? MASTERS PRESENT ?
حزب استادان تقدیم میکند
خب دوستان این قسمت یکم غیرمنتظره هستش
امیدوارم که از خواندن ادامه داستان ناامید نشید چون تازه اول کاره??
امیدوارم که لذت ببرید
.
.
چشمامو میبندم مشتی که به دماغم میخوره رو حس میکنم . . سرم داد میکشه که بگو لعنتی هرچی میدونی بگو . . چشمامو باز میکنم به صورت رنگ پریده خونیش نگاه میکنم . . به موهای خونیش نگاه میکنم . . بالاخره زبون باز میکنم هرچی میخوادو بهش میگم . . . . شروع میکنه به خندیدن خندیدنش رعشه به تنم میندازه . . شیشه وسط اتاق پر از تکه های مغزش میشه . . . . . یه لحظه هیچیو حس نمیکنم . . فریادم اتاقو میلرزونه کثافت چرا کشتیش چرااااااا من که هرچی خواستیو گفتم نمیتونم بهش نگاه کنم نمیتونم . . بالاخره اونور شیشرو نگاه میکنم جسدش روی صندلیه بدنش موهاش که چسبیدن به شیشه . . نگاهمو ازش میگیرم . . هنوز داره میخنده . . نگاهش میکنم . . با کلتش سرمو نشونه رفته . . هنوز داره میخنده . . شروع میکنه به حرف زدن :این یه امتحان بود . . شکست خوردی . . اگر قبول میشدی ترفیع میگرفتی . . شلیک میکنه . . . . . . . . . . . . . . خب دوستان عزیز و گرانقدر امیدوارم که لذت برده باشید البته این اون ادامه ای نبود که تو ذهنتون بود ?? این قسمت رأی گیری نداره تا قسمت بعد امیدوارم که ول نکنید ادامه داستانو چون تازه شروعه داستانه??


