#مقاله ✅ شکست...  "در مقاومت مصالح، شکست مقاومتی مواد، به دو دسته کلّی تقسیم‌بندی می‌شوند: شکست استاتیکی، که حاصل است از بارگذاریِ نیروهاییِ بزرگتر از استحکامِ نهاییِ تعریف‌شده برای یک ماده. و شکست دینامیکی که در اثر قرارگیری مواد تحت تنش‌های تکراری یا نوسانی، اغلب تنش‌هایی کمتر از حد تسلیم ماده، به‌وجود می‌آید. به‌عبارتی، ماده به‌دلیل تناوب بارگذاری‌ها، به نقطه دوام خود رسیده و دچار خستگی و سپس شکست و تغییر شکل می‌شود..."

علم راهی است برای درست زندگی کردن؛ و از آنجایی که تمامی انسان‌ها در جوهره زیستن مشابه یکدیگرند، پس میتوان نتیجه گرفت که جملگی علوم، در نقطه صفر ماهیت انسان، در انطباق هم تعریف می‌پذیرند. به‌مانند مقاومت مصالح، در فوتبال نیز شکست مقاومتی تیمی که دفاع را در اولویت حمله می‌بیند، به دو دسته کلّی تقسیم‌بندی می‌شود: شکست استاتیکی، که با وارد کردن فشاری مهلک‌تر از کران قدرت دفاعی تیم مدافع، شکل می‌گیرد؛ و شکست دینامیکی، که طی آن، استمرار حملات تیم مالک توپ و موقعیت و جریان، حریف را گریبان‌گیر خستگی می‌کند تا با موقعیتی اغلب کم‌خطر و ساده، دروازه‌اش را بعد از طاقتی طولانی، بالاخره گشوده‌شده مشاهده کند...برای هفتمین دیدار پیاپی، ترکیب جدیدش را استفاده می‌کرد. سه پنج دو. ساویچ، لوئیز فیلیپه و ماریو هرموسو در دفاع؛ تریپیر و کاراسکو در جناحین. کوکه، هکتور هررا و یورنته در میانه زمین و زوج سوارز و فلیکس، در جلویی‌ترین ناحیه چینش. سیستم تغییر کرده بود؛ ولی ذهنیت خیر. اتلتیکوی سیمئونه، به‌مثابه جملگی هشت سال سابق، برای دفاع پا به میدان گذاشته بود. برای مقاومت در برابر نیروهای رقیب. برای ابتدا گل نخوردن، و سپس گلزنی در لحظه‌ای مشخص. زیدان برد میخواست. از همان لحظه‌ای که این بازی را فینالی دیگر خطاب کرد، واضح بود. زیدان برد میخواست و می‌دانست که شکست اتلتیکو، فقط به صورت استاتیکی ممکن خواهد بود. چرا که سپردن کنش‌ها به گذر زمان، به ضرر خود رئال تمام می‌شد. چون هر چه زمان بازی پیش می‌رفت، هم اتلتیکو با تسلطش بر دفاع و مسابقه افزایش می‌یافت و هم میانگین سنی بالای بازیکنان رئال به آنها اجازه تسلسل حمله، به کیفیت و زهرداری دقایق ابتدایی را نمیداد. رئال بازی را دیوانه‌وار شروع کرد. سراسر هجوم. مالکیت: هشتاد به بیست، در بیست دقیقه نخست. ضربه پشت ضربه و خیلی سریع، دویست و چهل ثانیه پس از شوت پای چپ دقیقه دهم بنزما که تنها به‌اندازه چهار بند انگشت، کم‌تر از حد تسلیم اتلتیکو بود، با ارسال کروس و ضربه سر کاسمیرو، از این حد عبور و میهمان را با شکست مواجه کرد. پایان. تیمی که برای خود استحکام نهایی تعریف کند، محال است که جز به‌کمک اتفاقات خارج از اصولی منطقی، موفق شود تا استواری از دست رفته خود را بازیابی کند. اتلتیکو دست‌خوش شکست شد و بی‌نقصی رئال هم به آنها فرصتی برای برگشت نداد تا در تقابلی کاملا یک‌طرفه، زیدان برنده یکی از مهم‌ترین دربی‌های مادرید چند سال اخیر شود. سیمئونه پس از این شکست گفت "اعتراف میکنم که اشتباه کردم..." اما جز اقدام برای مقاومت، به‌نظر اشتباه دیگری دیده نمی‌شود و بعید است که الچولو منظورش از این سخن، اشتباه بودن ایمانش باشد. به هیچ عنوان! اشتباهی در کار نبود. این شکست درست زمانی به حقیقت پیوست که زیدان دریافت که در نقطه صفر ماهیت انسان، با آلان آرنولد گریفیث هیچ تفاوتی ندارد...