بر تعصب کورکورانه ات لعنت بفرست و بخوان
یک قرار مصاحبه با رئیس یک کارخانه بزرگ مواد غذایی داشتم.یک کت و شلوار مرتب و اتو کشیده تنم کردم.ادم مهمی بود.باید با یک ظاهر مناسب میرفتم.
رئیس منتظرم بود و مرا به نشستن دعوت کرد.سعی کردم رسمی باشم.یک ادم موفق مقابلم بود.مصاحبه را با سوال های روتین عادی شروع کردم که خودم هم مشتاق به شنیدن جواب آن ها نبودم.ولی انگار پرسیدن چنین سوال هایی از واجبات یک مصاحبه است.چند سوال اول سریع گذشت.
-((چه شد که کارخانه شما به این جا رسید؟چه چیز شما متفاوت است؟))
-((تجهیزاتمان خوب است.مواد اولیه ما فوق العاده است.مرغوب ترین گندم برای مواد غذایی ما به اینجا میرسد.))
-((پس کشاورزان خوبی در این کار هستند.))
-((اممم....بله ولی...))
صحبتش را قطع کردم:((شما به آن ها مدیونیدوقبول دارید؟در گذشته که کارخانه ای نبود کشاورز زندگی اش را میچرخاند.اما بدون کشاورز نه شما هستید نه کت و شلواری که تنتان است.درباره ی آن کشاورز ها چه میدانید؟))
رئیس چهره اش در هم رفت و گفت:((کشاورز؟!اهمیتی نمیدهم.من رئیسم.همه من را میشناسند.چیزهایی که میگویی اهمیتی ندارد.کسی به آن بدبخت ها اهمیتی نمیدهد.من باهوش بودم و به این جا رسیدم و چند برابر همه آن ها روی هم پول دارم.))
مکث کردم و گفتم:((به دیدگاه عوام اهمیتی نمیدهم.مخاطبم شما هستید.بله برای مردم شما قوی هستید و کشاورز هیچ چیز نیست.ولی شما باید این را درک کنید که تا چه اندازه به آن ها وابسته اید.ولی شما برایتان مهم نیست که آن ها که هستند!))
ادامه ی مصاحبه از ابتدای آن وحشتناک تر بود.هنگام خروج همه جایم عرق کرده بود.خوب پیش نرفت!یادم رفته بود که برای مصاحبه امده ام.احساساتی شدم و ...
*****************************************
این فوتبال خیلی عجیب است.هر پدیده ای که در اطرافمان میبینیم.هر چیزی که ذهن بشریت را به خودش مشغول کرده ردپایی در این فوتبال دارد.به دنبال بدنامان تاریخ هستیم و دوست داریم راجع به مبارزه با آن ها بدانیم.میبینیم که در دل فوتبال مبارزه با دیکتاتوری به نام فرانکو خودنمایی میکند.
به دنبال حوادث غمناک هستیم و سقوط هواپیمای یونایتد مقابلمان خود نمایی میکند.
مبارزه با بیماری ها!مگر میتوان ابیدال را نادیده گرفت؟این فوتبال همه چیز دارد!
میخواهم از تیم هایی بگویم که شاید دقیقه ای هم درباره آن ها فکر نمیکنیم.همان تیم هایی که دو یا سه قطبی بودن لالیگا را تو سرشان میزنیم.یا تیم هایی که در حد رقابت با بایرن نبودند.همان تیم هایی که تحقیر میشوند.همان هایی که همیشه باید ببازند و معمولا هم میبازند.همان کشاورزهایی که به حسابشان نمی آوریم!
البته حق هم داریم.اکثر این تیم ها المانی هستند.بازیکنانی گم نام.مربی هایی معمولا ناشناخته.همان لیگ تک قطبی و کسل کننده و 18 تیمی و ...
حق داریم عاشق لیگ جزیره باشیم.دوست داریم لیگی را که ساماراسی که فیکس سلتیک بود در تیم کوچکی مانند وست بروم بازی کند.همه بازیکنان بزرگ.همه تا دارند خرید میکنند.کلی پول خرج شود و ستاره ها جمع شوند..خیلی خوب است!
عجیب است که چرا 5 دقیقه...فقط 5 دقیقه با خودمان فکر نکردیم این بازیکنان از کجا می آیند.آن اوزیلی که همه چیز را برای حضرت رونالدو فراهم میکرد از کجا امده؟
حرفی نمیزنم خودتان ببینید
http://www.transfermarkt.com/mesut-ozil/profil/spieler/35664
و بله!خودتان حدس بزنید اگر بوندس لیگا هم میخواست مثل جزیره باشد چه میشد.این ستاره ها دقیقا میخواستند از کجا بیایند؟درک این که هر تیم یا هر لیگ در به وجود آمدن این فوتبالی که ما از ان لذت میبریم نقشی دارد خیلی سخت نیست.هر کدام بخشی ازاین فوتبال را به ما میدهند.ولی ما هیچوقت کشاورزها را دوست نداشتیم.همه نمیتوانند رئیس کارخانه باشند.
بله...حقیقت همین است.90 درصد حامیان بوندس لیگا طرفدار یک تیم المانی هستند.معمولا بایرن.دلیل این انتخاب هم همان هست.جام و ستاره ها و قدرت و...
برای خیلی از ما ها آن جنبه ی ستاره سازی جذابیت ندارد.طبیعتمان همین است.مگر ما نیستیم که ریشه و اصالت یک تیم را در جام گرفتن میدانیم؟هر که در گذشته جام داشته باشد میشود هویت فوتبال
این را از زبان کسی بشنوید که به فوتبال المان علاقه ای ندارد.آن را دنبال نمیکند و در طول فصل شاید 20 بازی از آن را ببیند.ولی تعصبی نظر نمیدهد و نقش غیر قابل انکار آن را در این صنعت بزرگ پذیرفته.
میتوانید فوتبال المان را دنبال نکنید.میتوانید از اسپانیا فقط رئال و بارسا را بشناسید و البته اتلتیکو وقتی که جام گرفت!ولی درک کنید که خیلی از تیم ها در لذت های شما نقش دارند.
بله خیلی خوب است که یک بوندس لیگایی باشد که بسازد و بسازد.بازیکنانی که بی مصرف شده اند را دوباره به چرخه بازگرداند.کاگاوا بنتنرهولتبی و ...در جزیره شاید وستهام بهترین تیمی بود که نصیبشان میشد.
خنده دار است.منچستری که درلیگ قهرمانان اروپا حضور ندارد یک تیم گران قیمت دارد و نیمکت نشینش کاگاوا میرود به تیمی که در اروپا سر و صدا میکند و یک بازیکن کلیدی میشود.این تفاوت ها خیلی جالب است.نمیتوانم از دیدن بنتنر ها لذت ببرم.ولی خوب است که یک بوندس لیگایی باشد.شاید در سال های اخیر رقابتش بر سر قهرمانی جذاب نباشد.شاید تیم هایش بازیکنان بزرگ با مربی های بزرگ نداشته باشند.شاید حتی 4 سهمیه زیادشان باشد ولی خوب است که آن ها همیشه باشند.
همه لیگ ها قرار نیست مثل هم باشد.تفاوت هاست که جذاب است!
************************************************
بی تعصب درباره ی فوتبال فکر کردن زیباست..ولی خیلیها از این زیبایی محرومند...
بنده برای نوشتن مقاله نه به کسی وابسته هستم نه میخواهم توجه کسی را جلب کنم.از منطقم دستور میگیرم و توجه تعصبم را جلب میکنم.
کپی فقط با اطلاع به خودم.خواهشا.کمی وجدان
منتظر نظرات هستم