یادش بخیر سال ۹۵ بود که با بچه های بسیجی و خونگرم مسجد محلمون رفتیم اردوی تفریحی سیاحتی زیارتی و بازدید از مناطق دوران جنگ

دو تا اتوبوس واسمون اورده بودن و تقسیم به ۲ گروه شدیم

بچه های گروه عمار و بچه های گروه شهید باکری

خلاصه راه افتادیم و اولیش مقصدمون فکه بود و دهلاویه و هویزه و...

یه حاج آقایی بامون بود کار درست مشتی لوتی هرچی از خوبیاش بگم کم گفتم خیلی هم بامون شوخی میکرد

رفته بودیم واسه وضو گرفتن و نماز خوندن

خلاصه وضومونو گرفتیم و اومدیم بیرون

هممون دستامونو با شلوارمون خشک میکردیم

حاج آقا یا تیکه ریز و یه شوخی کرد همه قش کردیم از خنده???

حاج اقا گفت شما دست تون رو با حوله خشک می کنید؟ پس این شلوار برای چی پاتونه؟????