او در ۲۰ مارس سال ۱۹۸۴ در شهر فوئنلابردا اسپانیا متولد شد. پدر و مادرش از او می خواستند که رشته ی پزشکی را انتخاب کند و تحصیل کند ولی او از الگویش الهام گرفته بود.‌کاپیتان سوباسا الگوی کودکی او بود. او می خواست بازیکن شود. شروع او از تیم‌پارکو ۸۴ و سن پنج سالگی‌بود. او در ابتدا می‌خواست که یک دروازه بان باشد و این پست را انتخاب کرد. ولی وقتی که در سن ۷ سالگی دو تا از دندان های جلوییش را از دست داد و مجبور به استفاده از پروتز شد، مادرش به او پیشنهاد داد که بجای دروازه بان در پست مهاجم بازی کند. پدر بزرگش طرفدار متعصبی نبود ولی هوادار اتلتیکو مادرید بود‌. فرناندوی کوچک در سن ۹ سالگی یک کادوی خاص و یا می توان گفت نقطه ی عطف زندگی اش را دریافت کرد. پدرش او را به تالار افتخارات اتلتیکو مادرید برد و او توانست برای اولین بار مدال ها و جام ها را لمس کند غافل از اینکه روزی می تواند بهتر از آنها را داشته باشد.‌ او در سن ۱۱ سالگی با به ثمر رساندن ۵۵ گل توانست یکی از ۳ نفری باشد که به تست‌تمرینی راه راه پوشان مادریدی می رسد. او توانست در ان‌تست نظر مربیان را جلب کند‌و بالاخره در سال ۱۹۹۵ اولین قرارداد خودش را با تیم‌اتلتیکو مادرید امضا کرد. او شش سال در تیم جوانان توپ زد تا بالاخره در سال ۲۰۰۱ و در سن ۱۷ سالگی توانست به تیم بزرگسالان راه بیابد. او شش سال در جمع سرخ و سفید پوشان مادرید حاضر بود و توانست در این شش سال در ۲۱۴ بازی ۸۲ گل به ثمر برساند. او در ۱۷۴ بازی  لالیگایی ۷۵ گل و در ۴۰ بازی سگوندا دیویژن ۵ گل به ثمر برساند. او در سال ۲۰۰۷ از راه راه های مادریدی جدا شد تا به جمع سرخپوشان بندر لیورپول بپیوندد.‌او توانست در آنجا پس از رابی فاولر دومین بازیکنی بشود که در اولین فصل حضورش در آنفیلد ۲۰ گل به ثمر می رساند. همچنین او رکورد سریع ترین رسیدن به ۵۰ گل در لیورپول را بدست آورد و توانست در ترکیب سال ۲۰۰۸ و ترکیب سال ۲۰۰۹ حاضر باشد. او در چهار فصل حضور در آنفیلد در ۱۰۲ بازی ۶۵ گل به ثمر رساند و در سال ۲۰۱۱ به جمع آبی های لندن اضافه شد. در لندن عملکرد  ضعیف ۲۰‌گل در ۱۱۰ بازی را بجای گذشت. می توان بهترین گل او را در جمع آبی های لندن گل او به بارسلونا در نیمه نهایی لیگ قهرمانان دانست. او توانست با چلسی به قهرمانی FA cup و لیگ قهرمانان اروپا برسد. او چهار سال در چلسی حضور داشت. سپس فرناندو تورس با یک قرارداد قرضی به میلان پیوست. او در میلان عملکرد بسیار ضعیف ۱۰ بازی و فقط ۱ گل را داشت. اما فصل بعد چیز دیگری در انتظارش بود. با یک قرارداد قرضی به خانه اش برگشته بود و حالا دوباره در اتلتیکو مادرید بود. در آن فصل توانست در ۴۹ بازی ۱۴ گل بزند. و تلخ ترین حادثه ی ممکن فرا رسید... فینال میلان. او باز هم پا بر روی چمن میلان می گذاشت ولی این بار برای جنگ بر سر فتح قهرمانی اروپا. آنها با گل سرخیو راموس عقب افتادند ولی عقب نکشیدند. در اواسط بازی فرناندو در محوطه ی جریمه ی رئال مادرید توسط پپه سرنگون شد و داور نقطه ی پنالتی را نشان داد. گریزمان پنالتی را به تیرک بالایی کوبید و گناهی نا بخشودنی را مرتکب شد و تمام تلاش فرناندو به باد رفت. زمان گذشت تا اینکه دقیقه ی ۷۹ حرکت ترکیبی کاپیتان گابی و خوانفران و ضربه ی سرضرب و زیر طاقی کاراسکو همه چیز را دوباره مساوی کرد. بازی به وقت های اضافه و ضربات پنالتی کشیده شد. اوبلاک جوان و مضطرب بر خلاف پیترچک خونسرد و با تجربه ای که چهار سال قبل او و چلسی را بر بام اروپا قرار داده بود ایستاده بود. او که بسیار وحشت زده و مضطرب بود نمی توانست حتی جهت پنالتی ها را تشخیص دهد. پنالتی ها یکی پس از دیگری تبدیل به گل می شد تا اینکه کسی که پاس گل را داده بود حسرت را بر دل هواداران اتلتیکو گذاشت.‌ خوانفران پنالتی را به پایه تیرک زد تا رونالدو پنالتی آخر را گل کند و رئال مادرید باز هم مانند ۲۰۱۴ قهرمانی اروپا را جشن بگیرد. که او با چشمانی اشک بار به آسمان تاریک میلان خیره شود تا شاید پاسخ سئوالش را بیابد. که شاید آسمان به او بگوید او و یارانش با چه نیرویی توانستند از سد غول مونیخی پپ و مثلث مرگبار ام اس ان بگذرند و به فینال برسند. ولی کسی نبود تا چیزی بگوید. او همانطور اشک ریخت تا آن شب هم به پایان رسید. فصل بعد او در بازی با دیپورتیوو لاکرونیا به هوا پرید تا ضربه ی سر بزند. با سر محکم به زمین خورد و از هوش رفت. بازیکنان مضطرب سعی می کردند تا دهانش را باز کنند و زبانش را بیرون بکشند تا راه های تنفسی او باز شود. همه ی افراد وحشت زده شده بودند. یعنی چه اتفاقی برای فرناندو افتاده بود؟ خیمنز از شدت اضطراب اشک می ریخت و سیمئونه با وحشت فریاد می زد. او را به بیمارستان منتقل کردند و روز بعد بهوش آمد و مرخص شد. او و یاران خسته اش باز هم در نیمه نهایی آن فصل تسلیم رئال مادرید شدند. فصل بعد هم در گروه مرگ با رم و چلسی و قره باغ بازی کردند و در گروه پس از رم و چلسی سوم شدند و به لیگ اروپا سقوط کردند. ساق های خسته و ناامید آنها دیگر طاقت ناکامی و شکست را نداشت. ولی در لیگ اروپا برای آنان شادی بود. آنها در لیگ اروپا با گذر از سد کپنهاگن، لوکوموتیو مسکو، اسپورتینگ لیسبون و آرسنال به فینال رسیدند و در فینال با دو گل گریزمان و یک گل از کاپیتان گابی قهرمانی را جشن گرفتند. فرناندو بالاخره توانست بوی شیرین قهرمانی را دوباره حس کند و جامی دیگر را با اتلتیکو بالای سر ببرد. او پس دائمی شدن قراردادش با اتلتی در سال ۲۰۱۷ در ۵۸ بازی ۱۳ گل به ثمر رساند. ناگهان اعلام کرد که می خواهد برود و باز هم‌خانه را ترک کند. او این بار خانه را با مراسمی با شکوه ترک کرد و به ساگان توسو ژاپن پیوست. در ۳۵ بازی ۵ گل به ثمر رساند و سپس فوتبال را در ژاپن ترک گفت. در رده ی ملی او بسیار درخشان ظاهر شد و توانست در رده ی ملی زیر ۱۵ سال قهرمانی یورو را بدست بیاورد و در همان تورنمنت دو جایزه ی بهترین بازیکن و بهترین گلزن را بدست بیاورد. اولین بازی ملی او در سال ۲۰۰۳ و در مقابل پرتغال بود. او در یورو ۲۰۰۴، جام جهانی ۲۰۰۶، یورو ۲۰۰۸ و جام جهانی ۲۰۱۰ و یورو ۲۰۱۲ و جام جهانی ۲۰۱۴ حضور پیدا کند. او توانست در یورو ۲۰۰۸ فقط دو گل مقابل سوئد و آلمان به ثمر برساند که گل او به آلمان گلی بسیار حیاتی بود و قهرمانی اسپانیا را در پی داشت. در جام جهانی ۲۰۱۰ و در فینال او تاثیر زیادی روی گلی که به ثمر رسید داشت و در فینال یورو ۲۰۱۲ با زدن یک گل و دادن یک پاس گل بسیار درخشید. او توانست اولین بازیکنی باشد که در دو فینال پیاپی یورو گل زنی می کند و در کارنامه ی ملی او قهرمانی جام جهانی و قهرمانی ۲ یورو و مقام سومی و نائب قهرمانی جام کنفدراسیون ها دیده می شود. این بود سفر کوتاه ما به دنیای ال نینیو ی بزرگ. او هر کجا که باشد و هر کاری که بکند، چه گل بزند و چه گل بسازد هر کاری که بکند در قلب هواداران اتلتی جاودانه هست و خواهد ماند.