طرفداری | وصف ناپذیر، تنها کلمه ای است که می توانیم برای برخی پدیده ها استفاده کنیم. ناصر حجازی یکی از آن پدیده های وصف ناپذیری است که وقتی می خواهیم راجع به او صحبت کنیم جملات و کلمات عاجر می شوند، حجازی از جنس همان مردانی بود که سکوت برابر ظلم و ناعدالتی ها در ادبیاتشان جا ندارد و با ریا و ادا غریبه هستند. برای ایرانی ها و به خصوص کسانی که با عکس ها و مصاحبه های ناصر خان بزرگ شده اند، حجازی تنها یک نام نیست، حجازی و حجازی بودن همان مکتبی است که خیلی ها فقط برای مطرح کردن خودشان، از آن صحبت می کنند و بویی از آن نبرده اند. حجازی همان کسی است که در شعار های هواداری استقلال هنوز هم که هنوز است به نامش قسم می خورند. از تیم ملی کنارش می گذارند، مانع پیوستنش به منچستر یونایتد می شوند، بی دلیل محرومش می کنند، نه تنها از دروازه تیم ملی دورش می کنند بلکه حتی به دلایلی که فرسنگ ها از منطق فوتبالی فاصله دارد نیمکت تیم ملی را که برازنده اش است به او نمی دهند شاید به قول خودش "چون خوشتیپ است به او تیم نمی دادند! " و هزاران اتفاق عجیب غریب دیگر برایش رقم زدند اما ناصر حجازی تا آخرین لحظات زندگی اش کم نیاورد...

به مناسبت سالروز درگذشت ناصر خان حجازی هدیه ای ویژه برای هواداران این اسطوره همیشه جاویدان داریم، در این مطلب به بررسی عکس های کمتر دیده شده از ناصر حجازی می پردازیم:

ناصر حجازی کنار آتیلا و آتوسا، وقتی بعد از ماه ها دوری از وطن از بنگلادش به تهران برگشته بود.
ناصر حجازی یک مدل جذاب برای رسانه های دهه 50 ایران بود، عکس های تکی ناصر در مجله های ورزشی و عکس های او با همسرش در رسانه های جوان پسند و خانوادگی منتشر می شد

 

روز تولد آتیلا؛ ناصر که حالا بابا شده از اردوی تیم ملی به بیمارستان می رود.
یک تصویر به یادماندنی از خانواده خوشبخت، ناصر حجازی، بهناز شفیعی و آتیلا در شیرین ترین سن کودکی اش....
آتیلا از همان دوران کودکی با توپ و زمین فوتبال سر و کار دارد. ناصر خان گاهی اوقات حجازی کوچک را با خود به تمرین می برد.
باورکردنی نیست اما حقیقت دارد؛ این عکس با پیراهن آستین کوتاه در دهه 60 برای ناصر حجازی دردسر ساز شد، عکاس به او می گوید کاپشن چرمش را روی تیشرت بپوشد تا مشکلی پیش نیاید، جواب حجازی واضح است: ادا در نمی آورم... روز های سخت حجازی بودن!
اوفارل علاقه ویژه ای به ناصر حجازی داشت آن زمان هر از گاهی ملی پوشان همراه خانواده های خود در اردوی تیم ملی حاضر می شدند تا صمیمیت میان بچه ها بیشتر شود.
روز های خوش جوانی روز های غرور پدر شدن و روز های شیرین ناصر حجازی بودن...
این خاصیت قهرمان ها است؛ با هیچکس شوخی ندارند حتی فرزندشان... تیم در آستانه سفر به جام جهانی آرژانتین است، خانواده ها به اردو می آیند. قرار می شود آتیلا پنالتی بزند تا عکس روی جلد مجله ها پنالتی پسر به پدر باشد اما قهرمان ها الکی گل نمی خورند حتی از پسرشان... آتیلا می گوید هر وقت با هم بازی می کردیم امکان نداشت عمدی به من ببازد می گفت باید خودت واقعی برنده شوی! آتیلا می گوید حالا که بزرگتر شده ام می دانم او گاهی عامدانه به من می باخت اما هیچ وقت در ظاهر خودش را بازنده نشان نمی داد. می خواست من واقعا برنده شدن را تجربه کنم و از آن لذت ببرم. در تصویر بهناز شفیعی کنار دروازه نشسته، دروازه ای از طلا...
بزرگان فوتبال در یک قاب، دو سلطان علی در وسط تصویر ( علی پروین بالا و علی جباری پایین) و دو بهترین در دو گوشه، ابراهیم آشتیانی بهترین مدافع راست تیم ملی و ناصر حجازی بهترین در دروازه و زندگی...
این جا بنگلادش است خانواده به دیدن ناصر می روند. حجازی دور از وطن کار می کند.
 حشمت خان... ناصر حجازی همیشه با این نام از حشمت مهاجرانی یاد می کرد. استاد و شاگرد در یک قاب...
تصویری از روز عروسی ناصر حجازی روزی که مرد فوتبال، مرد خانواده و زندگی شد...
پدربزرگ و نوه، ناصر و امیر ارسلان... امیرارسلان رمضانی پسر سعید و آتوسا نفس ناصر بود.
روزگار جوانی، روزگاری که همه برای ناصر سر و دست می شکستند، تیپ کمتر دیده شده ناصر حجازی با ریش...
یک نمای دیگر از روز دامادی اسطوره...
سر سفره عقد، امضایی که ناصر حجازی تا آخر عمر به آن پایبند ماند، خدایش بیامرزدش..