن سوابق درخشان دوران بازی برای باشگاه در کسوت سرمربی گری هم هواداران و پیشکسوتان "وظیفه" دارند تحت هرشرایطی از آنها و تصمیماتشان حمایت کنند و تنها برای تمجید و به به و چه چه لب به سخن بگشایند و با اولین پرسش ها و انتقادات تصور میکنند درحقشان بی مهری صورت گرفته و با چهره ای حق به جانب یا قهر کرده و از انجام وظایف خود در مقام مربیگری شانه خالی میکنند و با هر پیروزی هم که بلطف همان هواداران و پیشکسوتان و بازیکنان و البته کادر فنی بدست بیاید در نهایت گستاخی رو به دوربین ها هیس نشان میدهند یا نهایتن مثل محمود فکری بجای تأمل در چون و چرای نارضایتی ها سریعا برچسب های کهنه ی خنجر دوستان و دست های پشت پرده را پیش میکشند و هرگونه مخالفت، نقد یا نارضایتی را به مغرض بودن گوینده آن نسبت میدهند. این درحالیست که در فوتبال روز دنیا هم بزرگترین مربیان بمحض ادامه پیدا کردن مشکلات فنی و چند نتیجه نامناسب با کوله باری از تجارب و افتخارات آماج انتقادات شده و هرگز به خود اجازه نمیدهند که از پاسخگویی به پرسش ها سر باززده یا صورت مسئله را پاک کنند و همواره به این موضوع اذعان دارند که یکی از قسمت های مهم و جدایی ناپذیر مربیگری در یک تیم بزرگ همین توانایی چگونه برخورد کردن با فشارها و انتقادات بوده و نه تنها از سطح بالای توقعات هواداران گلایه نکرده که برآورده ساختن همین توقعات بالا را تبدیل به اهرم انگیزشی تمام مجموعه باشگاه کرده و هرگز فراموش نمیکنند که شرایط و الزامات مربیگری تفاوت های بسیاری با دوران بازی داشته چراکه در زمان بازی تنها بر اساس عملکرد فردی خود سنجیده میشدند و در مقام سرمربیگری اختیارات کامل فنی داشته و ازینرو مسئولیت نمایش تک تک بازیکنان و بطور کلی تیم به عهده آنهاست و برخلاف دوران بازی که باشگاه حق دارد در هر مقطعی از فصل برای جایگزینی آنها طرح و برنامه داشته و حتی در جستجوی افراد شایسته تر باشد؛ چنانکه مربی بزرگی چون آنتونیو کونته هم در پایان فصل قبل باوجود نایب قهرمانی و رشد مشهود باشگاه اینتر بواسطه عدم کسب جام با خطر از دست دادن جایگاه خود مواجه بود و ازینکه در اطراف باشگاه اسامی دیگری شنیده میشد مشخصا خوشحال نبوده اما هرگز به خود اجازه اعتراض یا بدتر از آن استعفا و قهر نداده و مدام از کاستی ها و کمبودهایش نسبت به رقیب قدرتمند یعنی یوونتوس شکایت نکرد و تصمیم گیری و بررسی شرایط برای ادامه همکاری را باوجود داشتن قرارداد حق طبیعی باشگاه عنوان کرده و نهایتن با اثبات توانمندی خود به مدیران باشگاه و طی جلسات گفتگوی رو در رو باشگاه را برای ادامه همکاری متقاعد کرد اما چگونه ممکن است در همان زمان و در کشور ما فرهاد مجیدی بدون کمترین تجربه مربیگری از زمان آویختن کفش ها مدعی نشستن بر نیمکت هدایت باشگاه بوده و زمانیکه بواسطه ی تصمیم نادرست عده ای هم بدون اثبات شایستگی یک شبه به این مقام رسیده بجای قدردانی و سعی و تلاش دوچندان در راستای موفقیت و اثبات خود و برطرف کردن نگرانی ها و ابهامات از کوچکترین پرسش یا نقدی برآشفته و تصور میکند سکان هدایت فنی تیم میراثی است که به او رسیده و نیازی به اثبات شایستگی خود نداشته و پس از یک سریال زننده و طولانی قهر رسانه ای در اولین صحبت های خود با چنان خشمی به مدیریت باشگاه به جرم مذاکره با دیگران(با فرض درستی) تاخته و بررسی و مذاکرات مدیریت باشگاه با دیگر گزینه ها را نوعی خیانت تلقی کرده که گویی صاحب چندین و چند عنوان قهرمانی در کسوت سرمربیگری باشگاه بوده و مورد بی مهری قرار گرفته و از همه بدتر با استعفای کودکانه از زمان کوتاه باقیمانده تا فینال حذفی بعنوان اهرم فشار به هیئت مدیره استفاده کرده تا زیر پای مافوق خود یعنی مدیریت را خالی کند و به تنها چیزی که ارزنی اهمیت نداده همان سرنوشت تیم در فینال و خوشحالی هواداران است و حالا هم محمود فکری با ادبیاتی زننده درمورد برخی پیشکسوتان که انتقاداتی را مطرح کرده اند بدترین تهمت ها نسبت داده و در کمال ناآگاهی احساس میکند ما هواداران و پیشکسوتان زاده شدیم تا تنها و تنها حمد و ثنای او و امثال او را بگوئیم و هرگونه مخالفتی نشان از منفعت طلبی یا خیانت ماست و به بهانه ی فرصت کم آماده سازی و ناهماهنگی مهره ها و زمین های نامناسب و پنجره ای که دوماه پیش مدتی بسته بوده! چشم بر تمام اشتباهات و نمایش های مایوس کننده تیم ببندیم و تنها صبوری کرده و البته حمایت کنیم!