1- یک بار ال کلاسیکو بود خواھر بزرگم ھم تلویزیون رو می خواست با مشت زدم تو صورتش از چشاش خون اومد آخر ھم بازی رو از گوشی دیدم
2-وقتی 10 سالم بود دختر داییم رو از پلھ ھا پرت کردم اونم شانس داشت نمرد
3- آنچنان مذھبی نیستم ولی در حد روزھ گرفتن و نماز خوندن تو رمضان ھستم
4- یک بار از ایران بھ ھلند رفتم
5-حداقل روزی 5 ساعت تو سایت ھستم
6- اونایی کھ بشون بک نمیدم دوستشون ندارم
از اینجا بھ بعد مثبت 15
7- یک بار تو مدرسه پورن پخش کردم
8-یک بار پسر خالم چاقو خورد ولی نمرد
9-یک بار حواسم نبود باز ھم دختر داییم رو کاملا لخت دیدم تو 14 سالگی
10- رابطم دختر داییم خیلی خوبه حتی احتمال دارھ نامزد بشیم


