زمان استاندارد برای شناخت مربی حرفه ای از تیم جدید خود یک ماه است اما، دقیقاً چهار ماه است که محمود فکری سرمربی استقلال شده و دریغ از یک نشانه تغییر و پیشرفت! چهار ماه است که استقلال سرگردان و بی هدف فقط در جا می زند. نه به ترکیب ثابت رسیده، نه فروغی تازه از بازیکنان و نه نشاطی در تیم دیده می شود. فکری اعتقادی به پست تخصصی ندارد؛ بازیکنان سرگردان هر روز در جایی متفاوت به کار گرفته می شوند و هیچ شرح وظایف مشخصی ندارند و این در حالی است که امسال استقلال مجموعه ای از بهترین بازیکنان لیگ را دارد. از ابتدای فصل استقلال صرفاً بر اساس خلاقیت بازیکنان گل می زند و هیچ نشانه ای از انسجام و برنامه در این تیم مشاهد نمی شود؛ در واقع، بازیکنان متعصب و دوست داشتنی استقلال در هر بازی می کوشند و جان می کنند تا اشتباهات فاجعه بار کادر فنی را جبران کنند. کادر فنی و در رأس آن محمود فکری در هر بازی ناخواسته و با ندانم کاری استقلال را آچمز می کند؛ استقلال به کادر فنی اش می بازد و امتیاز از دست می دهد. استقلال اسیر «بی فکری» است. با این کادر فنی نادان و ناتوان محال است استقلال قهرمان لیگ شود و در صورت ماندن این کادر فنی در لیگ قهرمانان آسیا مفتضح و نقره داغ خواهد شد. نحوه کار و برنامه این کادر فنی ناامید کننده است و ادامه دادن با آن فقط و فقط وقت تلف کردن است و بس. با این کادر فنی هیچ آینده روشنی برای استقلال متصور نیست. چهار ماه است که فکری فقط رجز می خواند و زمین و زمان را مسئول ناکامی خود می داند و دریغ از یک حرف فنی. از نمایش سر در گم بازیکنان در زمین می توان حدس زد که این تیم هدفمند تمرین نمی کند و بازیکنان در تمرین چیزی نمی آموزند و رشد نمی کنند.
یکی نیست که پاسخ دهد وقتی با سه مهاجم بازی می کنید و سه هافبک دیگر را کاملا درگیر گرفتن میانه میدان می کنید، تغذیه و در موقعیت گل قرار دادن سه مهاجم با کیست؟ وقتی با سه هافبک بازی می کنید، چرا وریا غفوری را در دفاع قرار می دهید و با این کار عملاً قدرت میانه میدان و گل سازی استقلال را کم می کنید؟ چرا قایدی و شیخ دیاباته باید تا یک سوم خودی عقب بیایند و در میانه میدان انرژی آنها بی هدف تحلیل برود؟ چرا بازیکنان در پست تخصصی خود بازی نمی کنند؟ چرا پاس های تک ضرب و متوالی استقلال کم تر به عدد پنج می رسد؟ چرا با ترکیب نادری، بابک مرادی و قایدی کانال جناح چپ استقلال را فعال نمی کنید؟ چرا در نبود موسوی از عارف غلامی در پشت وریا عفوری استفاده نمی کنید تا وریا کاملا آزاد شود، جلو برود و موقعیت بسازد؟ چرا ترکیب دفاع وسط استقلال چرخشی است؟ چرا جلوی محوطه هجده قدم استقلال فضای باز و خالی برای مهاجمان حریف فراهم می شود؟ چرا بازیکنان استقلال انگیزه برد ندارند و با زدن یک گل اشباع می شوند؟ چرا استقلال برای جبران گل خورده بازی می کند؟ چرا در این فصل بازیکنان نسبت به سال گذشته خود افت کرده اند و هیچ بازیکنی بهتر از فصل گذشته خود نیست؟ چرا کادر فنی این قدر با بازیکنان درگیر است؟ چرا هر هفته یک بازیکن در اختیار باشگاه و کمیته انظباطی آن قرار می گیرد؟ زورگیرانِ بزن بهادر و قلدر مآب کنار زمین تمرین استقلال چه می کنند؟
در این سیزده هفته فقط یک تاکتیک از استقلال دیده ایم: «بدو، بزن زیرش و اتفاقی گل بزن». سیزده هفته است که استقلال فقط و فقط بر اساس تعصب و خلاقیت بازیکنانش گل می زند. نگران کننده ترین وضعیت استقلال جهل مرکبی است که کادر فنی گرفتار آن است: فکری و مرفاوی نمی دانند که نمی دانند! و این فاجعه بار است. استقلال اسیر «بی فکری» است. تصور کنید همین تیم فعلی استقلال در دست یک مربی کاردان و با دانش مانند استراماچونی، وینفرد شفر یا الکس نوری بود، چه نمایشی که از استقلال نمی دیدیم. حیف و صد حیف از فرصت سوزی. فکر می کنید با وجود دلال های قد و نیم قد، قایدی چند فصل دیگر در استقلال خواهد بود؟ این تیم استقلال فقط همین فصل را فرصت دارد تا نتیجه بگیرد. شک نکنید در پایان فصل چند بازیکن استقلال لژیونر خواهند شد. نیم فصل، آخرین فرصت برای جبران مافات و بیرون انداختن این کادر فنی نادان و ناتوان است. فکری نه خوب است و نه بد او برای استقلال کم است کم. جای او روی نیمکت استقلال نیست همانطور که جای فرهاد مجیدی نبود. کاش مدیران استقلال بفهمند و دست به کار شوند. کاش همپای بازیکنان و هواداران، در مدیران استقلال هم اراده ای برای قهرمانی استقلال باشد ...


