گرگ عاشق آهویی شد و تمام دندان هایش را کشید که او را نخورد اما آهوی او رفت ...

حالا گرگ مانده و گوسفند هایی که او را هرروز وادار به ساک زدن برای خود میکنند...

 

 این رسم زندگیه، نکنی میکننت ...