با دوچرخم داشتم تو پارک محلمون میچرخیدم
دو تا دختر داشتن پیاده روی میکردن
منم رفتم سمتشون که مخ زنی کنم
همزمان صفور شهرداری هم داشت درختا رو آب میداد
به دخترا گفتم بفرمائید در خدمت باشیم
شما کجا اینجا کجا؟
دخترا محلم ندادن و رفتن صفور شهرداری بهم گفت
اخه تو چی داری که به اینا کنایه میزنی نکنه میخواستی سوار دوچرخشون کنی؟
همون لحظه بود که احساس کردم خیلی بدبختم



