سلطان محمود غزنوی اصلا معلوم نیست ترکی بلد بوده یا نه چون مادرش زابلی بوده و تو تاریخ معروف بوده به سلطان محمود زابلی (زاولی) این خزعبلات و تعصب رو نژاد ترک ساخته اذهان پریشان است.
شعر سنایی غزنوی :
روزی از روزها به وقت بهار
رفت محمود زاولی به شکار
سلطان محمود بخاطر باور های مذهبی فردوسی که شیعه بوده برش سخت گرفته و اخرش هم پشیمون شده گفته شده لقب فردوسی هم ایشون بهش داده که به معنی کسی هست که از بهشت آمده است.
کتاب تاریخ بیهقی در مورد پسرش مسعود غزنوی فارسیه و جملات ثبت شده از اون هم فارسیه
رفتن ابوالفضل بیهقی به پیش مسعود غزنوی:
◙ پیش رفتم. یافتم خانه تاریک کرده و پردههای کَتّان آویخته و ترَ کرده و بسیار شاخهها نهاده و تاسهای بزرگِ پُر یَخ بر زَبَرِ آن و امیر را یافتم آنجا بر زَبَرِ تخت نشسته، پیراهنِ توزی، مِخنَقه در گردن، عِقدی همه کافور و بوالعَلایِ طبیب آنجا زیرِ تخت نشسته دیدم.
◙ گفت: بونصر را بگوی که امروز دُرُستم و در این دو سه روز، بار داده آید که علّت و تب تمامی زایل شد.
همه ابیات عرب ستیزانه هم جعلی است.
( اپراتور پاک نکن پست اون چند ساعته مانده)



