1-خلافی نکردم زیاششم دبستان که بودم مدیردیوثی داشتیم بخاطرهمین همه جمع شدیم و باشعار مدیرکصکش نمیخایم مدرسه رو گرفتیم اونا هم با دوربین ردمونو زدن و به گا رفتیم.

2-پارسال ازین ساعت مچیا که   عکس میگرفت مد شده بود بارفقارفتیم نمازخونه لباس عوض کنیم یواشکی یه عکس از کیر و کون رفیقم گرفتم و تو کل مدرسه پخش کردم.

3-یه بار بارفقا قرارگذاشتیم وقتی توخونه تنها بودم سوپربزاریم جق بزنیم نت دادم دانلود کردم دیوثا پول نتمو ندادن بعدش

4-یه بارازروی کصخلی بارفقا ساعت2شب رفتیم درخونه یه پیرزنه خیلی معروف بود و کسی خایه نداشت بره سمتش من ریدم تو خودم

5-یه بار یه  دختره رو نزدیک بود بکنم ولی حیف...

6-قبل از بازی من یو لیور که ژوزه رو اخراج کردن جق زدم فک کردم مامان بابام نیستن گل دومو که خوردیم گفتم کیرتوخوارمادرت گوزه شدیم الکسیس بابام از پشت سر یه نگاهی بم کرد.

7-یه بار سوپر تو پی سی پلی کردم و خواب رفتم وقتی بیدار شدم دیدم مادربزرگم میگه پویا مادر چرا این چیز برقیت روشن بود.

8-یه بار تو خونه دیدم یکی داره اروم صدام میزنه همه جا رو گشتم تو اتاقم یکی مث خودمو دیدم کپی خودم و میخندید....

توضیح میدم راجبش