فیلم مادر علی حاتمی ایرانی‌­ترین فیلم تاریخ سینمای ایران است. ارزش نهادن به سنت‌هایی مثل جمع شدن خانواده در کنار همدیگر و ترغیب افراد به لذت‌ بردن در کنار خانواده و گذراندن وقت و زندگی با افراد خانواده، مفاهیمی هستند که از دنیای گذشته می­‌آیند و نوگرا و به روز نیستند، اما دست کم در فیلم‌های علی حاتمی این مفاهیم، شکلی مکارانه پیدا نمی­‌کنند و در پی فریفتن مردم نیستند. مادر فیلمی صمیمی و ساده است که از درونی انسانی بیرون آمده است؛ انسانی که البته تعلقاتی در تاریخ گذشته دارد.

از همان تیتراژ آغازین، فیلم شروع به ایجاد حس در درون تماشاگر می­‌کند. هر چه فیلم پیش می­‌رود این لحظه‌­های ناب حسی، بیش از پیش احساسات نوستالژیک تماشاگر ایرانی را بر­می­‌انگیزاند. موسیقی پر حس فیلم، دارای روحی بسیار ایرانی است و به راحتی هر کسی که تعلقی به ایران داشته باشد را تحت تاثیر قرار می‌دهد.

صداگذاری خوب و دوبله‌­ بی‌­نظیر فیلم، در کنار تصاویر دوست­‌داشتنی و فضای ایرانی فیلم، لحظاتی زیبا می‌سازد و در نتیجه فضایی نوستالژیک و حس‌­برانگیز در فیلم به وجود می‌­آید. بازیگران فیلم هم در تاریخ سینمای ایران کم نظیر هستند؛ از زنده یاد محمد علی کشاورز که یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران بود گرفته تا اکبر عبدی(در نفش غلامرضا) که او نیز یکی از تواناترین بازیگران سینمای ایران به حساب می­‌آید؛ بگذریم که در سال‌های اخیر نتوانسته است شخصیت و هویت هنرمندان خود را حفظ کند و در هر کار بی هویتی بازی کرده است. پسر وسطی خانواده که از ناتوانی ذهنی رنج می برد و در بیشتر سکانس ها همدردی مخاطب را برمی انگیرد. محمدابراهیم که غلامرضا را سنجد می نامد عقده های فروخورده ی خود را با تحقیر و کتک زدن او رفت و رجوع می کند. غلامرضا در میان خواهران و برادران به ماه منیر علاقه و دل بستگی بیشتری دارد.

فیلم مادر علی حاتمی در جایی که لازم است، به خوبی صحنه‌­ها را خلاصه کرده است. برای نمونه، آوردن غلامرضا از تیمارستان، بدون هیچ دیالوگی، با چند نمای بسیار گیرا و حس­‌برانگیز به خوبی اجرا شده است. اما حس‌­برانگیزترین لحظه‌­ فیلم، لحظه­‌ آمدن مادر به خانه است. در این صحنه تمام عناصر سینمایی، اعم از نگاه شگفت‌­انگیز محمد علی کشاورز، تدوین خوب، تصاویر گیرا، و شکل پرداخت کنش‌ها، از جمله نوع خاص در زدن مادر، همگی دست به دست یکدیگر می‌­دهند و به زیبایی در پوسته­‌ی موسیقی ناب ایرانی پیچیده می‌شوند و بهترین لحظه­‌ فیلم را می­‌سازند. لحظه‌­ای که صدها بار می‌­توان آن را دید و هر بار از آن لذت برد. لذتی که البته خارج از مرزهای این سرزمین، ممکن است چندان معنایی نداشته باشد.

 

فیلم مادر نهایتا فیلمی تخدیری و غیر اندیشمندانه است و تبلیغ مذهب، سنت و تمام علایق کارگردان را در پشت پرده­‌ خود به همراه دارد. اما از آنجا که این فیلم بیش از حد راستگو، یکرنگ و صمیمی است، وجود تمام زیرمتن‌ها در آن، حتی زیرمتن‌هایی که به نفع سامانه­‌ قدرت هستند، غیر منفعت­‌طلبانه و غیر سودجویانه به نظر می‌­رسند. به هر رو نمی‌­توان این نکته را نادیده گرفت که مادر بیش از آن که اندیشه­‌برانگیز باشد، زندگی‌­برانگیز است، اما نوعی از زندگی که علی حاتمی شیفته‌­ آن است و این زندگی بیش از آن که شکلی اندیشمندانه داشته باشد، خواب‌­آور و خوش­‌خیالانه است

 دیالوگ انتهایی فیلم نیز بسیار زیبا و دلنشین است :  ما...دربا....دام دا...رد. مادر..ما .... در درد دارد.ما....در مادر مرد، از بس که جان ندارد.