#آنالیز  ✅ از مهلت تغییر ده بازی عبور کرده! با چهار سه سه دفاعی‌شده شروع شد. اوبامیانگ و په‌په، چسبیده به دو مدافع چپ و راست؛ ژاکا و سبایوس، بغل‌دست موافق دو مدافع میانی؛ و اوزیل و لاکازت، روی خط نیمه، و گاها عقب‌کشیده تا خط یک‌سوم دفاعی: پونزده مسابقه، هشت برد، دو باخت و پنج تساوی. هدف ثبات دفاعی بود؛ وَ واقع هم شد: دوازده گل خورده و هفت کلین‌شیت؛ ولی فاصله زیاد ترکیب، از دروازه رقیبان، بی‌برنامگی برای ضد حملات به‌دلیل یک‌بعدی بودن این نگرش، کافی نبودن توان دفاعی عناصر خط دفاع، [در مجموع، ماحصل میانگین کمتر از دو گل زده (۱/۵۳) در هر بازی، و فرصت مناسب تعطیلی سه‌ماهه فوتبال از بابت کرونا، آرتتا رو مجبور و روانه کشف ایده‌ای تازه و بهتر از ایده اول کرد: سه چهار سه. تنها سیستم تابلوی مستطیلی که رقم اول و آخرش باهم برابره؛ و تنها سیستم کاغذ آنالیز که هم در راستای محور افقی، وَ هم در راستای محور عمودی، متقارن تا میشه. سه و چهار و سه. سه و چهار: هفت نفر حاضر در کارهای دفاعی؛ وَ سه و چهار: هفت نفر حاضر در کارهای هجومی. متعادلِ متعادل. تقسیم مساوی توجه بین دفاع و حمله. ایده‌ای برای افزایش قدرت تهاجمی، در عین حفظ و پابرجا موندن قدرت تدافعی ایده اول، وَ یا حتی بهبود بخشیدن اون. متوسط ۱/۶۱ گل به ثمر رسونده در تعداد دیدارهایی بیشتر، وَ بازیهایی مرتّبَا دشوارتر از بازه نخست. شونزده گل دریافت‌کرده و هفت دفعه بسته نگه‌داشتن دروازه، وَ پنج شکست، یک برابری نتیجه و پونزده برد، حاوی شش غلبه بر تاپ‌سیکس که دوتای اونها به قهرمانی در جام حذفی و سوپرکاپ انگلیس ختم شد. اما خب زور سه چهار سه همینه. نمیشه تسلط تیمی رو به یک‌اندازه به حمله و دفاع اختصاص داد و انتظار نتیجه ایده‌آل داشت. نتایج بد نبود؛ ولی عالی هم نه. آرسنال حریف آسونی به‌حساب نمیومد؛ ولی سخت هم نه. ترازوی آرتتا به هر طریقی که بود و با هر دستاوردی به‌دست میومد، در حال حرکت بود، تا شب شکست سه‌گله تو امارات، به استون‌ویلا. پایان کار ایده دوم: مرگ سه چهار سه. آرتتا در مصاحبه بعد از شکست چهار یک به سیتی تو یک‌چهارم اِف‌اِی‌کاپ و آخرین بازی پیش از دربی امشب قرمز و آبی لندن گفت: «باید فورا این وضع را تغییر دهیم. این باخت نقطه مهمی است برای آینده‌مان...» تما از مهلت تغییر ده بازی عبور کرده. پی بردن به تغییر نه حالا، که بایستی در هشت نوامبر، در پایان باخت مفتضحانه به تیم لایق دین اسمیت صورت می‌گرفت. حتی نه در انتها، که اون لحظه‌ای که پا عوض کردن‌های تمسخرآمیز بارکلی، نُه مدافع و دروازه‌بان آرسنال رو تحقیر می‌کرد. آرسنال از اون شب، وارد بازه سوم گذارش با آرتتا شد؛ ولی اونها ده بازیه که خبری از ایده سوم توشون به گوش نمیرسه. آرسنال ده بازیه که جز تو تقابل‌های راحت مرحله گروهی لیگ اروپا، هیچ بردی رو صاحب نشده و ده بازیه که سیستم به‌اصطلاح موفق در دفاعش، از ثبت کلین‌شیت عاجز بوده. هفت بازی لیگ برتری و اِف‌اِی‌کاپ، دو تساوی، پنج شکست، فقط چهار توپِ از خط رقیب رد شده، و دوازده توپ از خط خودش فراتر رفته. آرتتا باید ایده سوم حضورش تو آرسنال رو روو کنه. ایده‌ای که حتی ذره‌ای هم از احتیاط دو تا ایده اوا، ولو با وجود کمبودها، توش دیده نشه. ایده‌ای با ذهنیت کاملا متضاد با اون دو ابتکار. ایده‌ای که نشون‌دهنده خود واقعی خودش باشه؛ نه تدبیری به دور از شهامت و جسارت برای سازش و هم‌دمایی با شرایط سرد موجود...