مهاتما گاندی، رهبر آزادی خواه هند در ۱۰ مهر ۱۲۴۸ متولد شد. او رهبری کشور هندوستان را در رهایی از استعمار و سلطه انگلستان بر عهده داشت و توانست نزد مردم هند محبوب شود. گاندی جملات و سخنان گهرباری درباره موفقیت، زندگی و عشق دارد که توجه به آنها برای زندگی بشر بسیار مفید می باشد.

 ماهاتما گاندی پس از سفر به لندن که پایتخت کشوری امپریالیستی بود زندگی بسیار سختی داشت چراکه به مادرش قول داده بود از خوردن گوشت و الکل امتناع کند. او در این کشور به انجمن خام خواران پیوست و سپس به عضویت کمیته آن درآمد.

زندگی نامه ماهاتما گاندی

مهانداس کارامچاند گاندی در ۲ اکتبر ۱۸۶۹ (۱۰ مهر ۱۲۴۸) در خانواده‌ای متوسط در شهر پور بندر هند متولد شد. از زمانی که گاندی مسئولیت کنگره ملی هند را در سال ۱۹۱۸ به عهده گرفت و به عنوان نمادی ملی شناخته شد، مردم هند به او لقب ماهاتما به معنی روح بزرگ دادند. امروزه همگی او را به همین نام می‌شناسند. زادروز وی در هند با عنوان گاندی جایانتی نام برده می‌شود و در تقویم این کشور تعطیل ملی است. ماهاتما جز قشر پیشه‌وران بود. او در سن ۱۹ سالگی به همراه خانواده خود به انگلیس رفت و در رشته حقوق تحصیلات خود را ادامه داد. ماهاتما در روزنامه نگاری و وکالت نیز فعالیت داشته است. او رهبر سیاسی و معنوی هندی‌ها بود که ملت هند را برای رسیدن به آزادی از استعمار امپراتوری بریتانیا رهبری کرد. او در طی این سال‌ها برای استقلال هند مبارزات فراوانی کرد به طوری که مردمان این کشور به او لقب پدر ملت را دادند. گاندی فارغ‌التحصیل رشته حقوق از دانشگاه لندن می‌باشد. ماهاتما در هر هفته یک روز را روزه سکوت می‌گرفت و این را موجب آرامش درونی خود می‌دانست. او در این روزها با نوشتن بر روی کاغذ با دیگران ارتباط برقرار می‌کرد. این رهبر آزادی خواه در بازگشت به هند از پوشیدن لباس غربی امتناع کرد و لباسی را که از پارچه‌های هندی تولید شده و مورد قبول فقیرترین افراد در هند بود بر تن می‌کرد. وی برای نشان دادن ساده زیستی همواره یک دست لباس هوتی می‌پوشید.

کتاب‌های گاندی

نیایش

همه مردم برابرند

خدا آنگونه که من می‌فهمم

چرا ترس از مرگ و مویه بر آن؟

گاندی و امام حسین (ع)

گاندی درباره نهضت امام حسین (ع) می‌فرماید:

«من زندگی امام حسین (ع) آن شهید بزرگ اسلام را به دقت خوانده‌ام و توجه کافی به صفحات کربلا نموده‌ام و بر من روشن است که اگر هندوستان بخواهد یک کشور پیروز گردد، بایستی از سرمشق امام حسین (ع) پیروی کند.»

ترور گاندی

گاندی در ۹ بهمن (۳۰ ژانویه) ۱۳۲۶ توسط ناتورام قادسی با شلیک سه گلوله به قفسه سینه در سن ۷۹ سالگی کشته شد. او پیش از این بارها مورد سو قصد قرار گرفته بود. قاتل گاندی از افراطی‌های هندو بود که معتقد بود روابط گسترده با پاکستان به اقتدار هندوستان لطمه وارد کرده است.

محل دفن گاندی

محل دفن گاندی در دهلی است. معماری مدرن این مقبره در عین سادگی بیانگر خلاقیت طراح او نیز می‌باشد چرا که معمار مقبره گاندی به دو اصل ساده زیستی و صلح دوستی ماهاتما پایدار بوده است. در اطراف آن، شمع‌های کوچک متحرکی هستند که مقبره را بسیار زیبا کرده است.

سخنان و جملات گاندی

ابتدا شما را نادیده می‌گیرند، سپس به شما می‌خندند، بعد با شما مبارزه می‌کنند و در نهایت شما پیروز می‌شوید!

انسان محصول افکارش است و کسی می‌شود که به آن فکر می‌کند.

خوشبختی زمانی رخ می‌دهد که چیزی که فکر می‌کنید با چیزی که می‌گوئید و چیزی که انجام می‌دهید هماهنگ است.

زینت واقعی یک زن شخصیت و پاکی او است.

انسان ترسو قادر به ابراز عشق نیست، این کار حق افراد شجاع است.

خدمت کردن بدون فروتنی خودخواهی و خودبینی است.

بزرگ‌ترین توانایی ما به عنوان انسان تغییر دادن جهان نیست بلکه تغییر خودمان است.

هنگام انجام کارها یا آنها را با عشق انجام دهید یا هرگز انجام ندهید.

جایی که عشق وجود دارد زندگی نیز وجود دارد.

هر شب زمانی که می‌خوابم می‌میرم و صبح روز بعد هنگامی که بیدار می‌شوم دوباره متولد می‌شوم.

دو روز در سال است که ما نمی‌توانیم برایش کاری انجام دهیم: دیروز و فردا

طوری زندگی کنید انگار فردا خواهید مرد، یاد بگیرید چنان زندگی کنید که انگار همیشه زنده‌اید.

به گنجشک نگاه کنید؛ آنها نمی‌دانند در لحظه بعد چه کار خواهند کرد، به خود اجازه دهید به معنای واقعی کلمه در لحظه زندگی کنید.

از دست دادن شکیبایی، شکست خوردن در جنگ است.

همان تغییری باش که می‌خواهی در جهان ببینی.

گروه کوچکی از افراد مصمم و علاقه مند می‌توانند مسیر تاریخ را تغییر دهند.

اقدامات شما اولویت‌های شما را بیان می‌کند.

اگر می‌خواهیم به صلح واقعی در این دنیا برسیم، باید تحصیل کودکان را آغاز کنیم.

به سادگی زندگی کن تا دیگران به سادگی زندگی کنند.

شما خودتان را به اندازه هر کسی در کل جهان سزاوار عشق و محبت خود قرار دهید.

۱۰ اصل گاندی

خودتان را تغییر دهید

شما تحت کنترل هستید

ببخشید و رها کنید

بدون عمل به جایی نمی‌رسید

به این لحظه توجه کنید

همه انسانیم

پایداری

خوبی مردم را ببینید و به آنها کمک کنید

هماهنگ و قابل اعتماد باشید، خود واقعی‌تان باشید و تظاهر نکنید

رشد کنید و به تعالی برسید.

 

گاندی یک هندو بود و تمام عمر بر این آیین استوار ماند و بسیاری از اصول خویش را از هندو اقتباس نمود. به عنوان یک هندوی عامی معتقد بود همه ادیان برابرند و در برابر تلاش‌هایی که برای تغییر دین وی به عمل آمد مقاومت نشان داد؛ او شدیداً به خدا اعتقاد داشت و لذا به مطالعه تمام ادیان کوشش ورزید. در مورد هندوئیسم چنین می‌گوید:

«تا آنجا که به من مربوط می‌شود هندوئیسم روح مرا ارضا می‌کند و وجود مرا سیراب می‌نماید. هرگاه تردید و ناامیدی درمن قوت می‌گیرد و هیچ پرتو امیدی را در افق پیش روی خود مشاهده نمی‌کنم به باگاوادگیتا رجوع می‌کنم و سطری از آن را پیدا می‌کنم که به من آرامش دهد. بلافاصله لبخند بر لبانم نقش می‌بندد و اندوه وغم را به فراموشی می‌سپارم. زندگی من مملو از تراژدی بود واگر تعالیم این کتاب نبود شاید خیلی زود از پا می‌افتادم.»

گاندی معتقد بود که اساس و شالوده هر دین را حقیقت وعشق تشکیل می‌دهد (محبت، عدم خشونت یا همان ترکیب حکم طلایی) او هرگونه تعصب کور و گم بودن رفتارهای نادرست در هر دین و آیینی را زیرسوال می‌برد و به طرز خستگی ناپذیری در پی اصلاح اجتماعی برمی‌آمد. برخی از اظهار نظرهای وی در مورد ادیان مختلف به شرح زیر مطرح شده‌اند:

«لذا اگر می‌توانستم مسیحیت را بپذیرم و آن را بزرگ‌ترین و کامل‌ترین دین قبول کنم قطعاً هندوئیسم را آنطور که الان هستم قبول نمی‌داشتم. من اشکالات و نواقص هندو را می‌شناسم. اگر نجاست در هندو بوده قطعاً به گوشت خام مربوط می‌شده نه گوشت پخته. نمی‌توانم سرمنشا اختلاف ادیان را درک کنم معنی اینکه چنین چیزی در قالب وداس یا کلام خدا مطرح می‌شود چیست؟ اگر چیزی از جانب خداوند الهام شود پس چرا در مورد قرآن و انجیل باید تردید کرد؟ دوستان مسیحی من سعی کردند مرا به مسیحیت سوق دهند و همین‌طور دوستان مسلمان من. عبدالله شیت به شدت مرا به مطالعه اسلام ترغیب می‌کرد البته همیشه درمورد زیبایی دین اسلام حرفهایی برای گفتن داشت.»

«به محض اینکه از مسیر اخلاق منحرف شویم دیگر شخصیت دینی نخواهیم داشت. در دین چیزی وجود ندارد که از چارچوب اخلاق خارج باشد. مثلاً انسان نمی‌تواند دروغگو و بیرحم باشد و در عین حال مدعی شود خدا را دردرون خویش احساس می‌کند.»

او بعدها که با سؤال آیا یک هندو بودی مواجه شد جواب داد:

آری؛ من یک هندو هستم. همچنین یک مسیحی، یک مسلمان، یک بودایی و یک یهودی، نیز می‌باشم.

گاندی برخلاف خود آن‌ها که با یکدیگر درتضاد بودند دستورهای این ادیان را همسو و یکسان می‌دانست. البته درمباحث مطروحه دو تفاوت بارز فلسفی بین دوگروه بزرگ هندی در آن عصر را شرح داده‌است. در۱۵ ژانویه ۱۹۳۴ زلزله مهیبی بیهار را لرزانید و خسارات و تلفات سنگینی برجای گذاشت. گاندی این حادثه‌ها را نتیجه گناه افراد رده بالای هندو می‌دانست چرا که معتقد بود خوراکی‌های غیرمجاز نجس را به معابدشان برده‌اند. گاندی به ترویج پرهیز از نجاست گوشت کوشش زیادی داشت و افراد پای بند به این امساک را مردم کریشنا می‌نامید. اما تاگور با این موضع گاندی مخالف بود و می‌گفت زمین لرزه تنها منشأ طبیعی دارد و نه اخلاقی اما سوء رفتار در معابد هندو را نیز نفی می‌کرد.

شب خوش