مریوان ؛ مرکز شهرستان مریوان یکی از شهرستان‌های مرزی با عراق به‌شمار می‌رود که در ۱۲۵ کیلومتری غرب شهرستان سنندج، مرکز استان کردستان قرار دارد. در مریوان، زبان کردی به عنوان زبان مادری و زبان فارسی به عنوان زبان آموزش و مکاتبات رسمی‌، توسط اهالی شهرستان مورد استفاده قرار می‌گیرد.

در حال حاضر براساس سرشماری عمومی نفوس و مسکن سال ۱۳۹۵ خورشیدی: جمعیت کل شهرستان به ۱۹۵٬۲۶۳ نفر، جمعیت نقاط شهری ۱۵۱٬۱۸۸ نفر و جمعیت نقاط روستایی ۴۴٬۰۷۴ نفر می‌باشد؛ که سومین شهرستان پرجمعیت استان کردستان به‌شمار می‌رود. از جمعیت ۱۹۵٬۲۶۳ نفری کل شهرستان مریوان تعداد ۹۹٬۹۵۶ نفر را مردان و تعداد ۹۵٬۳۰۷ نفر را زنان تشکیل می‌دهند.

شهر امروزی مریوان در حدود یک سده پیشینهٔ تاریخی دارد. این شهر مرزی در همسایگی دولت عثمانی قرار داشت و به دستور ناصرالدین شاه قاجار در سال ۱۲۸۱ خورشیدی در ۲ هزار قدمی دریاچهٔ زریبار از نو قلعهٔ نظامی بسیار مستحکمی ساخته شد. یک سال بعد به امر فرهاد میرزا معتمدالدوله عموی ناصرالدین شاه بر وسعت آن افزوده شد که جریان بنای آن را در کتیبه‌ای که به دیوار مسجد دارالاحسان (مسجد جامع سنندج) نصب کرده، شرح داده‌است. در داخل شهر به دستور حاج معتمدالدوله یک باب قنات، حمام و آب انبار احداث شد. بعد از حاج فرهاد معتمدالدوله، حاج محمدعلی خان ظفرالملک قلعه را وسعت داد و در داخل آبادی شاه‌آباد چندین باب منزل، یک کاروانسرا و قناتی دیگر احداث کرد. بعدها کلیهٔ این تأسیسات در اثر شورش و هرج و مرج عشایر کرد منطقه، ویران شد. در اوایل حکومت پهلوی، حاکم وقت در روستای موسک دژی بنا نهاد که به دژ شاهپور مبدل گشت و امروزه از آن به عنوان پادگان استفاده می‌شود و فاصلهٔ چندانی هم با شهر ندارد. در سال ۱۳۳۶ با تأسیس شهرداری، دژ شاهپور رسماً به مریوان تغییر نام داد.

مریوان با کوه و دشت‌های سرسبزی که پیرامونش را گرفته‌اند، مانند انگشتری است که دریاچهٔ زریبار - به عنوان بزرگ‌ترین چشمه آب شیرین دنیا که در حال نابودی به خاطر رشد بیش‌از حد نی‌زارهاست، بازهم نقش نگین فیروزه‌اش را بازی می‌کند. گنبد آبی پیر شالیار در اورامان هم چنین است و از دور چشم‌ها را می‌رباید. سفری به مریوان و اورامانات انسان را غرق رنگ می‌کند. مریوان به دلیل شرایط طبیعی و آب‌وهوایی، فرهنگ مردم و موقعیت جغرافیایی، از مناطق مورد علاقهٔ گردشگران است. رودخانه‌های فرعی و اصلی متعددی در این منطقه وجود دارد که در جذابیت و شکل‌گیری طبیعت منطقه نقش مهمی دارند. رودخانه‌های فرعی شهرستان مریوان نهایتاً با ملحق شدن به همدیگر رودخانهٔ سیروان را تشکیل می‌دهند.

منطقهٔ مریوان دارای ویژگی‌های اقلیمی «معتدلهٔ میانی» است؛ اما با در نظر گرفتن کوه‌ها و ارتفاعات و دره‌های ژرف و عمیقی که در تمامی نقاط منطقه گسترش یافته‌اند و هم‌چنین وجود جنگل‌ها و پوشش گیاهی مناسب در شمال و جنوب، وجود منابع رطوبتی «رودخانه‌ها و دریاچهٔ زریبار» موجب شده‌است که در این منطقه شاهد تنوعی از اقلیم‌های مختلف باشیم. به نحوی که از «سنندج به سمت مریوان از سروآباد به بعد» منطقه دارای آب‌وهوایی مرطوب و مدیترانه‌ای است و نواحی شمالی و جنوبی مریوان دارای آب‌وهوای کوهستانی است. مریوان با بارندگی سالانه مابین ۹۰۰ – ۵۰۰ میلی‌متر، یکی از پرباران‌ترین مناطق ایران به‌شمار می‌رود.

مریوان به دلیل قرار گرفتن در کنار دریاچهٔ زریبار، اورامان و طبیعت زیبای منطقه و هم‌چنین ترانزیت کالا گسترش زیادی داشته‌است. این شهر و بعضی از آبادی‌های اطرافش در جنگ ایران و عراق توسط هواپیماهای عراق بمباران شیمیایی شد. در سال ۱۳۸۱ بخش سروآباد مریوان بر اساس مصوبهٔ هیئت دولت به شهرستان ارتقاء و از مریوان منتزع شد و هم‌چنین در خرداد ماه سال ۱۳۸۸ شهرک کانی دینار و هجرت پس از تجمیع با روستای هجرت و بر اساس مصوبه هیئت وزیران دولت به شهر تبدیل شد.

در بررسی متون تاریخی می‌توان دریافت که شهرستان مریوان یکی از مناطق مهم کردها به‌شمار می‌رفته‌است که همیشه گریبان‌گیر فراز و نشیب و ویرانی و آوارگی مردم بوده‌است، این دلایل یا به خاطر درگیری‌های متعدد مربوط به بابان و خان‌نشینان محلی و مردم بوده‌است یا به خاطر مسائل سیاسی و اجتماعی، تاخت و تازها و لشکرکشی‌های متعدد امپراتوری‌ها بوده‌است. محوطه‌های باستانی و تاریخی حومهٔ شهرستان مریوان مانند تپه‌های ساوجی، کولان، مِرّگ، بیساران و دو تپه شرقی و غربی حاکی از استقرار انسان‌ها از دوران نوسنگی و ادامهٔ آن در عصر پس از هزارهٔ چهارم پیش از میلاد است و نشانهٔ دیرینگی زیست انسان در این منطقه هستند و به عنوان سنگ بنای شهرنشینی در این منطقه به‌شمار می‌روند.

شهرستان مریوان از آن جا که بر سر راه تیسفون به تخت سلیمان (آتشکدهٔ آذرگشنسب) قرار داشته، در عهد اشکانیان و ساسانیان مورد توجه بوده‌است. در رسالهٔ پهلوی شهرهای ایران تصریح شده‌است که بهرام گور در کنار دریاچهٔ بهرام آوند یا زریبار شهری ساخت و در منابع آشوری آمده‌است که سارگون اول پادشاه آشور پس از تسلط بر این منطقه، در حدود ۱۸۰۰ سال پیش از میلاد به جای شهر قدیمی هار هار در جنوب دریاچهٔ زریبار، شهری به نام دورآشور یا کارشاروکین را می‌سازد. در منابع اسلامی از مریوان به عنوان دژان - دزان نام برده‌اند. در گذشته هنگام صدور قباله‌ها و ذکر محل تولد در موقع صدور شناسنامه از کلمه‌های دژ شاهپور، مهروان و قلعهٔ شاه‌آباد یاد می‌کند و آن را یکی از پایتخت‌های کردستان می‌نامد.

دشت مریوان و کوه‌های سر به فلک کشیده اش چه در دوران آشوری‌ها و ساتراپ نشینی مادها، چه در دوران حکومت بابان و اردلان‌ها، چه در زمان حاکم‌گری عشایر قبیله‌ای و چه در عصر مشرق زمین همیشه جایگاه پروراندن قهرمانان و جنگاوران شجاع و دلیر محلی بوده‌است. لشکر کشی مقدونی‌ها و حملهٔ اعراب، جنگ‌های بین ایران و عثمانی، درگیر شدن حکومت بابان و اردلان‌ها، هجوم و شورش حمله قبایل عشیره‌ای و در این اواخر هم جنگ تحمیلی ایران و عراق در رشته کوه‌های این منطقه، بسیاری از اوقات این منطقه را تحت تأثیر عوامل مؤثر در زمان خود کرده‌است.

وجود قلاع متعدد و مستحکم نشان دهندهٔ این موضوع است که شهرستان مریوان یکی از مناطق مهم ادوار کردنشینی بوده‌است، یکی از این قلعه‌ها که بعدها به قلعهٔ مریوان معروف گشت، قلعهٔ هلوخان است که بر اساس اطلاعات تاریخی در قرن ۸ (هـ. ش) در زمان حکمرانی اردلان‌ها در دوران صفوی بر روی کوهی با نام کوه امام به ارتفاع ۱۶۰۰ متر که مشرف و مسلط به دشت و شهر فعلی مریوان در جنوب شرقی شهر می‌باشد بنیاد نهاده شد و به مدت ۳ قرن مقر اصلی حکومت‌های محلی بابان و اردلان‌ها بوده‌است و بازگوکنندهٔ بخشی از تاریخ و معماری دوران صفویه است. قلعهٔ مریوان یکی از آثار دیرین این سرزمین کهن می‌باشد که بسیاری از آثار تاریخی – فرهنگی و هنری مردم این مرز و بوم در آن ثبت شده‌است و در بسیاری از کتاب‌های تاریخی محلی به آن اشاره شده‌است.

بعدها در کنار قلعهٔ مریوانبر روی کوه امام که مرکز حکومتی خاندان‌های حکومتی کردستان بوده‌است، به دستورامیر حمزه بابان مسجدی با آجرهای قرمز رنگ ساختند که در زبان کردی به مزگه‌وته سوره (مسجد سرخ) مشهور است. نام کوه امام از نام شیخ احمد ابن الا نبار النعیمی گرفته شده‌است که در قرن ۸ (هـ. ش) از طرف امیر حمزه بابان به پیشوا و امام جمعه و جماعت مسجد سرخ منسوب شده‌است.

سیدعبدالصمد تواری در کتاب نورالنوار خود دربارهٔ قلعهٔ امام می‌گوید: «امیر حمزه بابان در آن زمان شورشی را به پا کرد و توانست شهرهای دیار بکر عراق و حلب سوریه را تصرف کند و به همین خاطر سران ترک و عرب با هم یکی شده و با سپاهی بزرگ و قدرتمند روانه به سوی میدان جنگ با امیر حمزه شدند که نتیجه‌ای را از این جنگ نگرفتند و مغلوب امیر حمزه شدند، تا این که پس از مدتی با مکر و نیرنگ توانستند حمدون بیگ سرلشکر امیر حمزه را با مقداری پول فریب دهند که این امر موجب شد خود و سپاهش را از دست بدهد، امیر حمزه که تنها می‌ماند ناچار می‌شود که همراه با اندکی از فرماندهان خود از معرکه فرار کند و در منطقهٔ مریوان بر روی کوه سه قلعه که اکنون به آن کوه امام می‌گویند مستقر شود. امیر حمزه پس از مستقر شدن در این کوه، سپاه و لشکری بزرگ و نیرومند را دوباره بازسازی می‌کند، همین‌طور بر روی این کوه و قله‌هایش چندین قلعه را بنا می‌کند و شورا و دژی محکم و مستحکم را تشکیل می‌دهد. در میان قلعه‌ها مسجدی را بنا می‌کند و شیخ احمد ابن الا نبار النعیمی را به عنوان پیشوا و امام جمعه و جماعت آن منسوب می‌کند و هم چنین دانشمند بزرگ و پایه بلند سید ابراهیم ملقب به کا بله را به استاد و مدرس آئین‌های بومی محلی مسجد منسوب می‌کند که کا بله در سال ۷۸۰ (هـ. ش) چشم از جهان فرو می‌بندد. امیر حمزه پس از ۲ سال با لشکری جدید و نیرومند دوباره لشکر کشی‌های خود را از سر می‌گیرد و تا منطقهٔ باغ و بگ را زیر سلطه خویش درمی‌آورد، اما در آن جا توسط افراد خائن که در اطراف او هستند جامی را که به سم آلوده کرده بودند از بین می‌برند.»

ماموستا ملا عبدالکریم مدرس در صفحهٔ ۴۹۶ کتاب بنه مالهٔ زانیاران خود دربارهٔ امیر حمزه بابان و اقوامش می‌گوید: "حکومت این بابان قبل از حکومت و فرمان روایی بابان قلعهٔ چهارم در قرن ۶ (هـ. ش) به بعد نامشان در تاریخ ثبت شده‌است. در حکومت این بابان می‌توان اشاره به فرمان روایی بابانی چون امیر عبدالکریم بابان، امیر احمد خان، امیر عبدالله و امیر حمزه بابان بر این منطقه کرد. قلعهٔ مریوان برای باری دیگر در دوران سرخاب بیگ اردلان پسر مأمون بیگ یکم بازسازی و مرمت شد و دوباره به مرکز حکومت و خلافت تبدیل شد. "

آیت الله مردوخ در کتاب تاریخ کرد و کردستان خود دربارهٔ سرخاب بیگ اردلان می‌گوید: "سرخاب بیگ اردلان در سال ۹۰۲ (هـ. ش) « «معاصر با شاه اسماعیل یکم»» مناطق تحت نفوذ مأمون بیگ دوم که برادر زادهٔ خویش بوده‌است را تصرف کرد و در منطقهٔ مریوان بر سر کوهی بلند قلعه‌ای مستحکم و قوی ای را برای مواقع ضروری و لزوم بنا می‌کند که هم اکنون آثاری از این قلعه تاکنون در این کوه پا برجاست. "

هم چنین ماموستا امین زک بیگ در کتاب تاریخ کرد و کردستان خود اشاره به حوادثی می‌کند که مرتبت با سرخاب بیگ و قلعه اش می‌باشد: "اوکاس میرزا (القاس میرزا) بردار شاه تهماسب صفوی که برای مدتی از ترس حکومت شاه ایران در حال فرار بود، در سال ۹۰۵ (هـ. ش) از ترس گرفتار شدن توسط سپاه ایران به قلعهٔ مریوان روی آورد که سرخاب بیگ والی و حاکم وقت مریوان به او پناه داد. مدتی بعد لشکر قزلباش قلعهٔ مریوان را دور تا دور محاصره می‌کند و سرخاب بیگ بعد از مدتی طولانی گفتگو با فرماندهان قزل باش از آن‌ها اطمینان حاصل کرد که جانش در امان باشد، سپس سرخاب بیگ؛ اوکاس میرزا را به دست لشکر قزل باش می‌سپارد و مردم و منطقه اش را از جنگ با قزل باش‌ها نجات می‌دهد. "

میرزا شکرالله سنندجی کاتب و مورخ خاندان اردلان‌ها در کتاب حدیقهٔ ناصری خود می‌نویسد: "سرخاب بیگ، دارای ۱۱ فرزند پسر بوده‌است که در طول والی گری خود در دروان حکومت، پسر سوم خود یعنی علی بیگ اردلان که به سلطان علی اردلان مشهور شده بود را به عنوان جانشین خود انتخاب کرد و به دلیل زیرکی و باهوشی سلطان علی که واقعاً مردی شجاع و دلیر هم بود، پدرش سرخاب بیگ او را به عنوان بزرگ قبیله و باب آیندهٔاردلان‌ها معرفی نمود. "

مورخ دیگر کرد با نام ملا اسماعیل پسر ملا حسین که کتابی با نام تاریخ اردلان‌ها دارد در مورد سلطان علی می‌نویسد: "سلطان علی پس از فوت پدرش به مدت ۳ سال با جنگ و دلاوری و پیروزی‌ها حکومت اردلان را محفوظ نگه می‌دارد، اما روزگار امانش نداد و در دوران جوانی دار فانی را وداع گفت. "

ماموستا امین زک بیگ کتاب تاریخ کرد و کردستان خود دربارهٔ سلطان علی می‌نویسد: "سلطان علی دو پسر شیر خوار با نام‌های تیمور خان و هلو خان از خود بر جای گذاشت. "

میرزا شکرالله سنندجی در ادامه بحث‌های خود می‌نویسد: "بعد از مرگ سلطان علی، آخرین پسر سرخاب بیگ اردلان با نام بساط بیگ که بردار یازدهم سلطان علی نیز به‌شمار می‌رود، حکومت و فرمان روایی اردلان‌ها را به دست می‌گیرد که این فرمان روایی به مدت ۱۰ سال می‌انجامد. تیمور خان و هلو خان زمانی که بزرگ می‌شوند به عضویت سپاه عمویشان بساط بیگ در می‌آیند و او را در شورش‌ها و نبردهایش همراهی می‌کنند تا این که پس از چند سال حکومت را از دست بساط بیگ می‌گیرند و تیمور خان حاکم اردلان‌ها می‌شود. تیمور خان با سپاهی قدرتمند و بزرگ شورش‌هایی را به سمت کرمانشاه، سنقر، دینور و زرین کمر شروع می‌کند که بنابه روایاتی منطقهٔ گروس را نیز تصرف کرده‌است، اما تیمور خان در حالی که شورشی برای گرفتن آخرین برج قلعهٔ زرین کمر را انجام می‌داده‌است، گلوله‌ای سنگی به او اثابت می‌کند و کشته می‌شود. هلو خان هم پس از فتح قلعه؛ جسد برادرش را به قلعهٔ مریوان می‌آورد و او را در میان قبرستان این قلعه به خاک می‌سپارد و پس از مدتی فرمان روایی حکومت را عهده‌دار می‌شود. "

ملا اسماعیل پسر ملا حسین در کتاب تاریخ اردلان‌ها ی خود در مورد هلو خان اردلان می‌نویسد: "هلو خان اردلان -معاصر با شاه عباس یکم- مردی کاردان، باهوش، شجاع و دلیر بوده‌است که حکومت و میهن خویش را چه بسا بسیار آباد کرده‌است و در تمام کتاب‌های تاریخی محلی از رشادت‌های این خان اردلانی سخن‌های بسیاری گفته شده‌است. هلو خان به غیر از مرمت و بازسازی قلعهٔ مریوان؛ سه قلعهٔ دیگر را با نام‌های قلعهٔ حسن آباد، قلعهٔ پالنگان و قلعهٔ ظَلَم را نیز مرمت و بازسازی کرده‌است. هلو خان گنجینه‌ای بسیار از طلا و جواهرات داشت و در عین حال نیز بسیار بخشنده، مهربان و رئوف بود و آرامش و صلح و صفا را بر منطقهٔ تحت سلطه خویش تحمیل کرده بود. شجاع و دلیر بود؛ هرگز به غیر از خداوند از کسی نمی‌ترسید، نه از حکومت شاه ایران‌هراسی داشت و نه به دولت‌های ترک و عرب حمله و یورش می‌کرد و در عین حال دولت‌های ترک و عرب از او هراس داشتند. حسین خان سلیوزری یا حسین خان دوم والی لرستان که از سال ۹۸۹ هجری خورشیدی به دستور شاه عباس اول به حوزهٔ متصرفات هلوخان اردلان لشکر کشید و در چند نوبت شکست خورد، موجب شد تا این که شاه عباس خود به جهت شکست هلوخان به اسفند آباد یا علیشکر راهی شود، و در روستای سیهم قروه اتراق کند. شاه عباس در مصاف با هلوخان اردلان از مشاورهٔ علی بیگ یا آلی بالی بیگ زنگنه که از کردهای نزدیک شاه بود؛ بهره مند شد، علی بیگ شاه عباس را به عدم درگیری و از در دوستی وارد شدن با والی اردلان تشویق نمود. بدین ترتیب شاه عباس صفوی به اندازه‌ای به هلو خان نزدیک شد که پیشنهاد داد پسرش خان احمد خان را به اصفهان، پایتخت ایران بفرستد که با موافقت هلو خان انجام شد. بعد از مدتی که خان احمد خان در اصفهان اقامت داشت، شاه عباس صفوی خواهر خود با نام کلاه زر خاتون را به همسری او درآورد و خان احمد خان همه کارهٔ شاه شد. پس از مدتی شاه عباس؛ خان احمد خان را تحت فشار گذاشت که به کردستان حمله کند و والی‌گری کردستان که تحت نظر پدرش هلو خان بود را از چنگ او درآورد و پدرش را دستگیر و خودش والی کردستان شود که پس از مدتی خان احمد خان هم این پیشنهاد را پذیرفت. بالاخره خان احمد خان در سال ۹۷۹ (هـ. ش) با لشکری بزرگ که از حکومت به او داده شده بود به سوی حکومت اردلان‌ها پیش رفت، ابتدا توانست مناطق بسیاری که تحت نفوذ پدرش بودند را تصرف کند و سپس به قلعهٔ حسن آباد که هلو خان چند سالی بود در آن جا اقامت داشتند و مرکز حکومتش بود حمله کند، اما خان احمد خان هر چه تلاش کرد نتوانست قلعه را تصرف کند تا این که همسر هلو خان یعنی مادر خان احمد خان همراه با ملا یعقوب دوست و یار و یاور نزدیک هلو خان به او خیانت کردند و مخفیانه دروازه‌های قلعه را گشودند و سپس خان احمد خان همراه با لشکرش به داخل قلعه یورش برد و توانستند هلو خان را دستگیر کنند، سپس خان احمد خان پدرش را دست بسته روانی اصفهان کرد که پس از چندنی زندانی شدن در اصفهان کشته شد. بعد از حوادث‌های انجام شده؛ خان احمد خان حکومت اردلان‌ها و منطقهٔ شهر زور (به کردی: شاره‌زوور) را به دست گرفت. سرانجام آن که شاه عباس صفوی بدون جنگ موفق به انقیاد والی شد و بر همین اساس شاه صفوی به پاداش خدمت علی بیگ زنگنه بیش از ۱۵ روستا از شمار املاک خاصه شاهی کرمانشاهان را به جهت اسکان، عمران و کشت و زرع مردم کرد مهاجر زنگنه (از موصل و سلیمانیه و … به داخل فلات ایران حسب سال‌های ۹۸۲ تا ۹۹۰ هجری خورشیدی) به تیول آن‌ها درآورد. بخش اعظم آن روستاها درعداد املاک موقوفهٔ دولتی چهار دانگ شهر کرمانشاه به حساب می‌آیند. "

آرامش و صلح و صفا در این منطقه که توسط بابان محلی کرد منطقه را فرا گرفته بود سبب شد که مردمی بسیار در اطراف این قلعه مستقر شوند و برای همیشه اطراف این کوه و قلعه‌هایش جایگاهی برای زیستن و زندگی کردن مردم شد. این قلعه تا سال ۱۰۲۳ (هـ. ش) آباد بوده‌است که از آن زمان به بعد توسط سلیمان خان پسر میر علم الدین والی اردلان « «بنیانگذار شهر سنندج در ۱۰۱۵ هجری خورشیدی»»؛ که از نزدیکان شاه صفوی بود همراه با دیگر قلعه روستاهای حسن‌آباد، پالنگان و ظَلَم به کلی ویران و تخریب شدند و مردم این قلعه‌ها را نیز مجبور به کوچ کردند.

میرزا شکرالله سنندجی در کتاب حدیقه ناصری خود می‌نویسد: "در سال ۱۲۸۱ (هـ. ش) در زمان حکومت قاجاریه به امر ناصرالدین شاه در ۲ هزار قدمی دریاچهٔ زریبار از نو قلعهٔ نظامی بسیار مستحکمی ساخته شد. یک سال بعد به امر فرهاد میرزا معتمدالدوله عموی ناصرالدین شاه بر وسعت آن افزوده شد. این قلعهٔ نظامی به نام قلعهٔ شاه آباد موسوم گردید. در کنار قلعهٔ نظامی و به دستور فرهاد میرزا قصبه‌ای احداث گردید و چند خانوار از طوایف و سادات به آن جا کوچ کردند که برای آسایش و بهداشت مردم و نظامیان مستقر در قلعه؛ دستور داد یک باب حمام و یک باب مسجد در کنار همدیگر بنا نمایند. برای تأمین آب آشامیدنی مردم، حمام و مسجد و قلعهٔ نظامی از دره‌ای که در شمال شهر فعلی مریوان و قریهٔ دارسیران «یکی از روستاهای قدیمی مریوان که از دوران زندیه آباد بوده و هم‌اکنون یکی از محلات شهر مریوان می‌باشد» و در دامنهٔ کوه فیلقوس قرار دارد چند رشته قنات ایجاد کردند. درهٔ نام‌برده از همان تاریخ تاکنون به درهٔ فرهاد مشهور است. "

تا قبل از احداث قلعهٔ شاه آباد، به استثنای قریهٔ دارسیران تقریباً محل فعلی شهر مریوان خالی از سکنه و پوشیده از درختان جنگلی بوده‌است. با روی کار آمدن سلسلهٔ پهلوی نام قلعهٔ شاه آباد به دژ شاهپور مبدل گشت. این منطقه همواره از اهمیت استراتژیک ویژه برخوردار بوده‌است. هم جواری با کشور عراق، ترددها، تحرکات نیروهای نظامی دو کشور، حاصلخیزی، وفور آب و محصولات کشاورزی و نیز وجود دریاچهٔ آب شیرین باعث توجه حکمرانان و سلاطین شده‌است. در سال ۱۳۳۴ خورشیدی برای اولین بار در شهر مریوان با اعتبارات دولتی دبستان و دبیرستان احداث گردید. ۲ سال بعد در سال ۱۳۳۶ خورشیدی با تأسیس شهرداری، نام دژ شاهپور به مریوان مبدل گشت و در سال ۱۳۳۸ خورشیدی نیز ۲ حلقه چاه آب حفر و سال بعد موتورهای پمپاژ آب نصب گردید و در سال ۱۳۴۰ خورشیدی اولین موتور برق در مریوان به کار افتاد. مریوان در دههٔ ۱۳۳۰ خورشیدی دهی کوچک با ۴ خیابان خاکی و تعدادی مغازه بود. تنها جادهٔ مواصلاتی جاده قدیمی و خاکی گاران بود که تقریباً با توسعه این جاده و امکان تردد خودروهای مسافرکشی و باری و خروج و ورود کالا بود که مریوان مورد توجه قرار گرفت. پس از انقلاب ایران در سال ۱۳۵۷ خورشیدی و تا تیر ماه سال ۱۳۵۸ خورشیدی مریوان تحت حاکمیت نیروهای حزب دمکرات کردستان ایران و حزب کومله بود.

دربارهٔ وجه تسمیه مریوان گمان‌های زیر گفته شده‌است:

در زمان آشوریان این منطقه را دور آشور یا کارشاروکین گفته‌اند، چرا که سارگن پادشاه آشور پس از تسلط بر این منطقه، در حدود ۱۵۰۰ سال پیش از میلاد به جای شهر قدیمی هار هار این شهر را می‌سازد را می‌سازد که به مرور زمان به مریوان تغییر نام پیدا کرده‌است.

در منابع اسلامی از این منطقه به عنوان دژان یا دزان نام برده‌اند، چرا که دارای دژ و قلعه‌های مستحکمی بوده‌است و به مرور زمان به مریوان تغییر نام پیدا کرده‌است.

در گذشته هنگام صدور قباله‌ها و ذکر محل تولد در موقع صدور شناسنامه از دو کلمهٔ قلعه شاه آباد و دژ شاهپور استفاده شده‌است.

در متون قدیمی مریوان را مهروان متشکل از دو واژه مهر و وان به معنی جایگاه مهر نوشته‌اند و به مرور زمان به مریوان تغییر نام پیدا کرده‌است.

طبق شواهد این منطقه را مرویان خوانده‌اند، چرا که این منطقه دارای محصولات جنگلی مانند مازوج، کتیرا و گز درختی بوده و عدای برای تجارت این قبیل محصولات به این منطقه آمده که گویا اهل مرو بوده‌اند و در همین محل ساکن شده‌اند که به مرور زمان به مریوان تغییر نام پیدا کرده‌است.

هم چنین بر اساس گفته‌ها این منطقه را مراویان به معنی جای مرغابی گفته‌اند، چرا که نیز گفته‌اند چون دریاچه زریبار باتلاقی بوده و در نتیجه انواع مرغان آبی مهاجر در فصول مختلف به منطقه کوچ کرده‌اند و در زبان کردی به مرغابی مراوی گفته می‌شود که به مرور زمان به مریوان تغییر نام پیدا کرده‌است.

آمده‌است که این منطقه را مروانیان نام نهاده‌اند، چرا که عده‌ای از مراوانیان پس از شکست و انقراض حکومت اموی در بغداد گریخته و در این محل ساکن شدند و به مرور زمان به مریوان تغییر نام پیدا کرده‌است.

بعضی دیگر این منطقه را به مروان به حاکم عرب منسوب می‌دانند که به مرور زمان به مریوان تغییر نام پیدا کرده‌است.

مریوان یا مهریان نام خود را از واژه مهریان در زمان ساسانها دریافت می‌کند - مهریان کسی بود که زمین‌های کشاورزی را از دربار شاهی اجاره می‌گرفت. عموماً خاندان سلطنتی یا مردان ازات و گه ورا (گبرا به آرامی) و در مقابل میزانی اجاره می‌داد. اجاره بها در متون پهلوی تحاک و احتمالاً در زبان آرامی گراگ نامیده می‌شد - میزان اجاره بها با واحد پول رایج که استیر بود پرداخت می‌شد هر استیر معادل ۴ درخام ساسانی بود - معمولاً بردگان چون پول نقد نداشته‌اند در مقابل شتیر (بز ۱ ساله) تحویل می‌دادند -احتمالاً هر دیهات یا داهات باید ۵۰ شتیر یا استیر تحویل می‌داد - مهریوان دستگرد خود را به چندین داهات یا دیهات تقسیم می‌کرد که در ان عموماً بردگان به کشاورزی مشغول می‌شدند و مال اجاره می‌دادند. مهریوان معمولاً در قلعهٔ با نظامی‌ها می‌زیست - اسم سنه دژ نیز باید در این کانتکس ساسانی و شیوه اجاره زمین تفسیر شود - سنه به سنه شیوه اجارهٔ بلند سال به سال بود که خود به خود تمدید می‌گشت - و هر ساله باید میزان مشخصی مالیات به دربار ساسانی پرداخت می‌کرد - در نظر داشته باشید اودانی با دیهات فرق دارد - اودانی شامل تمام وسایل تولید از جمله اب - جوگه اب - که عموماً این جوگه‌ها هه واس نامیده می‌شدند و اژیروان یا ژیژوان (مأمور اب) والبته بردگان می‌شد - اجاره گیرنده صاحب همه چیز می‌شد. تعداد ژیژوان‌ها در مناطق مریوان از انگشتان دست بیشتر است.

مریوان در ۱۲۵ کیلومتری غرب سنندج قرار دارد. شهر مریوان دارای طول جغرافیایی شرقی حداکثر بین ۴۵ دقیقه و ۴۶ درجه و حداقل بین ۵۸ دقیقه و ۴۵ درجه و عرض شمالی حداکثر ۴۸ دقیقه و ۳۵ درجه و حداقل بین ۱۹ دقیقه و ۳۵ درجه نصف‌النهار گرینویچ قرار دارد که در ارتفاع ۱۳۲۰ متری از سطح دریای آزاد قرار دارد. مریوان از شمال به سقز، از شمال شرقی به دیواندره، از شرق به سنندج، از جنوب شرقی به سروآباد و از شمال غربی به دره شلیر و از غرب کشور هم به شهر پنجوین شهرستان سلیمانیه کشور عراق با ۱۰۰ کیلومتر مرز مشترک منتهی می‌شود.

به ۴ شهر، ۳ بخش، ۶ دهستان و ۱۷۶ آبادی، با ۱۵۱ آبادی دارای سکنه و ۲۵ آبادی خالی از سکنه تقسیم‌بندی شده‌است. شهرستان مریوان تا قبل از سال ۱۳۳۷ تحت عنوان «بخشداری مریوان» از بخش‌های تابعه شهرستان سنندج بود. در آن زمان «کلاترزان، سروآباد و سرشیو» جزو حوزهٔ مریوان محسوب می‌شد. با انتزاع کلاترزان و سروآباد، هم‌اکنون شهرستان مریوان دارای سه بخش «مرکزی، سرشیو و خاومیرآباد» است.

بخش مرکزی شهرستان به مرکزیت شهر مریوان دارای ۳ دهستان و ۷۴ آبادی، با ۶۶ آبادی دارای سکنه و ۸ آبادی خالی از سکنه می‌باشد. دهستان‌های این بخش عبارتند از: «دهستان سرکُل به مرکزیت شهر کانی‌دینار، دهستان کوماسی به مرکزیت روستای پیرخضران و دهستان زریبار به مرکزیت روستای نی» مساحت این بخش حدود ۹۴۱ کیلومترمربع و جمعیت آن تقریباً ۱۲۲٬۰۶۳ نفر می‌باشد.

بخش «سرشیو» به مرکزیت شهر «چناره» دارای ۲ دهستان و ۶۲ آبادی، با ۵۳ آبادی دارای سکنه و ۹ آبادی خالی از سکنه می‌باشد. دهستان‌های این بخش عبارتند از: «سرشیو به مرکزیت شهر چناره و دهستان گلچیدر به مرکزیت روستای جانوره» مساحت این بخش حدود ۱۰۴۷ کیلومترمربع و جمعیت آن تقریباً ۳۰٬۸۹۹ نفر می‌باشد. بخش «خاومیرآباد» هم به مرکزیت روستای «برده‌رشه» دارای ۱ دهستان به اسم «خاوومیرآباد» و تعداد ۴۰ آبادی، با ۳۲ آبادی دارای سکنه و ۸ آبادی خالی از سکنه می‌باشد. مساحت این بخش حدود ۳۳۸ کیلومترمربع و جمعیت آن تقریباً ۱۵٬۸۱۲ نفر می‌باشد.

بخش عمده ناهمواری‌های شهرستان مریوان را رشته کوه‌های زاگرس تشکیل می‌دهند که پیدایش این ناهمواری‌ها در نتیجهٔ حرکات کوه زایی اواخر دوره ترشیاری می‌باشد. در اواخر این دوره ناهمواری‌ها به صورت قطعی تثبیت شده‌است و سپس در طول دورهٔ کواترنر تحت تأثیر عامل فرسایش به صورت ناهمواری‌های کنونی درآمده‌است. قسمت اعظم ناهمواری‌ها را در مریوان کوه‌ها تشکیل می‌دهند که جنس آن‌ها عمدتاً از آهکی و رسوبی است. چین خوردگی رشته کوه‌های زاگرس از مریوان شروع شده و در جنوب شرقی (شمال تنگه هرمز) پایان می‌یابد.

در منطقه مریوان صرف نظر از «دشت مریوان، دریاچه زریبار، دره‌های رود تازه مریوان، رودخانه قزلجه، دره اسراوا و دره رود شیان» بقیه نقاط را کوهستان‌های مرتفع با دره‌های تنگ و عمیق دربر گرفته‌است. «رود شیان» از آبادی «سیاناو» به سمت جنوب شرقی تا محل برخورد به رودهای «مریوان و گاران» و از جنوب شرق به شمال شرق «دره رود زاب» با برخورد به رودخانه گاران در محل «دواب» دو منطقه با ناهمواری‌های مختلف از هم متمایز و جدا می‌کنند. در شمال، ناهمواری‌های ملایم و کم ارتفاع با دره‌های باز و کم عمق در تمام جهات دیده می‌شوند. در این ناحیه تمام مناطق کوهستانی پوشیده از جنگل‌های تنگ است. وجود رودخانه‌های متعدد، دشت‌های نسبتاً وسیع، دریاچه زریوار از مشخصات جغرافیایی شمال مریوان است. در جنوب شرقی و جنوب شمالی به استثنای «کوه کره میانه» در شمال «نگل» حداکثر ارتفاع نسبی از شمال دریاچه زریبار ۱۰۰۰ متر و در جنوب آن ۸۵۰ متر است. پست‌ترین نقطه شمال در محل برخورد رودخانه‌های «گاران رزاو» ۱۱۰۰ متر و بلندترین نقطه آن در «قله برده رشه» از کوه «پشت شهیدان» است که بلندی آن به ۲۴۹۱ متر می‌رسد. در بخش جنوبی منطقه، کوهستان سنگی و مرتفع با دره‌های عمیق و تنگ مشخص‌کننده ناهمواری‌های این منطقه است. «رشته کوه شاهو» رشته کوه‌های شمالی آن به نام‌های «حه شه دول» و «کوهسالان» اصلی‌ترین ناهمواری‌های منطقه جنوبی را به وجود آورده‌اند. جهت این کوه‌ها از شمال غربی به جنوب شرقی است. در این ناحیه اختلاف بین قله‌های بلند و عمق دره‌ها بسیار زیاد است، حداکثر ارتفاع مطلق، در کوه شاهو به ۱۹۸۵ متر و حداقل ارتفاع در محل برخورد و تلاقی رودهای «دواب» و «ژاورود» به کمتر از ۹۰۰ متر می‌رسد. در این بخش «رودخانه سیروان» از کنار کوه شاهو می‌گذرد که بند تنگ و عمیقی را به وجود آورده‌است. در منطقه مریوان کلاً ۴ تیپ عمده و ۸ ناحیه اراضی تشخیص داده شده‌است که اراضی متقارن از نوع کوهستانی یا دشت می‌باشد. کوه‌های این منطقه غالباً دو نوع می‌باشند، اول کوه‌های مرتفع سنگی با انتهای تیز متشکل از سنگ‌های آهکی که بایر و فاقد پوشش خاک و گیاه می‌باشد و اول کوه‌های جنگلی نسبتاً مرتفع با برآمدگی سنگی متشکل از سنگ‌های آهکی که بیشتر ارتفاعات مریوان از شمال تا جنوب از این نوع می‌باشند.

مشهورترین کوه‌های مریوان عبارتند از:

رشته کوه چهل چشمه:چهل چشمه وسیع‌ترین توده کوهستانی و مهم‌ترین کانون آبگیر استان کردستان می‌باشد که بلندی آن به ۳۱۳۷ متر می‌رسد که خط الرأس آن حوضه‌های آبریز «دریاچه ارومیه، دریای خزر و خلیج فارس» را از هم جدا می‌کند. این کوه در ۳۳ کیلومتری شمال شرقی مریوان قرار گرفته‌است. مجموعهٔ کوه‌های چهل چشمه شامل حدود ۲۰ قلهٔ دیگر می‌باشد از جمله شاه نشین در چهل چشمه، دالاش، دوبرار، کوه سلطان اخزه تو، کوه باینچوب، کوه افراسیاب، کوه کانی میران، کوه مسجد میرزا، کوه باشورتی و کوه کل کوژ با ارتفاعات گوناگون را در بر می‌گیرد. خود قلهٔ چهل چشمه دارای یال‌های متعددی می‌باشد، ازجمله: کل با، یا یال مله که وه، یال کانی زلیخا یا قولی زلیخا، یال گاوه لال، یال برده قبله، یال شاه نشین، یال کال کالی، یال دلو، یال ئه ستیره ره ش (ستاره سیاه). این منطقه از برف‌گیرترین و سردسیرترین مناطق کردستان به حساب می‌آید و در تمام طول سال از برف پوشیده شده‌است.

رشته کوه هزار میرگه:این کوه یکی از شاخه‌های «چهل چشمه» است که در شمال و شمال شرقی مریوان قرار گرفته‌است و بلندی آن به ۲۷۰۷ متر می‌رسد. دامنه شمالی این کوه با شیب تندی به «دره شلیر» در کشور عراق و بخش جنوبی آن به «سروآباد» می‌رسد. از رشته کوه‌های دیگر این کوه را می‌توان به «سلطان احمد: ۲۶۵۲ متر، پیرالیاس: ۲۹۵۵ متر، کره میانه با بلندی ۲۹۵۰ متر و کوه کاانی چرمه با بلندی ۲۸۴۰ متر» اشاره نمود.

از دیگر کوه‌های مهم در شهرستان مریوان می‌توان به قلهٔ میراجی نزدیک روستای نی، کوه قله‌برد نزدیک روستای چور اشاره کرد. مریوان از موقعیت ممتازی برخوردار است. این دشت، حدود ۱۱۰۰۰ هکتار مساحت دارد و اطراف آن را کوه‌های پوشیده از بلوط دربر گرفته‌است.

نیمهٔ جنوبی دشت مریوان از مخروط افکنه‌ای بزرگ و کوچک تشکیل شده‌است که با توجه به حاصل خیزی آن، ۲۲۰۰ هکتار از زمین‌های این دشت تحت پوشش شبکه آبیاری و زه کشی قرار گرفته‌است. زه کش اصلی این طرح «چم زریبار» است که در میانهٔ دشت جریان دارد. محصولات عمدهٔ کشاورزی دشت مریوان عبارتند از: گندم، حبوبات، توتون و صیفی جات.

دشت بیلو در ۱۵ کیلومتری شهر مریوان قرار دارد. این دشت با پوشش گیاهی مناسب و چشمه‌های آب و هم چنین جنگل‌های اطراف آن پذیرایی تعداد زیادی از اهالی شهر و روستاهای اطراف می‌باشد. مردم در دامن طبیعت زیبا و سرسبز دشت به ویژه در طول روز و ایام تعطیلات ساعت‌ها وقت خود را به تفرج در آن جا سپری می‌کنند. زمین‌های اطراف این دشت در گذشته جهت برنجکاری استفاده می‌شده‌است.

منطقه مریوان شدیداً تحت تأثیر جریان‌های مدیترانه‌ای قرار دارد که به علت کوهستانی‌بودن و برخورد این جریان‌ها ریزش‌های جوی زیادی ایجاد می‌شود. جریان‌های آب و هوایی متأثر از اقیانوس اطلس و دریای مدیترانه که عامل عمده ریزش‌های کشور است ضمن عبور از منطقه و برخورد با کوه‌های زاگرس بخشی از رطوبت خود را به صورت باران و برف از دست می‌دهد.

میزان بارندگی در مریوان سبب شده‌است که تمامی نقاط منطقه پوشیده از پوشش گیاهی غنی و متنوع باشد. رودها در مسیر پرپیچ و خم و در پیوند با سرزمین سر سبز و پوشش گیاهی مناظری دلپذیر و بدیع پدیدآورده است.

در شهرستان مریوان میزان متوسط ریزش‌های جوی ۵۰۰ تا ۹۰۰ میلی‌لیتر در سال گزارش شده‌است که این مقدار در طی سالیان اخیر به دلیل گرمایش جو زمین کمتر شده‌است. به‌طور کلی آب و هوای مریوان سرد و کوهستانی متمایل به معتدل سرد و حتی مدیترانه‌ای است. در طول ۳۵ سال گذشته (بعد از انقلاب) سردترین ماه سال دی ماه و گرم‌ترین ماه تیر ماه بوده‌است. ریزش برف و باران در این شهرستان، باعث گردیده که منطقه یکی از پرآب‌ترین مناطق غرب کشور باشد.

یکی از مهم‌ترین جاذبه‌های طبیعی شهرستان مریوان «منابع آب» است. امکانات آب شهرستان شامل چند «رودخانه دایمی و نسبتاً پرآب و دریاچه پرآب زریبار» می‌باشد. این شهرستان با میانگین بارندگی سالانه حدود ۸۸۷ میلی‌متر از جمله شهرستان‌های با بارش استان محسوب می‌شود.

آب‌های شهرستان به‌طور کلی به ۲ بخش «آب‌های سطحی و زیر زمینی» تقسیم می‌شوند: آب‌های زیرزمینی:شهرستان مریوان دارای منابع غنی آب زیر زمینی می‌باشد و عواملی چون «گسترش دشت‌های آبرفتی، میزان ریزش بارش، کوه‌های آهکی و هم چنین وجود طبقات غیرقابل نفوذ زیرین و…» باعث فراوانی آب‌های زیر زمینی منطقه شده‌است که مهم‌ترین منابع آب زیر زمینی موجود در مریوان در «دشت‌های آبرفتی آن‌ها» وجود دارند که دارای ۵۹ میلیون متر مکعب منابع آب زیرزمینی می‌باشد. منابع آب‌های زیر زمینی شهرستان بخشی از از نیازهای مصرفی و آشامیدنی و کشاورزی منطقه را تأمین می‌کند، علاوه بر این در برخی از نقاط شهرستان مناطق آهکی وجود دارد که چشمه‌های دائمی از آن‌ها سرچشمه می‌گیرند.

آب‌های سطحی:این بخش قسمت اعظم آب‌های شهرستان را در بر می‌گیر د و شامل رودها و دریاچه می‌باشد و میزان روان آب سطحی آن در حدود ۲۰۸۷ میلیون متر مکعب است و خود به ۲ بخش «رودها و دریاچه زریبار» تقسیم می‌شود، که عبارتند از: دریاچه زریبار:دریاچه زریبار را بدون شک می‌توان یکی از منابع تأمین‌کننده شهرستان مرکزی مریوان دانست و نقش بسزایی در تأمین آب دارد، این دریاچه در ۲ کیلومتری غرب مریوان و در ارتفاع ۱۲۸۳ متری از سطح دریا قرار دارد. آب دریاچه شیرین است و آب آن از جوشش چشمه‌های آبی کف دریاچه تأمین می‌شود و اطراف دریاچه نیز از نیزارهای بلندی احاطه شده‌است. این دریاچه به علت داشتن آب شیرین و شرایط لازم، زیستگاه مناسبی را برای رشد و زیست انواع ماهیان به وجود آورده‌است. دریاچه زریبار به علت داشت، آب شیرین، آب و هوای مناسب، پوشش گیاهی قابل توجه و وجود انواع ماهی‌ها و پرندگان آبزی از جایگاه ویژه زیباشناختی برخوردار است و همواره به عنوان یکی از جاذبه‌های مهم و پرطرفدار توریستی ـ سیاحتی منطقه مریوان، و بلکه استان کردستان مطرح بوده‌است.رودها:رودهای حومه مریوان یکی دیگر از تأمین‌کننده‌های آب برای شهرستان و حومه می‌باشند. میزان بارندگی سالیانه و وجود کوه‌ها و پستی و بلندی‌های بسیار در منطقه، باعث ایجاد رودخانه‌های بسیار زیبایی در این شهرستان شده‌است. رودخانه‌های فرعی و اصلی متعددی در این منطقه وجود دارد. رودخانه‌های فرعی مریوان در ۳ مسیر عمده «چشمهٔ گردلانه، زریبار و دوآب» جریان یافته و نهایتاً با ملحق‌شدن به همدیگر رودخانهٔ «سیروان» را تشکیل می‌دهند.

به واسطه تعدد رودخانه‌های نسبتاً پرآب و همیشگی و نیز وجود روان‌آب‌ها در مریوان یکی از مهم‌ترین پتانسیل‌ها و توانمندی‌های مریوان منابع آبی است از آب به صورت طبیعی در شهرستان فقط برای کشاورزی استفاده می‌شود. در حالی که می‌توان برای ایجاد توسعهٔ صنعت شیلات و تولید انرژی برق استفاده کرد.

مریوان دارای ۲ سد می‌باشد که به شرح زیر می‌باشد:

سد مخزنی گاران:گاران یکی از سدهای مخزنی خاکی کشور به نظر می‌رسد که در ۲۰ کیلومتری شمال‌شرقی شهر مریوان در جادهٔ مریوان – چناره واقع شده‌است. ساخت سد گاران مریوان از سال ۱۳۸۱ و با هدف مهار سیلاب‌های ویرانگر آب رودخانه گاران و تأمین آب کشاورزی ۱۰٬۴۵۰ هکتار از اراضی کشاورزی دیم اراضی در منطقهٔ مریوان و قزلچه‌سو و هم چنین تأمین آب شرب و صنعتی مریوان به میزان ۲۰ میلیون مترمکعب آغاز گردید. سد گاران مریوان که یکی از طرح‌های ملی کشور و جزو پروژه‌های مهر ماندگار در استان کردستان است و با بهره‌برداری از آن دریاچهٔ زریبار از خطر خشک‌شدن نجات پیدا می‌کند در ۲۳ فروردین سال ۱۳۹۲ توسط دکتر محمود احمدی‌نژاد افتتاح شد. سد گاران از نوع سنگریزه‌ای با هستهٔ رسی با ظرفیت قابل تنظیم مخزن ۱۰۰٫۵۰ میلیون مترمکعب می‌باشد. این سد با طول تاج ۵۰۴ متر و عرض تاج ۸ متر، ارتفاع از پی ۶۲ متر و دارای ارتفاع از بستر ۵۰٫۵۸ متر می‌باشد که حجم بدنهٔ سد ۷۳٫۱ میلیون متر مکعب، حجم مخزن در نرمال ۹۲ میلیون متر مکعب و هم چنین حجم مفید آن ۵۰٫۸۶ میلیون متر مکعب می‌باشد. این سد جزء حوضهٔ اصلی خلیج فارس و دریای عمان و حوضهٔ فرعی مرزی غربی به‌شمار می‌رود. سد گاران علاوه بر تأمین آب شرب مورد نیاز، قادر است بیش از ۱۲ هزار هکتار از زمین‌های کشاورزی در اطراف این سد را تحت پوشش آبیاری از منابع ذخیره شده قرار دهد. کل اعتبار به کار رفته در این پروژه با احتساب هزینه‌های آن، ۱۰۷۱ میلیارد و ۶۳۶ میلیون ریال می‌باشد. برای احداث و بهره‌برداری از این سد ۳٫۵ میلیون متر مکعب خاکبرداری و خاک ریزی انجام شده‌است و بیش از ۱۰۰ هزار متر مکعب بتن نیز در راستای اجرای این پروژه صرف گردیده‌است.

سد مخزنی دریاچه زریبار: سد دریاچه زریبار که یکی از سدهای مخزنی خاکی کشور با ظرفیت قابل تنظیم مخزن ۶۰ میلیون مترمکعب و حجم مخزن ۹۶٫۴۵ میلیون مترمکعب می‌باشد. این سد در ضلع جنوبی دریاچه - در ۴ کیلومتری جنوب غربی مریوان - با طول تاج ۱۷۷۰ متر، ارتفاع از پی ۱۱ متر، قرار دارد که آب پشت این سد جایگاه خوبی برای پرورش دادن انواع ماهی به ثمر می‌آید.

منطقهٔ مریوان به دلیل موقعیت جغرافیایی و شرایط مساعد طبیعی، وجود فضاهای کوهستانی، پوشش گیاهی مناسب، تنوع زیستگاه‌ها و رویشگاه‌های آن و هم چنین منابع آبزیستی مناسبی را برای انواع جانوران وحشی پرندگان و ماهی‌ها را به وجود آورده‌است. از شکارگاه‌ها و مناطق مهم شکارخیز مریوان می‌توان به «ارتفاعات گاران» اشاره کرد. اکثر نقاط کوهستانی این منطقه در گذشته تا به امروز مأمن و زیستگاه حیوانات وحشی مانند: «سیاه گوش، خرس قهوه‌ای، پلنگ، گرگ، کل و بُز، قوچ و میش، خوک وحشی، شغال، روباه، سگ آبی، گراز، سمور جنگلی، سنجاب، راسو، خرگوش و … بوده‌است.» علاوه بر آن، تنوع جمعیت پرندگان و آبزیان به دلیل وجود زیستگاه‌های آبی و خشکی، نسبتاً زیاد است و این منطقه پناهگاه صدها گونه پرندهٔ بومی، مهاجر و نیمه مهاجر است؛ که مهم‌ترین آن‌ها عبارت اند از: «کرکس، دال سیاه، عقاب طلایی، شاهین، فلامینگو، هُدهُد، سبز قبا، دارکوب، کبک معمولی، کبک چیل فاخته، تهیو، اردک اره‌ای و چکاوک و ….

مهم‌ترین عامل تهدید تنوع زیستی منطقه تخریب زیستگاه هاست. هم چنین در چند دههٔ اخیر بسیاری از گونه‌های جانوری به‌طور بی‌رحمانه شکار شده‌اند. بعضی از شکارچیان به‌طور بی‌رویه یا در فصل غیرمجاز و با استفاده از روش‌های غیر متعارف، به شکار پرندگان و حیوانات کمیاب و در حال انقراض منطقه می‌پردازند که صدمات جبران‌ناپذیری به محیط زیست منطقه و اجزای تشکیل دهندهٔ آن وارد می‌کنند.

حدود ۷۰ درصد از وسعت منطقه را کوه‌ها و تپه‌ها تشکیل داده‌است و قریب ۷/۵ درصد از اراضی نیز شامل فلات‌ها و تراس‌های فوقانی است. در واقع کوه‌ها و ارتفاعات بخش مهمی از منطقه را شامل می‌شود و بخش عمده‌ای از این کوه‌ها دارای پوششی از خاک عمیق تا نیمه عمیق است که گیاهان استپی آن را پوشانده‌است و بیشتر کوه‌های آن پوشیده از جنگل‌های بلوط است. خاک منطقه مریوان جوان بوده و مراحل تکامل خود را به‌طور کامل سپری نکرده‌است و چون اکثر این خاک‌ها درتپه ماهورها پدید آمده‌اند، زه کشی خوبی دارند و خطری از نظر شوری و قلیاییت آن‌ها را تهدید نمی‌کند. خاک مریوان به غیر از دشت مریوان که عمیق است؛ از عمق کمتری برخوردار است و بر روی زمین‌های شیبدار، تپه ماهور و کوهستانی قرارگرفته‌است اما به سبب وجود بارش بسیار مناسب، جریانات سطحی و سر منشأ آبخیزهای مهم کشور، توان بالایی برای تولید محصولات کشاورزی نظیر انواع میوه و غلات دارد.

تنوع گیاهی و پوشش جنگلی یکی از جاذبه‌ها و ویژگی‌های بارز شهرستان مریوان است. پوشش گیاهی تابع عواملی چون آب، خاک و شرایط آب و هوایی می‌باشد. بارش عمده‌ترین عامل متغیر در تعیین نوع پوشش گیاهی مریوان است. اشکال ناهمواری‌ها و تغییرات بارندگی سبب شکل‌گیری انواع پوشش گیاهی در مریوان شده‌است که این تغییرات از غرب به شرق نمود بیشتری دارد. به‌طوری‌که منطقه دارای مراتع خوب و جنگل‌های انبوه بلوط می‌باشد. پوشش گیاهی علاوه بر حفاظت از خاک، سبب کند شدن حرکت روان آب‌های ناشی از بارندگی شده و عامل عمده در کنترل سیلاب بوده‌است؛ هم چنین امکان نفوذ تدریجی آب را به سفره‌های آب زیر زمینی فراهم کرده‌است.

با توجه به کوهستانی بودن منطقه و واقع شدن محل سکونتی در مجاورت محیط‌های طبیعی مانند کوه‌ها، رودها و دره‌های وسیع، همواره نسیمی در این دره‌ها جریان دارد که به تهویهٔ هوا کمک می‌کند. هم چنین گستردگی جنگل‌های شخرستان، عامل مهم‌تری در پاک‌سازی هوای شهرستان است. ضمناً وجود محیط‌های نسبتاً طبیعی مجاور شهرستان از قبیل زمین‌های دارای پوشش گیاهی و نیز دریاچه زریبار سبب ایجاد جریان‌های هوا بین محیط شهری و محیط طبیعی هم جوار می‌شود به تهویه هوای شهر کمک مؤثری می‌کند. در حال حاضر شرایط طبیعی در شهرستان مناسب است، منابع آلوده‌کننده هوا نیز به‌طور کلی در حد قابل تحمل اند بنابراین می‌توان گفت در مریوان مشکل آلودگی وجود ندارد.

با این حال، عامل اصلی از عوامل موجب آلودگی هوای شهرستان؛ عوامل طبیعی (گرد و خاک) می‌باشد. هوای مریوان در فصل خشکسالی، به‌طور متناوب تحت تأثیر پدیدهٔ گرد و خاک قرار می‌گیرد. در یک دههٔ گذشته، پدیدهٔ گرد و خاک بارها در مریوان اتفاق افتاده و هر بار ۳ تا ۵ روز پایدار بوده‌است. در چنین شرایطی غلظت گرد و خاک و آلودگی هوا ده‌ها برابر حد استاندارد طبیعی افزایش پیدا کرده و شعاع دید را تا فاصلهٔ ۱۰۰ متری کاهش داده‌است.

استان کردستان و بالتبع شهرستان مریوان بخشی از سرزمینی است که تحت حکومت مادها اداره می‌شده‌است. کردها یکی از شعبه‌های مشهور نژاد آریایی هستند که از حدود ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد مسیح از شرق به ایران وارد شده و به شمال غربی و مشرق دریاچه ارومیه مهاجرت نموده‌اند. محوطه‌های باستانی حومه شهر مریوان نیز از قدمت فرهنگ و رسوم مردم این منطقه در طول تاریخ حکایت می‌کند. نژاد مردم مریوان از نژاد «ماد آریایی»[نیازمند منبع] است که نژادی کهن است. قوم کرد از اعقاب عشایر زاگرس گوتی‌ها و لولویی‌ها به‌شمار می‌رود.

زبان مردم شهرستان کردی (با دو لهجه سورانی و هورامی) است. دین کُردها چه قبل از اسلام و چه در دوره‌های اسلامی با سایر اقوام ایرانی مشترک بوده‌است. طبق اسناد و آثار به دست آمده قبل از اسلام بیشتر مردم کردستان زرتشتی بوده‌اند و امروزه اکثریت مردم این استان، مسلمان و سنی مذهب بوده و در انجام آداب و مناسک دینی از فقه شافعی پیروی می‌کنند. امروزه مردم شهرستان مریوان و نواحی آن نیز به دین «اسلام» و مذهب «سنی شافعی» اقتدا کرده‌اند که بیشتر مردم قریب ۹۶ درصد «مسلمان اهل تسنن و شافعی مذهب»، حدود ۲ درصد «شامل مذهب تشیع»، حدوداً ۰/۸ درصد «زرتشتی» و حدود ۰/۶ درصد «مسیحی» و درصد باقی‌مانده هم بدون دین می‌باشند. البته در گذشته مردم این منطقه همراه با مردم اورامانات دین «زرتشتی» داشته‌اند و هم‌اکنون در بعضی از رسوم نمادهایی از دین زرتشت را در طول زمان با خود آورده‌اند، از جمله شال خود که نمایانگر سه اصل پربار «کردار نیک، پندار نیک و گفتار نیک» می‌باشد و «روشن کردن آتش به هنگام نوروز و رقص و سماع به دور آن» که آیین اکثر مردم ایران نیز می‌باشد.

گرچه امروزه خط و نوشتار تمام مردم ایران زمین «فارسی» می‌باشد اما خط و نوشتار «کردی» که خود خط و نوشتاری جدا گانه می‌باشد نیز در این شهرستان به کار می‌رود. خط و نوشتار کردی با اعراب عربی می‌باشد که البته بیشتر فارسی نوشته می‌شود. برای نوشتن زبان کردی، غالباً از الفبای عربی – که خود بازماندهٔ خط سریانی آرامی است - استفاده می‌شود.

اگر چه عمدهٔ زیادی از مردم شهر تحت تأثیر فرهنگ جدید در سراسر ایران قرار گرفته‌اند اما اکثریت روستاهای حومهٔ شهر؛ سنت محلی خود را حفظ کرده‌اند. لباس مردم منطقه؛ کردی و به علت کوهستانی بودن، پوشش ساکنین منطقه ویژگی‌های خاص خود را دارد. پوشش مردم منطقهٔ مریوان عمدتاً همان لباس محلی کردی می‌باشد که این لباس یکی از زیباترین، متنوع‌ترین و پوشیده‌ترین پوشش‌هایی است که به نوشتهٔ سیاحان در سفرنامه‌هایشان در سطح فرهنگ مردم دنیا کم‌نظیر است، به‌طوری‌که این لباس در چندین جشنوارهٔ مختلف بین‌المللی مقام اول را کسب نموده‌است. این لباس همانند زبان کردی دارای تنوع خاص، در مناطق مختلف می‌باشد. لباس زنان کرد نیز از پیراهن‌هایی با رنگ شاد و نسبتاً گشاد «که از شانه تا پا دوخته می‌شود» استفاده می‌کنند.

پوشاک مردان و زنان کرد شامل تن‌پوش، سرپوش و پای‌افزار است. ساخت و کاربرد هریک از این اجزاء، بسته به فصل، نوع کار و معیشت و مراسم و جشن‌ها با یکدیگر تفاوت دارد. هرچند پوشاک نواحی مختلف کردستان مانند اورامان، سقز، بانه، گروس، سنندج، مریوان و… متفاوت است، اما از نظر پوشش کامل بدن، همه با هم یکسان هستند. پیش از ورود پارچه، کفش‌های خارجی و سایر محصولات داخلی به کردستان، بیشتر پارچه‌ها و نیز پای‌افزار مورد نیاز توسط بافندگان و دوزندگان محلی بافته و ساخته می‌شد. از نظر بافت پارچه، منطقهٔ سقز و از نظر ساخت پای‌افزار «گیوه» یا «کلاش» و «کالی» اورامانات و آبادی‌های پیرامون کوهستان شاهو مانند هجیج، نودشه و آبادی‌های منطقهٔ نوسود و شهرستان پاوه چون میریه، خانه‌دره، مژگان، مزوی و وزلی از عمده‌ترین نواحی بافت و صدور پارچه و پای‌افزار در استان به‌شمار می‌رفتند. «جولایی» و «بافت پارچه» و انواع منسوجات مانند «بوزو، برمال، جاجم، بره، پوشمین، موج، جوراب، دستکش، زنگال و کلاه» به عنوان حرفه یا کار جنبی بخشی از آبادی نشینان مناطق مختلف کردستان محسوب می‌شد.

شهرستان مریوان از جمله شهرستان‌هایی در استان کردستان است که در دههٔ ۶۰ به دلیل جنگ تحمیلی و حوادث ناشی از آن و در دههٔ ۷۰ به دلیل «دستیابی و خرید و فروش کالاهای خارجی و داخلی و دایر شدن بازارچه مرزی» تغییرات جمعیتی چشمگیری داشته‌است. این تغییرات جمعیتی مشتمل بر مهاجرت ساکنین روستاهای مرزی و شهر مریوان به سایر نقاط شهرستان و استان در زمان جنگ تحمیلی و برگشت آنان و نیز مهاجرت عدهٔ بسیاری از شهرها و استان‌های همجوار به شهر مریوان «رشهر کانی‌دینار و جوجه‌سازی و روستاهای حاشیهٔ دریاچه زریبار» به دلیل مبادلات مرزی مجاز و غیرمجاز و پتانسیل‌های گردشگری می‌باشد.

در سال ۱۳۸۱ بخش «سروآباد مریوان» بر اساس مصوبه هیئت دولت به شهرستان ارتقاء و از مریوان منتزع شد و هم چنین در خرداد ماه سال ۱۳۸۸ شهرک «کانی دینار و هجرت» پس از تجمیع با روستای «هجرت» و بر اساس مصوبه هیئت وزیران دولت به شهر تبدیل شد. در شهرستان مریوان تمرکز جمعیت عمدتاً در دشت‌ها و اراضی کم ارتفاع است، در حالی که در حومه‌های اطراف شهرستان تمرکز تراکم جمعیت در نواحی کوهستانه و کوهپایه‌ها بیشتر است. در جامعهٔ روستایی نیز پراکندگی جمعیت با امکانات و تولیدات کشاورزی رابطه چندانی ندارد. برای مثال تراکم نسبی جمعیت در شهرستان‌های «قروه، سقز و بیجار» با توجه به امکانات و منابع کشاورزی کمتر است در حالی که در شهرستان مریوان به دلیل وجود فراوانی امکانات و منابع کشاورزی بیشتر، جمعیت بیشتری استقرار یافته‌اند. شهرستان مریوان به دلیل جاذبه‌های گردشگری، نواحی دیدنی و … هر ساله گردشگرهای زیادی را به خود جلب می‌کند و مردم این شهرستان هر ساله بخصوص در فصل تابستان گردشگران بسیاری را مهمان خود می‌کنند.

صنایع دستی به عنوان بخشی از میراث فرهنگی و نمادی از نوع زندگی فرهنگی یک جامعه همواره مورد توجه گردشگران قرار گرفته‌است. به علت ویژگی سنتی در بسیاری از نقاط استان کردستان و عدم چیرگی بخش صنعتی هنوز صنایع دستی شهرستان از لحاظ کیفیت و گستردگی در سطح کشور مطرح می‌باشد. قالی و گلیم استان کردستان از لحاظ تنوع و رنگ و اصالت و طرح و کیفیت آن دارای شهرتی جهانی است. نساجی سنتی – (جولایی) تولید پارچه‌های لباس کردی مردانه فراورده ایی مانند: رختخواب پیچ، موج و جانماز که به روش سنتی تهیه می‌شود حاصل کار جولا می‌باشد. گیوه – (کلاش) شهرستان مریوان یکی از بهترین‌هایی استان به‌شمار می‌رود که رویه این کفش از نخ پنبه‌ای بافته شده و زیره آن از پارچه فشرده شده ساخته می‌شود به همین دلیل کلاش کفشی است سبک، نرم، قابل انعطاف و متناسب با محیطی کوهستانی می‌باشد.

جاذبه های مریوان

دریاچه زریوار (زریبار): دریاچه زیبای زریوار یا زریبار بزرگ‌ترین و زیباترین دریاچه آب شیرین در غرب ایران و یکی از منحصر‌به‌فردترین دریاچه‌های آب شیرین در جهان است که سالانه گردشگران زیادی را مجذوب زیبایی‌های خود می‌کند. قرار گرفتن این دریاچه زیبا در میان جنگل‌های انبوه و گونه‌های مختلف درختان جنگلی، مکانی باشکوه و زیبا را در این نقطه پدید آورده است و آن را به مهم‌ترین جاذبه‌های گردشگری غرب کشور و استان کردستان تبدیل کرده است. همچنین افسانه و داستان‌های زیادی درباره این دریاچه وجود دارد که می‌توانید آن‌ها را از زبان مردم محلی این منطقه بشنوید. 

روستای اورامان (اورامانات تخت) : روستای اورامان یا اورامانات تخت یکی از روستاهای پلکانی کشور است که در دل کوه‌های سر‌ به‌ فلک‌ کشیده رشته‌کوه‌های زاگرس در مسیر رودخانه سیروان در مریوان استان کردستان واقع شده است. خانه‌های این روستا به‌گونه‌ای ساخته شده‌اند که حیاط هر خانه‌ای پشت‌بام خانه‌ای دیگر است. مردم این روستا بر این باورند که این روستا، زمانی شهری بزرگ بوده و مرکزیت خاصی داشته است و به همین واسطه آن را به‌عنوان تخت یا مرکز ناحیه اورامان نامیده‌اند.

غار کونا شم شم: غار کونا شم‌شم در نزدیکی روستای تراق‌تپه در ارتفاعات چهل‌چشمه واقع شده است. «کونا چم‌چم» در زبان کردی به‌معنای سوراخ یا حفره‌ای است که در آن خفاش وجود دارد. این غار از سنگ‌های آهکی کوه‌های اطراف تشکیل شده و دارای سه دهانه ورودی است که در حال حاضر یکی از آن‌ها به‌دلیل ریزش مسدود شده است.

بازارچه مرزی: بازارچه مرزی یکی از بزرگ‌ترین بازارهای غرب کشور در استان کردستان است که در ۱۵ کیلومتری شهر مریوان واقع شده است و محل خریدوفروش کالاهایی است که به‌صورت ترانزیت از کردستان عراق رد و بدل می‌شود. در این بازار از وسایل خانگی و الکترونیکی گرفته تا پوشاک، زیورآلات سنتی زنانه، صنایع‌دستی، کفش محلی و کالاهای خارجی می‌‌توانید پیدا کنید.

منطقه تفریحی قمچیان: منطقه تفریحی قمچیان در جاده مریوان به سقز در کنار جویبارها، کوه‌های سر به فلک کشیده، درختان سرسبز و طبیعت تماشایی قرار گرفته است. گونه‌های گیاهی و جانوری زیادی از جمله قارچ، پیچک، ریواس و حیوانات وحشی نظیر خرس، روباه، خرگوش و گرگ دیده می‌شود. در این تفریحگاه شیفته و مجذوب طبیعت می‌شوید و آرامش شگرفی کسب خواهید کرد.

دشت بیلو: دشت بیلو در ۱۵ کیلومتری مریوان جای گرفته است و از جاذبه‌های گردشگری طبیعی این شهر به شمار می‌رود. این دشت با برخورداری از پوشش گیاهی متنوع، چشمه‌های متعدد و جنگل‌های سرسبز اطراف، به یکی از نقاط محبوب و مناسب برای گردش و تفریح در این شهر تبدیل شده است.

روستای کانی سانان: روستای کانی‌سانان در فاصله هفت کیلومتری غرب مریوان در دامنه کوه و مقابل دریاچه فوق‌العاده زیبای زریوار قرار گفته است. خانه‌های این روستا از معماری جالبی برخوردارند و به‌صورت ردیفی، درست پشت سر یکدیگر و بدون اینکه هیچ یک از آن‌ها مقابل دیگری قرار بگیرد، ساخته شده‌اند. چینش این خانه‌ها، منظره‌ای جالب و دوست‌داشتنی در این روستا ایجاد کرده است.

تفرجگاه ملاقوبی: تفرجگاه ملاقوبی در شمال اراضی روستای هجرت و جنوب‌شرقی روستای برقلعه واقع شده است و به خاطر زیارتگاهی به نام ملاقوبی این‌گونه نام‌گذاری شده است. چشمه‌های آب، طبیعت بکر و سرسبز و درختان انبوه همراه چشم‌اندازهای دلربا این ناحیه را به یکی از دیدنی‌ترین نقاط مریوان تبدیل کرده است.

آبشار گویله: آبشار گویله یکی دیگر از جاذبه‌های گردشگری طبیعی مریوان است که در ۲۰ کیلومتری آن در نزدیکی روستایی با همین نام واقع شده است. این آبشار در دل جنگل‌های سرسبز و انبوه منطقه مرزی کردستان، در محور سقز به مریوان قرار گرفته است و ارتفاع آن به بیش از ۵۰ متر می‌رسد.

قلعه مریوان (قلعه ایمام): قلعه مریوان یکی از جاهای دیدنی کردستان، در سه کیلومتری جنوب‌شرقی مریوان است. این قلعه، در واقع بنایی کهن متعلق به اواسط قرن دهم هجری قمری است و به نظر می‌رسد که در دوران حکومت «سرخاب بیگ اردلان» بر فراز کوهی احداث شده است.

ارتفاعات چهل چشمه: در شهر مریوان، ارتفاعات کوهستانی زیادی وجود دارد که بیشتر آن‌ها از دو نوع مرتفع سنگی و کوه‌های جنگلی رفیع هستند. «چهل چشمه» کوهی با ارتفاع ۳ هزار متر و ۱۴۰ متر بالاتر از سطح دریا است که در شمال‌شرقی مریوان واقع شده است. در اطراف این کوه زیبا و سر به آسمان کشیده، چشم ‌زهای رویایی، کم‌نظیر و سرسبزی وجود دارد که گردشگران زیادی را به این ناحیه می‌کشاند.

پل گاران (کردلان): پل گاران یکی از جاذبه‌های تاریخی و گردشگری شهر مریوان است که روی رودخانه دائمی گاران در ۱۰ کیلومتری شمال‌شرقی مریوان احداث شده است. این پل، ارتباط میان دو منطقه «جانوره» و «گاران» در مریوان را به وجود آورده است. در گذشته‌های دور همچنین با استفاده از این پل، شهر سنندج به شهر مریوان متصل می‌شده است. جالب است بدانید که قدمت ساخت این سازه تاریخی به دوران حکومت ساسانیان باز‌می‌گردد و در دوران صفویه و والیان نیز بازسازی شده است. در حال حاضر این پل تاریخی یکی از آثار ثبت شده در فهرست ملی کشور است.

.....................................

آرشیو