چند سالی میشد که دربی تاریخی دلامادونینا دیگر آن جذابیت سابق را نداشت. دیگر خبری از ستارگان روزهای نه چندان دور فوتبال ایتالیا نبود و دربی میلان، تبدیل به رقابت دو تیم میان جدولی شده بود. اما به نظر می رسد صبر شهر میلان تمام شده، هر دو تیم پایتخت نشین بسیج شده اند تا سرانجام بانوی پیر را از تاج و تخت به زیر بکشند. جدال اینتر و میلان در دو فصل اخیر با تبدیل شدن این دو تیم به مدعی استکودتو وارد فاز جدیدی شده، و بی شک نوک خط آتش این دو تیم جذاب ترین نقطه مقایسه این دو تیم است. اما به راستی چه کسی پادشاه شهر میلان است؟ آیا پادشاه به شهر بازگشته یا پادشاه جدیدی ظهور کرده است؟ یک طرف میدان زلاتان بزرگ قرار دارد، و چه کسی می تواند زلاتان را بهتر از خود زلاتان توصیف کند؟ "آن قدر بی نقص هستم که کاری جز خندیدن از دستم بر نمی آید." فقط باید زلاتان باشید تا همزمان، مغرور ترین و محبوب ترین باشید. زلاتان، این مارکوپولوی شجاع دنیای فوتبال، به جستجوی چالش تیم های بزرگ را درنوردیده و در اکثر تیم هایش، محبوب و درخشان ظاهر شده.

آن سوی میدان، غول چراغ جادو قرار دارد. لوکاکوی بلژیکی تا به این جا بزرگترین هدیه آنتونیو کونته به تیم اینتر میلان بوده و علی رغم اشتباهاتی که داشته، همچنان محبوب هواداران آبی پوش پایتخت است. کمی از که فضای افسانه سرایی فاصله بگیریم، در بعد فنی هم به شباهت های این دو پی می بریم. با دو مهاجم نوک با فیزیک بدنی و قدرت سر زنی بالا، شوت های سهمگین و چهارچوب شناس رو به رو هستیم. با وجود تمام شباهت ها، تفاوت هایی نیز وجود دارد. شاید بتوان گفت بزرگ ترین نقطه ضعف لوکاکو، هوش پایین او در جای گیری ها باشد. لوکاکو به عنوان تک مهاجم در سیستم ۴۲۳۱ مورینیو در منچستر، نتوانست آن طور که انتظار می رفت بدرخشد و در تیم سولسشر هم به یک نیمکت نشین تبدیل شد تا سرانجام راه جدایی از الدترافورد در پیش گیرد. اما در سیستم ۳۵۲ کونته، او به مهره غیر قابل جانشینی افعی ها تبدیل شده. چاره کونته برای ضعف لوکاکو در جای گیری ها، قرار گیری در سیستم دو مهاجمه است. استفاده از دو مهاجم، کار مدافعین مرکزی را برای یارگیری مهاجم حریف دشوار تر می کند و اینگونه است که لوکاکو می تواند از تمام پتانسیل خود استفاده کند.

در نقطه مقابل، ایبرا تاکنون در هر سیستم و ترکیبی که فکرش را بکنید به میدان رفته و البته که در جای گیری به وضوح برتر از غول بلژیکی عمل می کند. شاید تنها نقطه ضعف زلاتان به عنوان یک مهاجم نوک، سرعت پایین او باشد که با توجه به شرایط فیزیکی و البته سن او، قابل قبول است. حالا بد نیست آمار این دو را دوران حضور در شهر میلان به یکدیگر مقایسه کنیم:




تاثیری که این دو در تاریخ فوتبال گذاشته اند قابل مقایسه نیست. بی شک در حال حاضر زلاتان نامی بزرگتر از لوکاکو است. اما سوال اصلی، مقایسه بین فرم فعلی این دو بازیکن است. زلاتان ۳۹ ساله یا لوکاکوی ۲۷ ساله، کدام یک را ترجیح می دهید؟



