در سخت ترین لحظات، زمانی که برای زنده ماندن تلاش می کنید، امید آخرین چیزی است که می میرد. تا امید زنده است، جنگیدن برای بقا ادامه دارد...
امید واژه ای آشنا برای قرمز های لندن، سال هاست که از دوران با شکوه توپچی ها خبری نیست و هر سال، امیدی به ظاهر پایان ناپذیر برای درخشش در سال بعد. چندین سال است که آبی های لندنی، مدعی اصلی جام ها هستند. اما هیچ وقت اوضاع به بدی حالا نبوده است. چند هفته قبل بود که روی کین در اظهار نظر جالبی گفته بود:"من هنوز فکر می کنم که کیفیت آرسنال برای بقا کافی خواهد بود. از نظر من آن ها آنقدر قدرتمند هستند که بتوانند در لیگ برتر انگلیس بمانند!" این جمله در آن زمان تحقیرآمیز به نظر می رسید، اما هر چه گذشت، حتی ایمان داشتن به همین جمله هم سخت و سخت تر می شد. پرسشی بزرگ در ذهن هواداران، آیا آرسنال برای ماندن در لیگ برتر به اندازه کافی قدرتمند است؟ بازی هنوز آغاز نشده، آیا لمپارد، حکم اخراج آرتتا را امضا خواهد کرد؟ آیا آرسنالی باقی مانده که به آرتتا امیدوار باشد؟ کدام یک بهتر است؟ تحقیر مقابل رقیب منفور آبی پوش و اخراج آرتتا، یا پیروزی و سرمستی، حداقل برای یک شب دیگر؟ در آغاز بازی بنری جلب توجه می کند:"هیچ کس برای آرسنال بهتر از آرتتا نخواهد بود." شوخی بود یا جدی؟ آغاز بازی، خطای پشت محوطه، و در دقیقه ۱۱ تیرک دروازه لنو به لرزه در می آید، شروع حملات شیر های لندنی؟ نه! هر چه بیشتر می گذرد، آرسنال آرتتا بازی را در دست می گیرد، چرا؟ بازیکنان آبی پوش دوندگی و پرسینگ را فراموش کرده اند! این فوتبال است، هیچ بازی را دست کم نگیرید. نیمی از زمان نیمه اول می گذرد، یه کاتبک از کنار محوطه، اسمیت رو و دروازه، و ضربه ای که نواخته نشد، آیا می توان از این بازی سربلند بیرون آمد؟ کم کم آرسنالی ها به خودباوری می رسند. کمی بعد، نوبت تیرنی است، ریس جیمز را جا می گذارد، به سوی محوطه جریمه، و خطای ریس جیمز، نقطه پنالتی! لاکازت با خونسردی آرسنال را پیش انداخت و شادی معنادار او، به آرتتا نگاه کرد و عرق از پیشانی اش پاک کرد. این آرسنال همانی است که می خواهیم، ما عقب نمی کشیم. خطای پشت محوطه، و ژاکا که در نقش قهرمان ظاهر می شود! همه چیز بیش از حد خوب به نظر می رسد. نیمه اول تمام شد، و سوالات تاکتیکی. آقای لمپارد، پولیشیچ در سمت راست؟ او را با ذره بین پیدا کنید. ورنر را بیرون بکش، ما یک وینگر تخصصی می خواهیم. سوت نیمه دوم، جورجینیو به جای کواچیچ! چرا؟ ما یک وینگر راست می خواهیم، شاید هم دو تا! اودوی یک وینگر است، اما کانته؟ شما قضاوت کنید. وقتی می گوییم آرتتا اتوبوس چیدن را بلد است منظورمان این بازی است، دفاع فشرده و ضد حمله های مرگبار! شما می توانید چپ و راست روی دروازه توپ بریزید، اما باید کمی هم خوش شانس باشید! ساکا، سانتر برای... گل! ستاره بازی مزد بازی خوبش را گرفت، پوکرفیس مندی را فراموش نکنید. نیمه دوم نیمه مربیان است، و جواب لمپارد، کای هاورتز! و کارگردان تلویزیونی هم حسرت به دل ورود ژیرو به زمین می ماند. ارسال از چپ و راست، اما نه، شب شب آبراهام و تیاگو سیلوا نیست. به پایان بازی نزدیک می شویم، نفوذ اودوی، ارسال برای آبراهام و بالاخره گل! کورسوی امید، کامبک در راه است؟ دقیقه ۹۰، و پنالتی! آرسنال در شرف از هم پاشیدن، اما حالا نوبت ظهور منجی است، برند لنو، نشان می دهد که چرا این قدر دوستش دارند. مهم نیست که او انتخاب سوم برای دروازه تیم ملی آلمان است، او برای توپچی ها خود منجی است. سوت را بزن آقای داور، و تمام، آرسنالی ها در پوست خود نمی گنجند، چه اهمیتی دارد که چه کسی سرمربی آرسنال باشد، ما پیروزی را خواستیم، آنها نه!


