□ پشت پرده نارضایتی اینروزهای هواداران استقلال بابت نتایج و مهمتر از آن نمایش های تیم محبوبشان تحت هدایت محمود فکری و متعاقبا صحبت های مأیوس کننده ی کادرفنی درقبال نتایج و نحوه بازی تیم حقیقت تلخ و انکار ناپذیری نهفه است که گویای فاصله ی فاحش سطح فنی و دانش رهبری مربیان وطنی با همتایان اروپایی خود است که گاها از سر ناآگاهی یا فرافکنی با برچسب اجنبی پرستی و خود کم پنداری ؛ توجیه شده اما پنهان نمیشود و هرازگاهی به شکلی محسوس و ملموس میشود. □□ تفاوت آزاردهنده اما واقع بینانه ای که نه در قیاس با مربیان سطح اول و کلاس یک یا دوی جهانی و مشخصا اروپایی بلکه در قیاس با مربیان سطوح پائینتر فوتبال جهان تا به این اندازه فاحش مینماید که دیگر حتی توسط بازیکنانی که تجربه ی کار با مربیان خارجی معمولی اما موفق فوتبال ما همچون استراماچونی و برانکو و کیروش و حتی اسکوچیچ! را دارند احساس شده و گهگاه بیان شده و واضح ترین اثر آنرا میتوان در اوجگیری همزمان همین بازیکنان در مدت کوتاه کار با مربیان خارجی و سپس افت دست جمعی همان بازیکنان تحت هدایت مربیان داخلی مشاهده کرد. افول ستاره هایی که همین فصل گذشته در فصلی پرحادثه برای باشگاه استقلال نمایش های چشم نواز و سرشار از خلاقیت و استعدادی را ارائه میکردند و از قضا برخلاف سنوات گذشته به زحمت حفظ هم شده اند اما تا اینجای فصل از همان اندک هماهنگی که زمان استراماچونی ایجاد شده و در دوره مجیدی و سپس آقا مجید نامجو ولو بصورت ناقص حفظ شده بود هم خبری نیست. بطوریکه در تک تک دقایق بازیهای این فصل آبی پوشان تحت هدایت این کادرفنی که متشکل از پیشکسوتان باسابقه ادوار مختلف باشگاه بوده و بایستی بر فضای لیگ ایران و باشگاه استقلال هم اشراف داشته باشند و حمایت بی چون و چرای بخشی از همبازیان سابق را هم از ابتدا داشتند چیزی جز سردرگمی و آشفتگی تاکتیکی نبوده و تلاش های فردی هرکدام از بازیکنان هم داخل زمین با عدم حمایت بازیکنان همدسته بی ثمر بماند؛ حمایتی که بدلیل نبود طرح و برنامه قبلی و شرح وظایف روشن هرگز شکل نگرفته و باعث میشود تا بازیکنانی که بعلت نبود یک بدنساز متخصص با یک برنامه آمادگی جسمانی سنتی از آمادگی کافی برخوردار نیستند تحت تاثیر اعتراض های به حق هواداران که میباید توسط سرمربی مدیریت شده و پاسخ داده میشده اما نشده قرار بگیرند و برای تغییر شرایط بصورت فردی گاها بیش از توان خود انرژی صرف کرده و در نتیجه مدام با مصدومیت های طولانی و کوتاه مدت مواجه شوند تا سوای ناتوانی کادرفنی در بهره گیری از نهایت پتانسیل و ظرفیت بازیکنان بوسیله ی طراحی تاکتیک تیمی متناسب با خصوصیات بازیکنان ؛ در اثر غیبت پرتعداد ستاره ها، تیم از مهارت فردی تک ستاره های خود هم محروم گشته و صرفا با تمرکز پرتعداد عناصر دفاعی خصوصا در کناره ها گلهای کمی دریافت کرده که آنهم از آنجاکه بواسطه ی استفاده از خلاقیت یا نوآوری دفاعی جدیدی بدست نیامده و صرفا حاصل تجمع متراکم اطراف هجده قدم خودی بوده ارزش فنی نداشته و به قیمت گزاف از دست رفتن مهارت بالا و توانایی های منحصربفرد عناصر هجومی و میانی تیم حاصل شده که به هیچ عنوان مقرون به صرفه نبوده و برای هوادارانی که به حساب آقایان کادرفنی احساسی بوده و از دانش فنی کافی برای قضاوت منصفانه برخوردار نیستند و به قول محمود فکری بازیچه ی سیاه نمایی عده ای فرصت طلب شده و بیش از حد اعتراض میکنند این شیوه ی بازی گرفتن از بازیکنانی که پیشتر بارها در قالب یک تیم نمایش های تحسین برانگیزی داشته و نسبتا بخوبی هم تقویت شده اند درست نبوده و نه تنها از نظر زیبایی و شکل بازی غیرقابل تحمل است بلکه بدلیل ناسازگاری با توانمندی های بازیکنان کارآمد هم نبوده و منجر به نتیجه هم نمیشود. علاوه بر آن درصورت تداوم همین شرایط میتواند به افت طولانی مدت تعدادی از جوانان خوش آتیه باشگاه همچون قایدی و غلامی و آقایی و نادری و مطهری و مرادمند منجر شده و ادامه فوتبال باتجربه هایی چون کاپیتان باثبات و محبوب تیم وریا غفوری و اسماعیلی و شجاعیان را هم فرازونشیب همراه کرده و به ناامیدی و جدایی دو ستاره خارجی بی حاشیه و دوست داشتنی باشگاه بی انجامد.
■ در پاسخ به محمود فکری و دیگر دوستان استقلالی که به هر دلیلی معتقدند فعلا بدلیل زمان کوتاهی که کادر محمود فکری در اختیار داشته برای هرگونه قضاوت درمورد عملکرد و توانمندی کادرفنی بسیار زود بوده و انتقادات را حاصل جهل یا غرض ورزی منتقدان میدانند و با تکرار مداوم کاستی های پیش فصل به روزهای ناخوش آغازین روزهای استقلال مدل استراماچونی هم اشاره میکنند که با حمایت امیدوارانه هواداران و رسانه ها تحمل شده و به این شکل خواستار تکرار همان سطح از حمایت و دلگرمی هواداران از کادر فنی کنونی باشگاه هستند هم باید گفت که اشتباه آنها دقیقا همینجاست که تنها تفاوت استقلال اینروزها را با استقلال ابتدای فصل قبل در تغییر کادرفنی خلاصه کرده و گمان میکنند هوادار استقلال آنروزهای پر از یأس و خشم از ابتدا و تنها به علت نام فرنگی و ظاهر شیک کادر ایتالیایی بوده که دشواریها و ناهماهنگی های اول فصل را تاب آورده و به تیمشان فرصت انسجام یافتن و اوج گرفتن داده اند و امروز هم تنها بدلیل وطنی بودن کادرفنی و عدم اعتماد به مربیان داخلیست که لب به اعتراض گشوده اند درحالیکه برخلاف تصور نادرست آنها در دنیای پیشرفته تبادل اطلاعات که اخبار و تحلیل های پیشگامان جهان فوتبال را بیش از همیشه در دسترس قرار داده و حتی امکان مطالعه به روزترین و تخصصی ترین مقالات تاکتیک نویسان نامدار جهان را برای بسیاری از همین هواداران علاقه مند استقلال(یا دیگر تیم ها) میسر کرده دیگر نمیتوان به این سادگی توقع پذیرش داشت توجیهاتی را داشت که در تضاد با دانسته ها و مشاهدات آگاهانه و عینی خود از نمایش های تیم محبوبشان میباشد و نمیتوان از هوادار فوتبال فهمی که هیچ چشم انداز امیدوارکننده ای از تیم خود طی این فصل نداشته و ندارد انتظار خوشبینی و صبر داشت ؛ آنهم هواداری که طی این سالها همواره با تجربه تلخ از دست رفتن فرصت و امتیازات ابتدای فصل و اوجگیری دیرهنگام در نیمه پایانی فصل را داشته و در این فصل باتوجه به حفظ تقریبا تمام استخوانبندی فصل قبل(به استثنای علی کریمی) بخلاف فصول گذشته و خریدهای باکیفیت پس از مدت ها انتظار یک شروع امیدوار کننده را داشته و حالا نه تنها آنرا نیافته بلکه سوای موضوعات فنی هیچگونه تخصص یا شم مربیگری یا هرچیزی که بتوان بعنوان نقطه قوت به آن دل بست را هم در مجموعه کادرفنی مشاهده نکرده و بجای آن تا دلتان بخواهد شو و نمایش های نخ نمای تعصبی و واکنش های پرخاشگرانه ناشی از عجز و ناتوانی کادرفنی را مشاهده کرده که حتی درموردی نادر و البته مشمئز کننده به ادبیاتی در تضاد با فرهنگ و هویت اصیل باشگاه منتهی شده و عجیب تر آنکه در همین مورد فاجعه بار پس از شکست در اهواز هم که جای هیچگونه دفاع و توجیهی حتی بین کوچه بازاری ها هم نداشته بازهم کادرفنی و در راس آن محمود فکری بعنوان مقصر بی چون و چرای آن اقدام به قبول مسئولیت و پذیرش خطا خود و عذرخواهی (ولو بصورت صوری و نمایشی) نکرده و همچنان با ادبیاتی طلبکارانه توپ را به زمین دیگران انداخته و خود را در قامت مربی که قربانی دسیسه ها شده قرار داده و از پذیرش حقیقت طفره رفته؛ حقیقتی انکارناپذیر که خبر از ناتوانی و کوچک بودن جهان بینی و دانش فنی کادر فنی داده و امیدی به اصلاح آن هم نیست چراکه همچنان از سوی محمود فکری و کادرش انکار شده و پذیرفته نشده تا به اصلاح و بازنگری برسد و کاش محمود فکری ها بجای فرافکنی و قایم شدن پشت شعار اجنبی پرستی و بی اعتمادی به مربیان داخلی اندکی وسیع تر نگاه کرده و به تفاوت های نحوه ی مدیریت مربیان موفق خارجی و نحوه برقراری ارتباط آنها با هواداران و رسانه ها توجه کرده و متوجه میشدند که در فوتبال امروز توجه به جزئیات است که تفاوت ها را ایجاد کرده و برای کسب این مهارت ها هم نه به انکار آنها با فرافکنی بلکه به پیگیری و ممارست دائمی نیاز است.



