لیونل پونتس گفت: "من در خانه کوچک در مادیرا یک موتور سیکلت کوچک دارم. در آن روزها یک بار از کریستیانو پرسیدم و آیا می خواهی سوار شوی و موتور سواری بلدی؟ پاسخ او مثبت بود و من نیز دوچرخه را به او دادم. کریستیانو کمی حرکت کرد و وقتی شتاب گرفت، لاستیک جلو بلند شد و او به هوا پرتاب شد. دستانم را روی سرم گذاشته و داد زدم چه کار می کنی؟
کریستیانو برای لحظه ای در گوشه ای ناپدید شد. آن چند ثانیه و تا وقتی او را پیدا کنم برای مثل مردن بود. هرگز فراموش نمی کنم که چه اتفاقی بدی افتاد. رونالدو موتور سواری بلد نبود، اما وقتی دوباره در مقابلم ایستاد از شدت خوشحالی طپش قلب گرفتم. خود او همچنان خوشحال و راضی بود."



