بخشی از یادداشت رسول بهروش:

 

استقلالی‌ها امروز باید از خودشان بپرسند چطور کارشان به اینجا کشیده که در تمنای جلوگیری از پیشرفت رقیب سنتی، هفته‌ای سه تیم عوض می‌کنند؛ یک روز طرفدار السد هستند، روز دیگر پاختاکور را حمایت می‌کنند و بعد حامی النصر می‌شوند؟ چرا امروز باید با کاشیما عقد اخوت ببندند و فردا پناهنده لوگوی اولسان شوند؟ اینطور که پرسپولیس پیش می‌رود، دو سال دیگر استقلال با همه تیم‌های شرق و غرب آسیا فامیل شده، اما آیا اینها برای آبی‌پوشان پرافتخار پایتخت «دستاورد» محسوب می‌شود؟

 

استقلال در این سال‌ها با همه توانش درجا زده و فقط این و آن را متهم کرده است. هر سه امتیازی که پرسپولیس گرفت، سه هزار فحش و فضیحت نصیب وزیر و وکیل شد؛ نتیجه این رویکرد فرافکنانه هم همین است که امروز سرخپوشان دومین فینال آسیایی ظرف سه سال اخیر را تجربه می‌کنند، استقلالی‌ها اما دنبال معادل کره‌ای اولسان هیوندای در گوگل ترنسلیت می‌گردند. دو سال پیش یکی از چیزهایی که به پرسپولیس خسته در مسیر ادامه افتخارآفرینی اشتهای مضاعف داد، پروژه «پرچم ژاپن» بود. این دشمنی‌های علنی و تحریک‌کننده، هزار برابر مفیدتر از دوستی‌های مزورانه و آمیخته به تظاهر است. فنونی‌زاده ریاکاری که در قاب پر از دروغ تلویزیون برای پرسپولیس آرزوی موفقیت می‌کند به کار نمی‌آید؛ فنونی‌زاده‌ای که لوگوی استقلال و اولسان را دست به دست می‌دهد، بنزین به آتش انگیزه سرخ‌ها می‌ریزد. سوال اساسی اما همچنان پابرجاست؛ استقلال کجاست و کی از خویشاوندی خودخوانده با رقبای پرسپولیس، حریف یکی از همین تیم‌ها در فینال می‌شود؟