اولش فکر نمیکردم روزی بخواهم درباره ی تیمی ایتالیایی مقاله بنویسم.هیچ وقت اطلاعاتم درباره ی تیم های ایتالیایی فوق العاده نبود.ولی نمیشود به بعضی چیزها بی تفاوت بود.نمی شود نسبت به میلان بی تفاوت بود.کمی سخت است ببینی که باشگاهی به بزرگی میلان مقصد بازیکنانی است که باشگاه هایشان ان ها را میخواستند.
شاید بهتر باشد به سیاست های باشگاه انتقاد کرد.میلان در دوره افت قرار دارد.چیزی که برای هر باشگاهی اتفاق می افتد.حتی باشگاهی به بزرگی میلان.مهم نحوه ی برخورد با بحران است.میلان نیازمند یک بازسازی است.یک نسل با انگیزه که میلان را برسانند به همان جایی که باید باشد.به همان جایی که خاطرات کودکی خیلی ها در ان نقش بسته.برای پی بردن به بزرگی میلان لازم نیست خیلی بزرگسال باشید.درک ان قدرت نیازمند یک بینش کارشناسانه نبود.به هر حال میلان جز معدود باشگاه هایی است که یک رتبه خیلی بد در میانه های جدول میگیرد ولی هر بازیکنی که به این باشگاه می آید به عنوان یک جمله روتین و عادی پوشیدن لباس این تیم را افتخار میداند.به سادگی میتوان فهمید با چه باشگاهی طرف هستید
برای اوج گرفتن چنین تیمی به چه چیزی نیاز دارید؟مسلما انگیزه.ایا میتوانید این مولفه را در "منز" یا "تورس" یا "الکس" پیدا کنید؟
پاسخ مثبت نیست.بازیکنان جدید میلان را اگر بخواهیم در چند جمله وصف کنیم باید بگوییم آن ها بازیکنانی هستند که دوره اوج خود را گذرانده اند و اماده پایان دادن به فوتبال خود هستند و برای بازی در میلان نمیتوانند خیلی با انگیزه باشند.الکس در چلسی و پاریس اس جی دوران اوج خود را گذارنده و حالا در سال های افت خود برای حضور در سطحی "پایین تر" راهی میلان شده.برای چند دقیقه بزرگی میلان را در نظر نگیرید.بازیکنانی مانند تورس و الکس و لوپز حضور در میلان را به منزله ی پایین امدن سطح فوتبال می دانند.باشگاه در این جا مطرح نیست.ان ها سال پیش در باشگاه های تراز اروپایی حضور داشتند و حالا میلان در لیگ قهرمانان حضور ندارد.این مساله بازیکنان را در حالت عادی از نظر انگیزه پایین می آورد.ذهنیت این بازیکنان برای رشد دادن میلان مناسب نیست.سطح بازی به کنار آن ها انگیزه لازم را ندارند.این که به دنبال لیست فروش تیم ها باشی نتیجه ای جز این ندارد.بالوتلی روبینهو هیچوقت نتوانستند به درک درستی از اهداف میلان برسند چون آمدن به میلان از نظر آن ها پایین امدن سطح فوتبال است.
به این نمودار ها نگاه کنید که ببینید این بازیکنان در کدام مرحله از فوتبالشان باید ناجی میلان باشند
http://www.transfermarkt.com/jeremy-menez/marktwertverlauf/spieler/16993
http://www.transfermarkt.com/pablo-armero/marktwertverlauf/spieler/73786
http://www.transfermarkt.com/alex/marktwertverlauf/spieler/15420
http://www.transfermarkt.com/fernando-torres/marktwertverlauf/spieler/7767
در این بین راه حل مسلما خرج های کلان نیست.اوضاع مالی تیم های ایتالیایی بر کسی پوشیده نیست.کسی در حال حاضر از آن ها نمیخواهد پول های زیاد خرج کنند.بله ما میدانیم میلان 30 میلیون داد تا نستا را داشته باشد 37 میلیون داد تا اینزاگی را از یوونتوس بگیرد 23 میلیون برای شوچنکو داد
ولی این را هم میدانیم که که میلان برای کاکا 8 میلیون داد تا او را از سائو پائولو بیاورد و برای دیدا تنها 5 میلیون.آن زمان ان ها نام بزرگی نبودند.ولی کوه انگیزه بودند و همه دیدند که به کجا رسیدند.بدون شک اعتماد به بازیکنان کم نام و نشان ولی پر انگیزه بسیار بهتر از میدان دادن به نام های تمام شده است.شاید خیلی ها نمیدانستند که پیر امریک اوبامیانگ ستاره دورتموند روزی در باشگاه میلان بود.همان جا بازیکن شد و تنها در ازای 1.8 میلیون به سنت اتین رفت و فکرش را بکنید اگر به او میدان میدانند تا در میلان بماند...وضعیت از فصل پیش که نمیتوانست بدتر باشد.چرا به گذشته برویم؟از یوونتوس بپرسید نظرشان درباره ی پوگبا چیست؟پوگبا نام بزرگی نبود.ولی کوه انگیزه بود.از اینتر بپرسید که چقدر حسرت کوتینیهو را میخورند.بازیکنی که رایگان در اختیارشان بود بازیکنی سراسر انگیزه
فشار روی میلان کم شده.میشد با یک نسل جدید و جوان میلان را دوباره از نو ساخت
سال ها بعد...شبی که میلان توانسته قهرمان اروپا شود.چیزی که برای میلان هیچوقت دور از دسترس نیست.هواداران جوان روی سکو ها که کودکیشان با سال های کابوس وار میلان نقش بسته بود نام ها را مرور میکنند.آن ها به تیمی که نستا مالدینی شوچنکو و ... را داشت فکر نمیکنند.آن ها به تیمی فکر میکنند که جامی نگرفت.ولی کاری که کرد کم از جام نبود.تیمی که میلان را به اوج رساند.نسلی جوان با مربی جوان به نام اینزاگی.بازیکنانی که فلسفه باشگاه را از ابتدای بازی کردنشان فهمیدند.میدانستند میلانی بودن به چه معناست.آن ها تشنه بودند و حریص.همین حرص آن هارا به جلو میبرد و میلان را بالا و بالاتر.به جایگاهی که دلتنگ دیدن میلان بود.آن هوادار اسم آن بازیکنان را در ذهنش یکی پس از دیگری مرور میکرد و آن نام ها نمیتوانست الکس یا تورس باشد...
حنان سعادت
...................................
اون دوستانی که میگن من چرا تو کامنتام یک چیز میگم تو مقاله هام یه چیز دیگه در جریان باشن که بنده احساسی کامنت میذارم منطقی مقاله مینویسم.
دوستانی که بنده رو قابل میدونن و مقاله هام رو میخوان جایی بذارن اسم بنده رو هم بنویسن و به من هم بگن.دوست دارم ببینم.خیلی ممنون